گر، امام على(علیه السّلام) فرمود: به خدا قسم، اگر خطر نابودى دين و بازگشت كفر و پراكندگى مسلمانان در ميان نبود، اين گونه صبر نمى‏كردم.1
اين دو نمونه تاريخى و نمونه‏هاى فراوان ديگر حكايت از آن دارد كه حساسيت زمانه اقتضا مى‏كرد، براى حفظ ظاهر اسلام، اهل‏بيت (علیهم السّلام) آن چنان صبر كنند و «خار در چشم و استخوان در گلو» روزگار بگذرانند.
اما نكته مهم آن است كه در كنار اين صبر، بايد حق و حقيقت در طول تاريخ آشكار بماند و سياهى ظلم و خيانت براى همگان آشكار شود. هنر امام على(علیه السّلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آن بود كه به گونه‏اى رنج را تحمل كردند كه روسياهى آن براى ظالمان در طول تاريخ قابل پاك شدن نباشد و وجدان هر انسان منصفى در طول تاريخ به حقانيت اهل‏بيت (علیهم السّلام) گواهى دهد.
به عنوان يك اصل كلى مى‏توان گفت: «هرگاه اظهار حق بامظلوميت همراه باشد، ماندگارى آن بيش‏تر خواهد بود و هر چه مظلوميت بيش‏تر باشد، تأثير آن حق در طول تاريخ پررنگ‏تر خواهد بود.» نقطه اوج تقارن «حقانيت و مظلوميت» را در زندگانى اهل بيت(علیه السّلام)، به ويژه حضرت على(علیه السّلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام حسين(علیه السّلام)، مى‏توان مشاهده كرد. از اين رو، كشاندن امام على(علیه السّلام) براى بيعت و محنت‏هاى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در اين زمينه از جهت تاريخى و روابط زمينى يك «تحميل» و ظلم آشكار بود، اما از جهت ملكوتى و آسمانى يك «انتخاب» به شمار مى‏آمد. به همين جهت، برخى اهل معرفت گفته‏اند: «على(علیه السّلام) را نبردند بلكه خودش رفت؛ اما به گونه‏اى كه در طول تاريخ ظلم غاصبان قابل انكار نباشد.»
درباره مظلوميت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و واقعه «پشت در» بايد دانست، مردم صدر اسلام احترام ويژه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به حضرت زهرا(سلام الله علیها) را آشكارا ديده و شنيده بودند. هنوز احاديثى مانند «فاطمةُ بضعةُ منى، مَن اذاها فقد اذانى؛ فاطمه پاره تن من است هر كس او را بيازارد مرا آزرده است».2 به خاطر داشتند. از اين رو، هنگامى كه مى‏خواستند امام على(علیه السّلام) را به اجبار براى بيعت به مسجد ببرند، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت در آمد تا آنان به احترام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) شرم كنند و برگردند. اتفاقاً كسانى كه در جلوى جمعيت بودند، وقتى دريافتند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت در است، دست نگاه داشتند و با صداى بلند گفتند فاطمه پشت در است.
اما از آخر جمعيت دستور داده شد: «و ان كانت؛ اگر چه او [فاطمه‏] باشد». آن جا بود كه آن واقعه جان سوز اتفاق افتاد و دشمنان غاصب انتقام خودرا از فدايى ولايت گرفتند.3
ناگفته نماند دشمنان در ظاهر انتقام گرفتند؛ اما «كبودى بدن» و «سرخى خون» مظلومانه حضرت براى هميشه در حافظه تاريخ باقى ماند و حجت بر همه حقيقت جويان آشكار شد. با نگاه ملكوتى، اين يك «انتخاب» از سوى حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود تا حقانيت علوى و مظلوميت فاطمى آميخته گردد و آن مشعل نورانى در طول تاريخ افروخته ماند.

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، مجلسى، ج‏32، ص‏61.
