ه روايت مذكور را سلب مى نمايد.
84- ام سلمه ، هند بنت ابى اميه بن المغيره ، كه گفته شده نامش هند نبوده بلكه ((رمله )) بوده ، همراه با همسرش ابوسلمة بن عبدالاسد از اولين كسانى بودند كه پس از اسلام آوردن به حبشه هجرت كردند و در سال سوم هجرت به مدينه بازگشتند، ابوسلمه در اثر بيمارى شديد در همان سال وفات نمود و ام سلمه را با پنج فرزند كه بيشتر آنها صغير بودند، تنها گذاشت . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و مؤ منين مدينه همواره به احوال او و فرزندانش رسيدگى مى كردند تا آنكه در سال چهارم هجرى پيامبر از وى خواستگارى نمود و او را به همسرى خويش درآورد. ام سلمه از بهترين و محبوبترين همسران رسول خدا بود كه در ايمان ، تقوى و دانش هيچ يك از همسرانش بعد از خديجه ، به مرتبه او نمى رسيدند. بين ام سلمه و حضرت فاطمه الفت و محبت زيادى وجود داشت . وى در سال 28 قبل از هجرت متولد و در سال 62 هجرى وفات نمود و در زمان ازدواج با پيامبر 32 سال داشت .
نكته مهمى كه در اينجا وجود دارد درباره بخش آخر از روايت ابن عباس است كه در آن از زبان ام سلمه مى گويد: رسول خدا مرا به ازدواج خود درآورد و مسئوليت تربيت فاطمه را به من واگذار نمود. در حالى كه ازدواج پيامبر و ام سلمه در سال چهلم هجرى واقع شده و در آن سال حضرت فاطمه نزديك به 5/2 الى 3 سال بوده كه با حضرت على عليه السلام ازدواج نموده و داراى دو فرزند بوده است ، پس ‍ چگونه ممكن است كه پيامبر او را به دست ام سلمه سپرده باشد تا وى را تاءديب و تربيت نمايد؟!
85- قول ابن اسعد كاتب در طبقات الكبير، ج 8 ص 11
و قول طبرى در تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ص 473
و قول بلاذرى در انساب الاشراف ، ص 402
و قول ابن اثير جزرى در الكامل ، ج 2 ص 341، و در المختار فى مناقب الاخبار، ص 56 / مخطوط
و قول ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق ، ج 1 ص 424
و قول سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص ، ص 315.
و مراجعه شود به :
1. الاصابة ، ج 4 ص 275
2. سير اعلام النبلاء، ج 2 ص 27
3. حلية الاولياء، ج 2 ص 42
4. مقتل الحسين ، ج 1 ص 79
5. مسند احمد، ج 6 ص 163
6. التنبيه و الاشراف ، ص 250
7. مشكل الاثار، ج 1 ص 48
8. المعتصر من المختصر، ج 2 ص 247
9. اتحاف السائل ، ص 23
10. طرح التثريب ، ج 1 ص 149
11. نظم دررالسمطين ، ص 179
12. مطالب السؤ ول ، ص 9
13. وسيلة النجاة ، ص 202
14. منال الطالب ، ص 15
15. الفصول المهمة ، ص 143.
و علامه مجلسى در بحارالانوار، ج 43 ص 8 ض شماره 12، اين نظريه را به ديلمى نيز نسبت مى دهد و مى گويد كه ديلمى اين نظريه را از ابونعيم اصفهانى در كتاب معرفة الصحابه برگرفته است .
و شيخ عبدالله بحرانى در عوالم العلوم ، ج 11 ص 14 شماره 11، آن را به بكرى در كتاب ((الانوار)) منتسب مى سازد.
و علامه مناوى در اتحاف السائل ، ص 23، آن را به مدائنى نسبت داده و مى گويد: و جزم به المدائنى .

86- اتحاف السائل ، ص 23
بحارالانوار، ج 43 ص 8 شماره 12، من بعض كتب المخالفين
عوالم العلوم ، ج 11 ص شماره 1.
87- كافى ، ج 8 ص 339 شماره 536 به سند صحيح و معتبر
المحتضر، ص 129
حلية الابرار، ج 1 ص 94
برهان ، ج 2 ص 435 شماره 4
بحارلانوار، ج 19 ص 115 شماره 2.
88- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 405
بحارالانوار، ج 43 ص 6 ض شماره 7.
89- كافى ، ج 1 ص 439، باب مولد النبى صلى الله عليه و آله .
90- الطبقات الكبير، ج 8 ص 17.
91- تاريخ مدينة دمشق ، ج 1 ص 434.
و نيز مراجعه شود به :
1. الذرية الطاهرة ، ص 152 شماره 201، با تفاوتى اندك در الفاظ و تعبيرات
2. كشف الغمة ، ج 2 ص 129
3. بحارالانوار، ج 43 ص 189 ض شماره 19
4. مسند احمد، ج 6 ص 163
92- انساب الاشراف ، ص 402.
