 الوحى بخمس سنين ، و قريش تبنى البيت ، و توفيت و لها ثمانية عشر سنة و خمسة و سبعين يوما، و فى رواية صدقة ثمانية عشرة سنة و شهر و خمسة عشر يوما، و كان عمرها مع ابيها بمكة ثمانين سنين ... ترجمه : امام باقر عليه السلام فرموده : حضرت فاطمه عليهاالسلام پنج سال پس از نبوت پدرش در مكه متولد گرديد و اين در حالى بود كه قريش خانه كعبه را بازسازى مى نمود، و وفات نمود در حالى كه هجده سال و هفتاد و پنج روزش ‍ بود.
و در روايت صدقه آمده كه عمر حضرتش هجده سال و 45 روز مى شد.
و مدت توقف او با پدرش در مكه هشت سال بود... و سپس به مدينه هجرت كرد.
عبداللطيف عاشور مصرى در تحقيق اتحاف السائل اين روايت و روايت ابوالفرج اصفهانى را مورد استشهاد قرار داده و گويد: و اكثر علما اهل البيت على هذا الراءى و اءنها ولدت قبل البعثة بخمس ‍ سنين (اتحاف السائل ، حاشيه ص 23). ترجمه : اكثر علماى شيعه بر اين نظريه هستند كه حضرت فاطمه عليهاالسلام پنج سال قبل از بعثت پيامبر متولد شده است .
وضعيت روايت اول براى خوانندگان عزيز روشن شد اما در مورد اين روايت :
اولا: اين روايت مرفوع و از اقسام حديث ضعيف و غيرقابل استناد است (يرفعه عن ابى جعفر).
ثانيا: اين خبر از يك سو ميلاد حضرت فاطمه عليهاالسلام را در سال پنجم بعثت اثبات مى كند ولدت فاطمة بعد ما اظهرالله نبوة نبيه و اءنزل عليه الوحى بخمس سنين و از طرف ديگر آن را به پنج سال قبل از بعثت نسبت مى دهد (و توفيت ثمانية عشر سنة ) و مطلب در همين جا تمام نمى شود چرا كه بلافاصله مى گويد (و كان عمرها مع ابيها بمكة ثمانية سنين ). و همه اينها نشان مى دهد كه قيد ((و قريش تبنى البيت )) در روايت نبوده و سپس افزوده شده زيرا اگر تولد دختر پيامبر در زمان تعمير خانه كعبه صورت گرفته بود سن او در حال وفات نه 18 سال كه 28 سال بود و مدت زندگانى او در مكه نه 8 سال كه 18 سال مى بود.
تذكر 1: برخى از طرفداران علاج روايات به اين مقصود كه بتوانند از روايت مذكور همچنان به عنوان مؤ يد براى نظريه اول استفاده نمايند قسمت دوم روايت را حذف نموده و آن را به اين نحو نقل كرده اند:
ولدت فاطمة بعد ما اءظهر الله نبوة و اءنزل عليه الوحى بخمس سنين ، و قريش تبنى البيت
و سپس گفته اند: از لفظ بعد در اصل ((قبل )) بوده است كه در هنگام نقل يا استنساخ ، در اثر اشتباه مورد تصحيف واقع شده و به صورت ((بعد)) نقل يا نوشته شده ، بنابراين ، روايت مذكور در اصل چنين بوده است :
ولدت فاطمة قبل ما اءظهرالله نبوة نبيه و اءنزل عليه الوحى بخمس سنين ، و قريش تبنى البيت
متاءسفانه اين روش رايج در ميان اهل تعصب و كوردلان عالم نماست كه بخش مطلوب طبع خودشان از يك روايت را انتخاب و با ضميمه توضيحاتى عوام فريبانه آن را به نفع مقاصد خود استخدام نمايند.
ما متن كامل اين روايت را از ماءخذى كه همه بايد از آن نقل كنند، براى خوانندگان گرام بيان كرديم ، حال اگر تغيير و تصحيفى را كه اينان ادعا مى كنند، در اين متن اعمال كنيد و روايت را تا به آخر آن مورد مطالعه قرار دهيد خواهيد ديد كه چگونه اين افراد اسباب خنده را فراهم ساخته اند و آنگاه بايد از ايشان پرسيد ((و توفيت و لها ثمانية عشر سنة )). و جمله ((و كان عمرها مع ابيها بمكة ثمانين سنين )) را چه بايد كرد؟
همان گونه كه مى بينيد راهى براى اعمال چنين اصلاحات خيالى در اين روايت وجود ندارد.
تذكر 2 برخى از علما براى ((علاج تعارض باطنى و داخلى )) در اين روايت گفته اند كه شايد لفظ ((و قريش تبنى البيت )) در اصل روايت وجود داشته باشد و بعيد نيست كه در سال پنجم بعد از بعثت پيامبر هم تعميراتى در خانه كعبه صورت گرفته باشد.
