 1 ص 71.
668- مقتل الحسين ، ج 1 ص 80.
669- و مراجعه شود به :
ربيع الابرار، ج 2 ص 104
مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 389
المنتخب ، ص 33
مجموع الغرائب ، ص 62
بحارالانوار، ج 43 ص 84
جلاءالعيون ، ص 153
الدمعة الساكبة ، ج 1 ص 290.
670- تنبيه الخواطر، ج 2 ص 230.
671- الفردوس ، ج 3 ص 145 شماره 4388.
672- و مراجعه شود به :
فضائل الصحابه ، ج 2 ص 757 شماره 1331
مسند احمد، ج 3 ص 64
سنن ترمذى ، ج 5 ص 701 شماره 3873
خصائص نسائى ، ص 117
صحيح ابن حبان ، ج 9 ص 52 شماره 6913
مستدرك حاكم ، ج 3 ص 168 شماره 4733
مناقب محمد بن سليمان كوفى ، ج 2 ص 193 شماره 665
المعجم الكبير، ج 22 ص 417 و 418 شماره 1030
المعجم الكبير، ج 22 ص 419 و 420 شماره 1034
المعجم الكبير، ج 22 ص 421 و 422 شماره 1039
مشكل الاثار، ج 1 ص 48
فضائل ابن شاهين ، ص 4
استيعاب ، ج 2 ص 750
اصابة ، ج 4 ص 366
مجمع الزوائد، ج 9 ص 201
نهاية الارب ، ج 18 ص 172
الحدائق : ابن جوزى ، ج 1 ص 434
الجوهرة ، ص 17
شرح االخبار، ج 3 ص 24 شماره 954
الذرية الطاهرة ، ص 141 شماره 177
كشف الغمة ، ج 2 ص 82
اتحاف السائل ، ص 9
الثغورالباسمة ، ص 43
مسند فاطمة الزهراء، ص 57 شماره 114
مصنف ابن ابى شيبه ، ج 12 ص 127.
673- الفردوس ، ج 3 ص 145 شماره 4389.
674- اين حديث را در الفردوس مشاهده نكردم .
675- و مراجعه شود به :
مصباح الانوار، ص 91
فرائدالسمطين ، ج 1 ص 49 شماره 14
مناقب خوارزمى ، ص 240
مفتاح النجا، ص 15
منتخب كنزالعمال ، ج 5 ص 92
القول الفصل : علوى بن طاهر حضرمى ، ص 29
لسان الميزان ، ج 2 ص 94
مجمع الزوائد، ج 9 ص 174
كنزالعمال ، ج 13 ص 84 و 86
مناقب سيدنا على ، ص 20 و 26.
676- سعد السعود، ص 90.
677- و در مقتل الحسين ج 1 ص 76.
678- مصباح الانوار، ص 221.
679- و مراجعه شود به : مقتل الحسين ، ج 1 ص 67، به نقل از عمران بن حصين .
680- مصباح الانوار، ص 221.
681- احتمالا مقصود طاقچه اى بوده كه در آن اتاق وجود داشته است .
682- نوعى نان كه با آرد و شير پخته مى شود.
683- كشف الغمة ، ج 2 ص 93، مكرر.
684- كشف الغمة ، ج 2 ص 93، مكرر.
685- علل الشرايع ، ج 1 ص 182 و 183 ب 146 شماره 2.
686- با استفاده از سوره آل عمران ، 42 و 43.
687- دلائل امامة ، ص 10 و 11.
688- علل الشرايع ، ج 1 ص 182 و 183 ب 146 شماره 2.
689- متن حديث را پيش از اين تحت شماره 180 ترجمه نموده ايم .
690- الانبياء، 7.
691- بصائرالدرجات ، ص 173 و 174 شماره 6.
692- كافى ، ج 1 ص 241 شماره 5.
693- المحتضر، ص 133، مكرر.
694- دلائل الامامة ، ص 2.سوال 25 : گفته شده كه خوب است والدين براي بچه اي كه هنوز به دنيا نيامده است يك نام دختر و يك نام پسر انتخاب كنند و حضرت زهرا هم نام محسن را براي آخرين فرزند خود انتخاب كرده بود حال سئوال من اين است كه چرا آن حضرت نام دختر انتخاب نكردند.
جواب : حضرت علي(علیه السّلام) فرمود: پيش از اين كه فرزندانتان به دنيا بيايند براي آنان نام انتخاب كنيد. اگر مي دانيد پسر است نام پسر واگر مي دانيد دختر است نام دختر انتخاب كنيد واگر نمي دانيد كه پسر است يا دختر در اين صورت نامي را انتخاب كنيد كه مشترك بين پسر و دختر است.
روز قيامت، بچه هايي كه در اين جهان سقط شده اند و نامي براي آنها گذاشته نشده است به پدرشان مي گويند: چرا براي ما نامي انتخاب نكردي؟!