93- احمد بن حنبل در الجامع و معرفة الرجال ، ج 1 ص 188 شماره 1111 در مورد او او گويد: ليس حديثه بشى ء كان يكذب و يضع الحديث و ارباب رجال در اين مورد كه او جاعل حديث است اتفاق نظر دارند، مراجعه شود به :
1. تنزيه الشريعة ، ج 1 ص 131 شماره 6: يضع الحديث
2. الضعفاء الصغير، ص 124 شماره 116: ضعيف
3. الضعفاء و المتروكين ، ص 115 شماره 666: متروك الحديث
4. كتاب الضعفاء ابن حبان ، ج 8 ص 429: يروى الوضوعات
5. ميزان الاعتدال ، ج 4 ص 358 و... .
94- مانند:
1. ابن عبدالبر در استيعاب .
2. حاكم نيشابورى در مستدرك .
3. ابن واضح يعقوبى در تاريخ يعقوبى .
4. سيوطى در الثغور الباسمة .
5. ابن المزى در تهذيب الكمال .
6. ابن قدامة المقدسى در التبيين
7. محب الدين طبرى در ذخائرالعقبى
8. ابن حجر عسقلانى در الاصابة .
9. ابن اثير جزرى در اسدالغابة .
10. ذهبى در تاريخ الاسلام .
11. ابن عساكر در تاريخ مدينة دمشق .
12. كلبى (هشام )، به نقل بحارالانوار از او.
13. و... .
95- جلال الدين عبدالرحمن سيوطى ميلاد حضرت فاطمه را در 5/7 سال قبل از مبعث مى داند.
ابن مزى كلبى ، حاكم نيشابورى ، يعقوبى ، ابن عبدالبر و ابن قدامه مقدسى در سال دوم از بعثت پيامبر مى دانند.
ابن حجر عسقلانى آن را در همان سال هجرت مى داند.
ابن عساكر در نهايى ترين قول خود آن را در سال چهارم قبل از مبعث مى داند.
كلبى آن را در 11 سال قبل از بعثت مى داند.
و... .
96- ممكن است برخى به دو روايت از منابع شيعى درباره اينكه حضرت فاطمه عليهاالسلام پنج سال قبل از بعثت پيامبر متولد شده است استناد نمايند، اين دو عبارتند از:
روايت اول : ابوالفرج اصفهانى (284 356 ه ) در مقاتل الطالبيين ، ص 59 گويد:
و كان مولد فاطمة قبل النبوة و قريش حينئذ تبنى الكعبه ، و كان تزويج على بن ابى طالب اياها فى صفر بعد مقدم رسول الله صلى الله عليه و آله المدينة ، و بنى بها بعد رجوعه من غزوة بدر، و لها يومئذ ثمانى عشرة سنة .
حدثنى بذلك الحسن بن على قال : حدثنا الحارث قال : حدثنا ابن سعد، عن الواقدى ، عن ابى بكر بن عبدالله بن اءبى سبرة ، عن اسحاق بن عبدالله بن اءبى فروة ، عن اءبى جعفر (خ ل : جعفر) ابن محمد بن على
اين روايت خبر جديدى نيست كه ابوالفرج اصفهانى نقل كرده باشد بلكه همان خبر مجهولى است كه ابوبكر بن عبدالله بن ابى سبرة خلق كرده و ما آن را پيش از اين به نقل از طبقات ابن سعد مورد نقد و بررسى قرار داديم لكن در آنجا اين روايت را از يحيى بن شبل نقل كرده بود و در اينجا از اسحاق بن عبدالله بن ابى فروه مدنى ، كه احمد بن حنبل در مورد او گويد: نقل كردن روايت از او حرام است (الضعفاءالكبير، ج 1 ص 102 شماره 119، و المغنى فى الضعفاء ج 1 ص 71 شماره 566) و در جاى ديگر گويد: اسناد ضعيف احاديث را دستكارى مى كرده تا آنها را مقبول مردمان سازد (المجروحين ، ج 1 ص 131) و بخارى گويد: حديثش را ترك كنيد (الضعفاء الصغير، ص 17 شماره 20) و نسائى نيز او را متروك الحديث دانسته (الضعفاء و المتروكين ، ص 19 شماره 50).
بنابراين توضيحات عدم جواز استناد به اين روايت معلوم مى گردد، البته به جز آنچه گذشت اشكالات ديگرى نيز در سند و متن روايت وجود دارد كه با توجه به آنچه در مورد ابوبكر بن عبدالله و اسحاق بن عبدالله گفته شد، ضرورتى براى توجه به آن ضعفها احساس نمى شود.
روايت دوم : محقق اربلى (693 ه ) در كشف الغمة ، ج 2 ص 75 گويد:
قال ابن الخشاب فى تاريخ مواليد و وفيات اءهل البيت ، نقله عن شيوخه ، يرفعه من اءبى جعفر محمد بن على عليه السلام قال :
ولدت فاطمة بعد ما اظهره الله نبوة نبيه ، و اءنزل علي