ه هنوز نيامده اند چگونه با اراده انسان مطابقت دارد.</a><a class="text" href="w:text:1690.txt">سوال 25 : گفته شده كه خوب است والدين براي بچه اي كه هنوز به دنيا نيامده است  ....</a><a class="text" href="w:text:1691.txt">سوال 26 : زماني كه از كرامات و عظمت بي بي دو عالم فاطمه زهرا صحبت مي شود ...</a><a class="text" href="w:text:1692.txt">سوال 27 : با توجه به سيره ائمه و رواياتي از اين جمله كه حضرت زهرا در جواب پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) كه: ....</a><a class="text" href="w:text:1693.txt">سوال 28 : در روز قيامت آيا حضرت فاطمه براي شفاعت ....</a><a class="text" href="w:text:1694.txt">سوال 29 : اينكه به ما مي گويند كه حضرت فاطمه را الگو قرار دهيد ....</a><a class="text" href="w:text:1695.txt">سوال 30 : چه كساني در تشييع جنازه حضرت زهرا(سلام الله علیها) حضور داشتند؟</a></body></html>سوال 21 : چرا مردم در صدر اسلام كه در جمع قرآن اين قدر اهتمام داشتند حادثه غدير خم را فراموش كردند و نسبت به حضرت زهرا آن جسارت ها را روا داشتند.
جواب : به نظر مى‏رسد اين پرسش يكى از چالش‏هاى جدّى فرا روى شيعه است؛ زيرا شيعه:
الف. با بهره‏گيرى از منابع معتبر خود و اهل سنت به اثبات اصل ماجراى غدير مى‏پردازد؛ منابعى كه در آن صدها صحابى و تابعى شناخته شده وجود دارد. (الغدير فى‏الكتاب و السنة و الادب، ج 1، ص 14-73. او اين حديث را از 110 نفر صحابى و 84 تابعى نقل مى‏كند.)
ب. با دليل‏هاى متقن و شواهد مستحكم لغوى، قرآنى، سنتى و تاريخى واژه ولايت موجود در روايت غدير را به معناى سرپرستى و به دست گرفتن امور جامعه مسلمانان مى‏داند، نه دوستى. (همان، ص 362 - 370.)
ج. اثبات مى‏كند پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در اين ماجرا بر اساس دستور خداوند در پى تعيين جانشين بود نه معرفى كانديداى خلافت. (همان، ص 370 - 378.)
با اين همه در گزارش‏هاى تاريخى - جز چند منبع كه در اعتبار آنها سخن فراوان است (مانند كتاب سليم بن قيس و كتاب الاحتجاج نوشته احمد بن على طبرسى.)- از واكنش شديد مردم و ياد آورى ماجراى غدير خم كم‏تر سخن به ميان آمده است. با آنكه قطعاً بيش‏تر مردم مدينه در ماجراى غدير حضور داشتند، چرا پس از حدود 70 يا 84 روز از اين ماجرا آن را فراموش كردند؟ (ماجراى غدير خم در روز 18 ذى حجه واقع شد و وفات پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و ماجراى سقيفه در 28 صفر يا 12 ربيع الاول.)

اعتراض مردم‏
البته احتمال اعتراض عده‏اى از مردم و يادكرد ماجراى غدير به وسيله آن‏ها و مخفى ماندن اين واكنش، به سبب سياست ممنوعيت نقل و تدوين حديث، وجود دارد؛ ولى در عدم گستردگى اين اعتراض‏ها ترديد نيست.
با توجّه به ماجراى غدير و تأكيد پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) بر تعيين جانشين، انتظار اعتراض گسترده نامعقول نمى‏نمايد. بنابراين، واكنشى چنين محدود چگونه توجيه مى‏شود؟ براى يافتن سرنخ‏هاى تاريخى اين مشكل بايد موقعيت زمانى اين قطعه از تاريخ و نيز سير جريان‏هاى سياسى و اجتماعى از زمان واقعه تا وفات پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به دقت بررسى شود. بر اين اساس، پى‏گيرى بحث در محورهاى زير ضرورت دارد:
1. قبل از تشكيل دولت مدينه به دست پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم )، مردم شهرهاى بزرگ حجاز و باديه‏ها تحت نظام قبيله‏اى به سر مى‏بُردند.
در اين نظام سرآمد بودن در صفاتى چون سنّ، سخاوت، شجاعت، بردبارى و شرافت معيار گزينش رهبر به شمار مى‏آمد و رهبر قبيله حق نداشت از ميان فرزندان و خويشانش جانشين برگزيند.
2. پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) نخستين كسى بود كه در اين سرزمين نهادى به نام دولت پديد آورد و ارزش‏هاى فرا قبيله‏اى ارائه داد.
آن حضرت( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) توانست قبايل مختلف شهرها و باديه‏هاى منطقه را تحت يك نظام واحد متمركز سازد. مردم كه وى را پيامبرى آسمانى مى‏دانستند، تشكيل دولت از سوى او را امرى الهى به شمار آوردند و در برابر آن مقاومتى قابل توجّه نشان ندادند.
3. پيش از فتح مكه اسلام به گونه‏اى روز افزون در ميان مردم شهرها و باديه‏ها گسترش يافت تا جايى كه سال بعد (سال نهم هجرت) عام الوفود (سال هيأت‏ها) نام گرفت، يعنى سالى كه مردم دسته دسته در قالب هيئت‏هاى مختلف نزد پيامبر اكرم( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) مى‏شتافتند و اسلام خويش را آشكار مى‏ساختند. ناگفته پيدا است، انگيزه همه اين هيأت‏ها معنوى نبود و همه تازه مسلمانان ايمان قلبى نداشتند.
4. يكى از آموزه‏هاى اسلامى كه پذيرش آن براى مردم دشوار مى‏نمود، مسأله تعيين جانشين بود؛ زيرا:
الف. مردم فقط پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را داراى بُعد الهى مى‏دانستند و حكومت فرا قبيله‏اى‏اش را مى‏پذيرفتند. در نگاه آنان، جانشين پيامبر از چنين ويژگى‏اى برخوردار نبود.
ب. هنوز بسيارى از مردم خود را به اطاعت محض از دستورهاى دنيوى آن حضرت مقيّد نمى‏دانستند؛ چنان كه در مواردى چون صلح حديبيه افتادم كه از آغاز اسلام خود تا آن هنگام در چنين شكى فرو نرفته بودم» و تقسيم غنايم حنين واكنش اعتراض‏آميز نشان دادند (ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج 1، ص 631.)
ج. بسيارى از مردم اطاعت از فرمان‏هاى دنيوى مربوط به بعد از زندگانى رسول خدا را نمى‏پذيرفتند؛ زيرا هنوز از آموزه‏هاى جاهلى كه به رئيس قبيله اجازه تعيين جانشين نمى‏دهد، دل نبريده بودند؛ و طبيعى بود كه مسأله رياست دولت را از رياست يك قبيله مهم‏تر بدانند.
د. هنوز بعضى از قريشيان تازه مسلمان چنان مى‏پنداشتند كه حضرت( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در راستاى رقابت قبيله‏اى مسأله نبوت را مطرح كرده است. اين گروه با توجّه به اقبال عمومى مردم به آن حضرت( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) جرأت مخالفت نداشتند؛ ولى با تعيين جانشين به ويژه از تيره بنى هاشم، لب به اعتراض گشادند و با بهره‏گيرى از پشتوانه فرهنگ قبيله‏اى مردم اعتراض خويش را روشن‏تر بيان كردند.
ه. در زمان جاهليت تنها اشرافى به مجلس مشورتى قريش (دارالندوه) راه مى‏يافتند كه به چهل سالگى رسيده باشند. (جعفريان، رسول، تاريخ سياسى اسلام (1)، سيرة رسول خدا( صلّی الله علیه و آله و سلّم )، ص 98.)
بر اين بنياد، پذيرش جانشين رسول خدا، به ويژه اگر آن فرد داماد پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) بود و كم‏تر از چهل سال داشت (حضرت على(علیه السّلام) در آن هنگام طبق قول مشهور 33 سال داشت.)بسيار دشوارتر مى‏شد.
5. دو نكته ديگر، پذيرش جانشينى امام على(علیه السّلام) را دشوار مى‏ساخت:
الف. حضرت على(علیه السّلام) نزد قريشيان، به سبب دلاورى هايش در جنگ‏هايى مانند بدر و اُحُد و به خاك و خون كشيدن بزرگان قريش، چهره منفى داشت. اين پديده سبب شد به تبليغات گسترده روى آورند و چهره على(علیه السّلام) را نزد همه اعراب زشت جلوه دهند. (عمر در اين باره مى‏گويد: «قوم شما (قريش) به شما مانند نگاه گاو به كشنده‏اش مى‏نگرند». (ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج 12، ص 9).)
ب. مردم قبايل مختلف اين نكته ر