صمة بن ابى عصمه بعلبكى .
و اين افراد نيز ((جاعل حديث )) هستند، پس به احاديث نقل شده توسط آنها نمى توان اعتماد كرد.
در جواب از دليل سوم ايشان گوييم : به فرض كه نظريه جاعل بودن اين اشخاص را بپذيريم ، روايت انعقاد نطفه حضرت فاطمه عليهاالسلام ، از ميوه هاى بهشتى و پس از معراج ، به ده ها سند از اشخاص مورد اعتماد ايشان كه متهم به جعل نيز نمى باشند، روايت شده است ،
برخى از اين اشخاص عبارتند از:
جابر بن عبدالله انصارى
عبدالله بن عباس
عايشه
امام ابوعبدالله الصادق عليه السلام
عمر بن خطاب
سعيد بن مالك
امام على بن موسى الرضا عليه السلام
حذيفة بن يمان
سلمان فارسى
عروه بارقى
حارث اعور
و با اين وصف راهى براى انكار دسته جمعى اين گروه از روايات وجود ندارد، البته مى توان يك سند خاص ‍ را به دليل وجود فردى جاعل يا متهم به جعل در آن سند، تضعيف كرده مردود دانست ولى در چنين موردى نيز نمى توان ((متن روايت )) را غيرمعتبر تلقى نمود زيرا آن محتوا عينا توسط روايات ديگر تاءييد شده است .
26- معانى الاخبار، ص 396 ح 53.
27- محمد بن موسى بن المتوكل .
28- عبدالله بن جعفر حميرى .
29- يعقوب بن يزيد.
30- حسن بن على بن فضال .
31- سوره روم ، 4 و 5.
32- منظور خلقت نورى بشر در عالم ذر مى باشد كه قبل از خلقت آسمانها و زمين بوده است .
33- گفتن لا اله الا الله .
34- علل الشرايع ، ص 183 ب 147 ح 1.
35- احمد بن حسن قطان .
36- حسن بن على سكرى .
37- محمد بن زكريا الجوهرى .
38- جعفر بن محمد بن عماره كندى .
39- جابر جعفى از اصحاب امام باقر و صادق عليهماالسلام .
40- و مراجعه شود به :
دلائل الامامة ، ص 52
تفسير فرات كوفى ، ص 216 شماره 290.
41- علل الشرايع ، ص 184 ب 147 ح 2.
42- تفسير فرات كوفى ، ص 57 شماره 49
بحارالانوار، ج 8 ص 88 و 189 شماره 160، به نقل از علل الشرايع ، به صورت مختصر
بحارالانوار، ج 8 ص 190 شماره 165، به نقل از تفسير فرات
بحارالانوار، ج 18 ص 350 و 351 شماره 61، به نقل از علل الشرايع و كتاب المحتضر تاءليف حسن بن سليمان و او به نقل از كتاب المعراج تاءليف شيخ صدوق
المحتضر، ص 135 و 136
و بحارالانوار، ج 44 ص 240 و 241 شماره 33، مختصرا از تفسير فرات
و بحارالانوار، ج 37 ص 81 و 82 ض شماره 49، به نقل از كشف الغمة ، از حذيفة بن يمان ، با تفاوت جزئى در الفاظ و معانى ، منقول از كتاب مولد فاطمة تاءليف شيخ صدوق
حديث ابن عباس را درباره انعقاد نطفه حضرت فاطمه عليهاالسلام از خرماى بهشتى ، در منابع و مصادر ذيل مى يابيم :
تاريخ بغداد، ج 12 ص 331
دلائل الامامة ، ص 53، به نقل از قاضى ابواسحاق ابراهيم بن مخلد بن جعفر باقرحى ، از خديجه ام الفضل دختر محمد بن احمد بن اءبى الثلج ، از ابوعبدالله محمد بن احمد صفوانى ، از ابواحمد عبدالعزيز يحيى بن عيسى الجلودى ، از محمد بن زكريا، از عثمان بن عمران ، از عبدالله بن موسى عبسى ، از جبله مكى ، از طاووس ، از ابن عباس
ذخائرالعقبى ، ص 36، به نقل از ابوالفضل بن خيرون ، از ابن عباس
مناقب ابن مغازلى ، ص 357 و 358 شماره 406، به نقل از ابوالحسن احمد بن مظفر عطار، از ابومحمد عبدالله بن محمد بن عثمان ملقب به ابن السقاى حافظ، از محمد بن ابى الشيخ واسطى ، از ابوعبدالله حسين بن عبيدالله ابزارى ، از ابراهيم بن سعيد، از ماءمون ، از رشيد، از مهدى ، از منصور، از پدرش ، از جدش ، از ابن عباس
ميزان الاعتدال ، ج 1 ص 541 شماره 2022، به نقل از ابراهيم بن سعيد جوهرى ، از ابن عباس
ينابيع المودة ، ص 259.
43- تفسير قمى ، ج 1 ص 365.
44- حسن بن محبوب زراد.
45- على بن رئاب كوفى .