پيامبر اسلام براي بچه فاطمه زهرا قبل از اين كه به دنيا بيايد نام «محسن» انتخاب كرده بود (وسائل الشيعه، ج 15، ص 121، ابواب احكام الاولاد، كتاب النكاح، باب 21، حديث اول).
اين حديث را شيخ صدوق در خصال و علل الشرايع آورده است (همان).
اما درباره بچه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بايد گفت كه اولا، اين نام را پيامبر انتخاب كرده و آن حضرت مي دانسته كه بچه پسر است. ثانيا، اگر فاطمه زهرا هم انتخاب كرده باشد، آن حضرت مي دانست كه بچه اش پسر است نه دختر.سوال 26 : زماني كه از كرامات و عظمت بي بي دو عالم فاطمه زهرا صحبت مي شود و آن مقامات والا در مورد ايشان بيان مي شود در ذهن من اين نكته تداعي مي شود كه چطور حضرت با آن سن كم و عمر محدود حدود 18 سال مي تواند الگوي كامل پير و جوان باشد شايد بگوييد كه در آن زمان كلا دختران عرب زود به بلوغ مي رسيدند باز هم اين مرا توجيه نمي كند بنويسيد كه چرا خداوند عمري بيشتر براي حضرت زهرا قرار نداد تا مثلا در سنين مختلف و در جزئيات زندگي ايشان بتوانند الگوي مستقيم باشند (مثلا برخورد مادر با پسر جوان ،برخورد مادر با ازدواج جوان).
جواب: البته محروميت جامعه بشري از حضور بيشتر معصومان(علیه السّلام)، ضايعه اي اسفناك است و با كمال تأسف بايد اعلام كرد كه دشمني ها و سطح فرهنگي كم مردم آن دوران، موجب شده بود كه حتي جزئيات زندگي معصومان(علیه السّلام) در همان مدت كوتاه نيز به روشني در تاريخ باقي نماند تا جايي كه حتي درباره روز ولادت و روز شهادت برخي معصومان(علیه السّلام) در تاريخ اختلافاتي مشاهده مي شود.
اما در هر صورت با استفاده از سيره خود پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و امامان(علیه السّلام) و با استفاده از آيات قرآن، احاديث فراوان تربيتي و اخلاقي مي توان الگوگيري كرد و همچنين از روش زندگاني بزرگان و عالمان وارسته و چگونگي رفتار آنان مي توان الگوگيري كرد و اين نياز را تا حدودي تأمين كرد.سوال 27 : با توجه به سيره ائمه و رواياتي از اين جمله كه حضرت زهرا در جواب پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) كه:بهترين چيز براي زنان چيست ؟فرمودندكه نامحرمي را نبيند و نامحرم نبيندش .در مورد شاغل بودن زنان آيا جز اين است كه مگر در صورت ضرورت ،صد درصد بهتر است كه زن در خانه بماند و در بيرون از منزل مشتغل نباشد و آيا اگر مرد به تنهايي مي تواند زندگي خود و همسر و فرزندانش را تأمين كند زن بايد يا بهتر است (كداميك)خانه دار باشد؟
جواب: در ارتباط با سؤال و روايت نقل شده از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نكاتي چند به عرضتان مي رسانيم:
الف) اين روايت در بر دارنده يك حكم شرعي قطعي نيست، و در بيان يك حكم كلي استثناءناپذير نمي باشد. بسياري از روايات شبيه روايت فوق (ذكر شده) وجود دارد كه شايد در نگاه اول ظاهري مطلق و كلي دارند ولي با توجه به روايات و مستندات ديگر، حكم تخصيص خورده و يا مقيد به قيودي مي شود كه يك بحث تفصيلي است.
ب) فرمايش حضرت زهراي مرضيه(سلام الله علیها) در روايت ذكر شده، به معناي الزام و وجوب نيست، به عبارت ديگر، در عين حال كه خروج زن از منزل و حضور او در صحنه اجتماع با رعايت موازين و حدود شرعي جايز شمرده شده است، اما در مواقع غير ضروري براي زنان بهتر آن است كه از اختلاط با مردان اجتناب كنند. و اين امر منافاتي با حضور علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي زنان (با حفظ شئونات و موازين اسلامي) ندارد. كما اينكه حضرت زهرا(سلام الله علیها) خود به جبهه جنگ مي رفتند و در غزوه هاي متعددي همراه با پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) شركت مي كردند و در دفاع از ولايت حضور فعال داشتند و حتي سخنراني نمودند تا جايي كه در همين راه به شهادت رسيدند.
ج) بعضي از قيود و محدوديتهايي كه در احكام و روايات در مورد زنان وارد شده است به منظور پاسداشت حريم عفاف و سلامت جامعه و از همه مهمتر حفظ كرامت و شخصيت واقعي زن متناسب با رسالت همسري و مادري 