2. صحيح مسلم، ج‏7، باب فضائل فاطمه بنت النبى( صلّی الله علیه و آله و سلّم ).
3. الامامة و السياسة، ابن قتيبه، ج‏1، ص‏30.سوال17 : اسلام پوشش را در ميان نامحرمان تا چه حدي بيان كرده اند و آيا زن نمي تواند صحبت كند در ميان جمع خانوادگي كه نامحرم باشند زيرا صحبت از صحبت كردن حضرت زهرا به ميان مي آورند كه انگشت به دهان مي كردند تا صداي صحبت هايشان به گوش كسي نرسد.
جواب: با توجه به شرايط خاص دوران جوانى، طولانى بودن دوران تجردِ غالب جوانان و خطرات جدى تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفسانى، لازم است برادران و خواهران جوان روابط خود را از نظر كمى و كيفى تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:
اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند حتى الامكان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و بايد در مقابل افراد نا محرم، رفتارى متكبرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتى براى او دارد.
ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذت و ريبه، اشكالى ندارد.
در برخورد و گفتگو، هنجارهاى شرعى زير رعايت شود:
1ـ از گفتگوهاى تحريك كننده پرهيز شود.
2ـ از نگاه‏هاى آلوده و شهوانى خوددارى شود.
3ـ حجاب شرعى رعايت شود.
4ـ قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5ـ دو نفر نامحرم در محيط بسته، تنها نمانند.
بنابراين، سعى كنيد خود را عادت دهيد كه:
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به او خيره نشويد.
2- در همه حال، خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفّت و حيا را فراموش نكنيد. سوال 18 : آيا عدم ازدواج حضرت فاطمه معصومه صحت دارد و در صورت صحت علت آن را ذكر فرماييد.
جواب: در تاريخ معروف است كه امام كاظم (سلام الله عليه)، حضرت معصومه (سلام الله عليها) را شوهر ندادند زيرا كفوى براى ايشان پيدا نمى‏كردند دليل آن هم روشن است، معصومه‏اى چون ايشان تمام توجه‏اش به خداوند متعال است و تنها مردى شايسته همسرى با ايشان است كه چون وى معصوم باشد و وقتى چنين مردى يافت نشد، دوران كوتاه زندگانى را به صورت مجرد سپرى مى‏كنند.سوال 19 : لطفا آدرس رواياتي كه در كتاب اهل سنت در مورد شهادت ،وفات يا ضربه خوردن و يا ناراضي بودن حضرت فاطمه زهرا از خلفاي غاصب را شرح دهيد.
جواب: از بعضي از منابع شيعه و سني استفاده مي شود كه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در اثر ضربات و لطمه ها و فشارهايي كه بر آن مخدره وارد شد, شهيد شدند. اما اين كه مسبب شهادت چه كسي بوده , اختلاف است ; بعضي ((قنفذ)) را ذكر كرده و بعضي , جمعيتي كه بر خانه آن حضرت هجوم آورده اند را سبب قتل مي دانند.
براي آگاهي بيشتر ر . ك : مدارك شيعه : 1- كامل الزيارات ابي القاسم جعفربن محمد بن جعفر بن موسي بن قوليه , ص 332 2- بحارالانوار , ج 28 , ص 61 - ج , 29 , 192 - ج 30 , ص 348 - ج 43 , ص 170 3- الاختصاص شيخ مفيدص 182 4- دلائل الامامه طبري ص 45 5- وفات الصديقه الزهر(سلام الله علیها) علامه مقدأم ص 78
منابع اهل سنت : 1- الملل والنحل الشهرستاني ج 1 , ص 57 2- مناقب آل ابيطالب ابن شهر آشوب ج 3 , ص 358 (به نقل از ((المعارف )) ابن قتيبه ) 3- الامامه والخلافه مقاتل بن عطيه ص 160 4- انساب الاشراف بلاذري ج 1 , ص 586 5- العقد الفريه ابن عبد ربه ج 4 , ص 259 6-