مي باشد. و تجربه جهان غرب در آزاديهاي نامحدود براي ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف انديشمندان جامعه غرب) تجربه بسيار تلخي است كه زمينه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، كه از اين رهگذر بيشترين ضرر و زيان نسيب زنان جامعه شد و در نتيجه كرامت و شخصيت زن به پايين ترين حد خود تنزل نمود.
بنابراين مي توان گفت در صورتي كه مرد به تنهايي مي تواند زندگي خود و فرزندانش را به خوبي تأمين كند و زن نيز از تخصص خاصي برخوردار نيست كه جامعه به تخصص آن نيازمند باشد، بهتر آن است كه مسؤوليت بزرگ فرزند پروري و تربيت فرزندان و همسرداري را به عهده بگيرد و با فراهم كردن محيط آرام خانه و تقويت كانون خانواده فرزندان صالح، سالم و رشد يافته اي را براي جامعه تربيت كند كه اين بزرگترين خدمت به جامعه است و مهمترين مسؤوليت يك زن در خانه است و اگر زن بتواند به خوبي از پس اين مسؤوليت مهم و حياتي بر آيد بزرگترين خدمت را به خود، خانواده و جامعه كرده است. زيرا بيشترين و مهمترين تأثير در تربيت و پرورش فرزندان را مادران ايفا مي كنند و برخي از روانشناسان معتقدند قسمت اعظم تربيت فرزند را مادر به عهده دارد.
امام خميني نيز فرموده اند «مرد از دامن زن به معراج مي رود» در عين حال اين بدان معني نيست كه زن در صحنه هاي اجتماعي به خصوص در مواردي كه از تخصص بالايي برخوردار است يا موفقيت هاي خاصي كه ضرورت پيدا مي كند وارد نشود مشروط بر آن كه حدود شرعي و اخلاقي مورد توجه و رعايت قرار گيرد.سوال 28 : در روز قيامت آيا حضرت فاطمه براي شفاعت شيعيانش از بين آنها گلچين مي نمايد آيا اينها ابتدا كيفر و پاداش اعمال خود را مي بينند يا از قبل شفاعت شده اند ؟
جواب: آنچه كه از مجموع روايات برداشت مي شود اين است كه اگر انسان ايمان به خدا و قيامت داشته باشد و اهل عناد و لجاج در دين و كفر نفاق نباشد اميد زيادي به اين كه مورد شفاعت قرار گيرد هست. چنانچه در تفسير فرات از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده كه فرمود جابر به امام باقر(علیه السّلام) عرض كرد يابن رسول الله حديثي از جده ات فاطمه(سلام الله علیها) برايم حديث كن. جابر همچنان مطالب امام را در خصوص شفاعت فاطمه(سلام الله علیها) در روز قيامت ذكر مي كند تا مي رسد به اينجا كه امام ابو جعفر فرمود: پس به خدا سوگند كسي از مردم باقي نمي ماند مگر كسي كه اهل شك باشد و از عقايد اسلام ايمان راسخ نداشته باشد و يا كافر و يا منافق باشد (تفسير فرات، ص 114 - 113).
پس شفاعت منوط به شرايطي است كه تحصيل آنها در دست ما مي باشد كه با تحصيل آنها شايد مورد شفاعت قرار گيريم و اينگونه نيست كه معصومين هر كسي را كه بخواهند و او لياقت نداشته باشد انتخاب كنند و درباره او يقين هم به مقتضا و مقدار لياقتشان مورد شفاعت قرار مي گيرند.