46- ابوعبيده زياد حذاء.
47- و مراجعه شود به :
مناقب ابن مغازلى ، ص 357 شماره 406
ذخائرالعقبى ، ص 36
الطرائف ، ص 27
لسان الميزان ، ج 5 ص 160 شماره 541
بحارالانوار، ج 37 ص 64 شماره 36
تفسير نورالثقلين ، ج 3 ص 131 ح 49
البرهان ، ج 2 ص 292 ح 3
بحارالانوار، ج 18 ص 315 شماره 27
بحارالانوار، ج 8 ص 142 شماره 62
كتاب المجروحين ، ج 2 ص 29 و 30
بحارالانوار، ج 8 ص 120 شماره 10، به نقل از تفسير قمى
بحارالانوار، ج 43 ص 42 شماره 42، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب
مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 334
شرف المصطفى ، خرگوشى ، به نقل مناقب از آن
كتاب الاعتماد: اشنهى ، به نقل مناقب از آن
كتاب الرسالة : سمعانى ، به نقل مناقب از آن
اربعين : ابن الموذن ، به نقل مناقب از آن
المحتضر: ص 135، به نقل از كتاب معراج تاءليف شيخ صدوق .
48- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 405.
49- و مراجعه شود به : مقتل الحسين ، ج 1 ص 70، به نقل از ابوالفضل حفربندى ، از حسين بن احمد سمرقندى ، از ابوالقاسم بن احمد و اسماعيل بن ابى نصر و احمد بن حسين ، و آن سه نفر از ابوعبدالله حافظ، از حسين بن محمد، از محمد بن زكريا، از عبدالله بن مثنى ، از ثمامة بن عبدالله بن انس ، از انس بن مالك
تاريج جرجان تاءليف سهمى (ت 427 ه ) ص 170 و 171 شماره 208، به نقل از ابواحمد بن عدى حافظ از ابواحمد بندار بن ابراهيم بن عيسى الاسترآبادى ، از محمد بن زكريا الغلابى ، از عباس بن بكار، از عبدالله بن مثنى ، از عمويش ثمامه ، از انس بن مالك
المستدرك على الصحيحين : ج 3 176 شماره 4759، به نقل از حسين بن محمد بن اسحاق مهرجانى ، از محمد بن زكريا بن دينار غلابى بصرى ... تا آخر سند.
50- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 356.
51- وى عطاء بن الزيات است كه او را به نام ابن ابى رباح نيز مى شناسند.
52- نام او زيات و كنيه اش ابورباح است ، و تمامى روايات را از ابوصالح زيات و او از ابوهريره روايت مى كند.
53- ظاهرا بخش دوم روايت از خود ابن شهر آشوب است نه از ابورباح .
54- مناقب آل اءبى طالب ، ج 3 ص 405.
55- و مراجعه شود به : كشف الغمة ، ج 2 ص 89، از تفسير ثعلبى .
56- كشف الغمه ، ج 2 ص 75.
57- ابومحمد عبدالله بن احمد بغدادى نحوى معروف به ابن خشاب متوفى به سال 567 هجرى است كه نسخه اى از كتاب معروف او به نام تاريخ مواليد و وفيات اهل بيت النبى صلى الله عليه و آله در اختيار محقق اربلى بوده و در كتاب خود از آن روايت كرده است .
58- اين خبر از يك سو ميلاد حضرت فاطمه را در سال پنجم بعثت اثبات مى كند و مى گويد: ولدت فاطمة بعد ما اءظهره الله نبوة نبيه و انزل عليه الوحى بخمس سنين و از سوى ديگر آن را به پنج سال قبل از بعثت در 35 سالگى پيامبر يعنى پنج سال قبل از مبعث بوده است ، سپس ‍ بلافاصله مى گويد: ((و توفيت و لها ثمانية عشر سنة )) و اين با بخش اول روايت مناسبت دارد و از اينجا معلوم مى شود كه تعبير ((و قريش تبنى البيت )) جزو روايت نبوده و در اثر اشتباه در استنساخ در متن قرار گرفته ، و يا مغرضين آن را در خبر مذكور افزوده اند تا آن را مخدوش نمايند. والله العالم .
59- كشف الغمة ، ج 2 ص 75.
60- روضة الواعظين ، ج 1 ص 143.
61- كافى ، ج 1 ص 457.
62- عيون المعجزات ، ص 54.
63- برخى از مصادر حديث ((المؤ من ينظر بنورالله تعالى )) به شرح ذيل است :
تفسير مجمع البيان ، ج 6 ص 343
امالى شيخ صدوق ، ص 184
مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 344
عيون اخبارالرضا، ج 2 ص 324
بصائرالدرجات ، ص 104
اختصاص ، ص 306
تفسير عياشى ، ج 2 ص 247.
برخى از دانشمندان اهل سنت حديث ((المؤ من ينظر بنورالله تعالى )) را جعلى مى دانند:
الدرالملتقط فى تبيين الغلط، ص 27 شماره 29
صحيح ترمذى ، ج 5 ص 298