در جواب كلام مذكور بايد گفت :
1. تبعيد شى ء دليل عدم وجود شى ء در عالم خارج نمى باشد
2. در تواريخ و روايات هيچ اشاره اى به چنين تعميراتى نشده است
3. لفظ ((تبنى البيت )) به معنى تعمير اساسى است و اين فراتر از تعميرات جزئى است كه امكان مخفى ماندن آن از ديد اشخاص و مورخين وجود داشته باشد.
شيعه و اهل سنت اتفاق دارند كه چنين تعميرى پنج سال قبل از بعثت واقع شده و تعمير ديگرى در تاريخ مورد ادعا واقع نشده است .
97- كافى ، ج 1 ص 457 شماره 10
بحارالانوار، ج 43 ص 9 شماره 13
عوالم العلوم ، ج 11 ص 12 شماره 3.
98- رجال كشى ، ص 347 شماره 646
التحرير طاووسى ص 177 شماره 138
هداية : خصيبى ، ص 176
كشف الغمة ، ج 2 ص 75، به نقل از كتاب ابن الخشاب .
99- رجال طوسى ، ص 88 شماره 24 و 116 شماره 32 و 172 شماره 120
رجال برقى ، ص 15 و 18
رجال ابن داود، ق 1 ص 69 شماره 377
خلاصة الرجال ، ق 1 ص 61 شماره 1
جامع الراوة ، ج 1 ص 178
تنقيح المقال ، ج 1 ص 252 شماره 2268
قاموس الرجال ، ج 3 ص 93 شماره 1765.
100- دلائل الامامة ، ص 10
بحارالانوار، ج 43 ص 9 شماره 16.
عوالم العلوم ، ج 11 ص 13 شماره 5.
101- كافى ، ج 1 ص 458.
102- دلائل الامامة ، ص 10 و 45.
103- روضة الواعظين ، ج 1 ص 173، بحارالانوار، ج 43 ص 7 شماره 9.
104- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 405، عوالم العلوم ، ج 11 ص 14 شماره 11.
105- وى ابومحمد عبدالله بن احمد بن خشاب نحوى معروف به ابن خشاب متوفى به سال 567 ه است و كتابى به نام مواليد الائمه دارد كه آن را مواليد اهل البيت نيز ناميده اند.
106- تاريخ ابن خشاب ، ص 166.
107- او حسين بن حمدان خصيبى جنبلائى است كه وى را به غلط در برخى منابع ((خصينى )) نوشته اند.
108- الهداية فى تواريخ ‌الائمة ، ص 176.
109- او از ثقات اهل سنت است كه كتاب مواليد الائمة را نوشته است . در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران نسخه اى از آن به شماره 2119 (فهرست ، ج 8 ص 858) وجود دارد كه نام ((تاريخ ‌الائمه )) بر آن نهاده اند.
برخى اين كتاب را به امام رضا عليه السلام نسبت مى دهند ولى اين نسبت باطل مى باشد زيرا در اين كتاب سخنانى از امام حسن عسكرى عليه السلام وجود دارد.
110- تاريخ اهل البيت ، ص 71.
111- مستدرك ، ج 3 ص 178 شماره 4765.
112- مستدرك ، ج 3 ص 176 شماره 4760.
113- تهذيب الكمال ، ج 22 ص 143 / مخطوط.
114- مسارالشيعه ، ص 54 و در كتاب ((حدائق الرياض ))، به نقل ابن طاووس در ((الاقبال )) ص ‍ 623، اعلام الورى ، ص 90 و مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ص 112.
115- مصباح المتهجدين ، ص 554، بحارالانوار، ج 43 ص شماره 15، عوالم العلوم ، ج 11 ص 14 شماره 10.
116- تاريخ ‌الائمه و مواليدهم ، ص 6.
117- تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 115. پ
118- تاريخ ‌الائمة و مواليدهم ، ص 6.
119- اقبال ، ص 623
بحارالانوار، ج 43 ص 8 شماره 12
بحارالانوار، ج 98 ص 375 شماره 3
عوالم العلوم ، ج 11 ص 13 شماره 8.
120- مصباح كفعمى ، ص 512
بحارالانوار، ج 43 ص 9 شماره 14
عوالم العلوم ، ج 11 ص 13 شماره 9
مرآت العقول ، ج 5 ص 313.
121- تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 115.
122- ذخائرالعقبى ، ص 26
اهل البيت ، ص 151
استيعاب ، ج 4 ص 364.
123- مستدرك ، ج 3 ص 176 شماره 4760
مستدرك ، ج 3 ص 178 شماره 4765.
124-  منظور از روايات باب ((انعقاد نطفه حضرت فاطمه عليهاالسلام از ميوه هاى بهشتى )) است كه مى توانيد آنها را در منابع ذيل رؤ يت نماييد:
مقتل الحسين ، ج 1 ص 63 و 68 ميزان الاعتدال ، ج 1 ص 38 و 253، و ج 2 ص 26 و 84 تاريخ بغداد ج 5 ص 87 شماره 2481 مناقب المغازلى ، ص 257 و 358 تاريخ ‌الخمسين ، ج 1 ص 277 مجمع الزوائد، ج 9 ص 202 نظم دررالسمطين ، ص 176 