در رابطه با ذيل سؤال و اين كه ابتدا كيفر مي شوند و بعد به شفاعت مي رسند يا از قبل شفاعت شده هستند بايد گفت؛ هيچ معيار كلي در بين نيست و در قرآن كريم اين كه چه مجرميني را و چه گناهاني را و در چه موقع مورد شفاعت قرار مي گيرند سخني گفته نشده، لهذا ممكن است نسبت به بعضي مجرمين با توجه به فاعليت و درجه گناه آنها قبل از كيفر مورد شفاعت قرار گيرند و يا اين كه مقداري از كيفر را ببيند و بعد مورد شفاعت واقع شوند. كيفر گناهان گاهي در سختي هاي دنيا انجام مي گيرد و برخي در هنگام سختي مرگ و برخي در برزخ و برخي در مواقف قيامت و برخي بعد از مدتي عذاب در جهنم مشمول شفاعت مي شوند. البته آنچه در روايت آمده اين است كه كساني كه محبت امام علي(علیه السّلام) در پيشاني شان نمايان باشد، حضرت زهرا(سلام الله علیها) همانند پرنده اي كه دانه جمع مي كند آنان را از ميان جمعيت جمع مي كند و شفاعت مي كند و شايد سازگاري اين حديث با مطالب فوق اين گونه باشد كه محبت امام علي(علیه السّلام) وقتي در پيشاني شيعيان نمايان مي شود كه غبار آلودگي ها و گناهان تا حدودي پاك شده باشد و هر كس آلودگي كمتري دارد در سختي هاي كمتري مي ماند و زودتر به مرحله شفاعت مي رسد.سوال 29 : اينكه به ما مي گويند كه حضرت فاطمه را الگو قرار دهيد و من در ذهن خود دچار شك شده ام و مي گويم چگونه مي توانم آن حضرت را الگو قرار دهم در حالي كه او معصوم بود و تنها زن نمونه هستي بود . البته در بسياري از موارد من در زندگي ام الگويم آن حضرت بوده است ولي هر چقدر فكر مي كنم مي بينم كه من به غير از خودم چهار خواهر ديگر نيز دارم كه ازدواج نكرده اند و حتي خواهر بزرگترم با 30 سال سن هنوز در خانه پدري است در حالي كه آن حضرت به هيچ عنوان چنين مشكلي را نداشته اند در ثاني آنها در هر صورت مي توانستند با سعه صدري كه داشتند مشكلات خود را حل كنند اما من چطور؟
جواب: خواهر محترم! منظور از الگو قرار دادن معصومين(علیه السّلام) اين است كه برنامه زندگي واخلاق و كردار و بينش و منش خود را هماهنگ و در راستاي اخلاق و رفتار و نوع باور و انديشه آنها قرار دهيم و سعي كنيم از مسير تعاليم و هدايت ها و خواست هاي آنها كه تنها راه رسيدن به سعادت واقعي و ابدي است منحرف نگرديم ولي هرگز به اين معنا نيست كه بايد در معرفت و تقوا و بندگي و عبادت خداوند و صفات انساني و اخلاق الهي همپايه و هم رتبه آنان باشيم چون اين براي ما امكان پذير نمي باشد و اوج معرفت و كمالات آنان اختصاص به خود آن بزرگواران دارد.
مهم اين است كه به اندازه اي كه در وسع ما و متناسب با دارايي و ظرفيت ماست به صفات و اخلاق آنها آراسته گرديم و به طناب محكم ولايت و ارادت و محبت آنان چنگ بزنيم و با آنان همراه و همگام باشيم ولي همراهي هرگز به معناي هم رتبه بودن نيست. مثلا دانش آموزي كه خوب درس مي خواند و خوب درس را فرا مي گيرد و اهل كوشش و تلاش است با استاد و معلمش همراه و در مسير اوست ولي مسلما هم رتبه او نمي باشد.
از ما خواسته اند كه چون آنان عفيف و بزرگوار و شكيبا و صبور و اهل گذشت و بخشش و كرم باشيم. بنده خدا باشيم و مطيع و پرهيزگار. به نماز و انجام واجبات دين ودوري از محرمات اهميت دهيم ولي بدون شك تمام اين امور متناسب با ظرفيت و توانايي ما است و هرگز خداوند بندگانش را بيش از طاقت و توانايي تكليف نمي كند و از آنها چيزي فوق قدرتشان نمي خواهد. توجه داشته باشيد كه مشكلات و گرفتاري هايي كه در زندگي انسان پيش مي آيد براي امتحان و آزمايش او و آبديده شدن در كوره بندگي خداوند و آمادگي براي درك بيشتر عنايت و الطاف خداوند است و به گفته روايات، خداوند به اندازه صبر و تحمل انسان او را مبتلا مي سازد و مورد آزمايش قرار مي دهد و بلاها و مصائب معصومين(علیه السّلام) نيز متناسب با مقام منيع و معرفت عميق آن پاكان بوده است. به هر حال جوهر انسان در كوره ابتلائات و دشواري ها بروز و ظهور مي يابد و عيار انسانيت و ايمان او را آشكار مي سازد. ما تعيين كننده نوع مشكل و آزمايش نمي باشيم، هر كس به نحوي بايد امتحان دهد و مشكل هر كس با ديگري ت