ى كه مى توان «بدون جنگ» از كفار گرفت يعنى فيئى به چيزهاى اطلاق مى شود كه مى توان به مسالمت گرفت، و از «غنيمت» جدا كرد، فيى ء اعم است از زمينى كه سكنه ى آن به موجب عهد نامه تسليم شده اند. چنين سرزمينى به خدا و رسول او تعلق دارد.» [ فرهنگ معين، ج 2، ص 2590.] بنابراين معنى «ما افاء الله على رسوله» اين است كه: هر چه بر پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم- برگردد و بدون لشكركشى و تاخت و تاز و جنگ به دست حضرت برسد، پس آن مخصوص وى مى باشد و از امول او محسوب مى شود، و آن را در كارهاى شخصى در زمان زندگانيش مصرف مى كند و اين مسله مورد اتفاق و اجماع امت اسلام مى باشد. اين اموال بعد از رحلت پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- طبق صريح آيه ى (ذوى القربى) به نزديكان مخصوص پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- تعلق دارد و غير آنها نمى توانند در آن تصرف كنند و از بيت المال هم نيست و به مسلمانان هم تعلق ندارد، چرا كه حكم آن را قرآن تعيين نموده است.

فخر رازى در اين رابطه گفته است: «و معنى الايه ان الصحابه طلبوا من الرسول- عليه الصلاه والسلام- ان يقسم الفيئى بينهم كما قسم الغنيمه بينهم، فذكر الله الفرق بين الامرين، و هو ان الغنيمه ما اتعتبم انفسكم فى تحصيلها و او جفتم عليها الخيل والركاب، بخلاف الفيئى فانكم ما تحملتم فى تحصيله تعبا، فكان الامر فيه مفوضا الى الرسول يضعه حيث يشاء» [ تفسير كبير، ج 29، ص 384 و تفسير المراغى، ج 10، ص 37 و تفسير جامع الاحكام القرآن، ج 18، ص 11.] : اصحاب از پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- خواستند همان طورى كه غنيمتهاى جنگى را بين مسلمانان تقسيم مى كرد، فيى ء را هم بين مسلمين تقسيم كند. خدا در جواب خواسته ى آنان اين آيات را نازل فرمود، كه اين دو با هم فرق دارند، چون در مورد غنيمت شما مسلمين خستى و مشتق را تحل كرده ايد و به نيروى قهرى و لشكركشى و جنگ بر آن مسلط شده ايد، ولى در مورد فيى ء شما سختى و مرارت را تحمل ننموده ايد، پس آن مخصوص رسول مى باشد و در هر مصرفى كه مصلحت بداند آن را خرج مى كند.

زمخشرى در اين رابطه همان بيانى كه فخر رازى داشت بيان كرده و بعد گفته است: «لم يدخل العاطف على هذه الجمله: لانه بيان للاولى، فهى منها غير اجنبيه عنها، بين لرسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- ما يصنع بما افاء الله عليه و امره ان يضعه حيث يضع الخمس من الغنائم مقسوما على الاقسام الخمسه» [ تفسير الكشاف، ج 4، ص 502.] : حرف عطف بر جمله ى «ما افاء الله» در آيه دوم وارد نشده تا اينكه جمله دوم را بر جمله اول «و ما افاء الله» عطف بگيرد، با توجه به اينكه اين دو جمله از جهت بيان موضوع اجنبى هم نيستند. سپس زمخشرى مى گويد: علت عدم حرف عطف اين است كه جمله ى «ما افاء الله» در آيه دوم عطف بيان است براى جمله «وما افاء الله» و آيه دوم آيه اول را بيان مى كند و كيفيت مصرف فيى ء را تعيين مى نمايد و پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- فيى ء را بايد مانند خمس مصرف كند. فيى ء در آيه ى دوم در مقام بيان مصرف فيى ء كه در آيه اول ذكر شده مى باشد و تعميمى كه در فيى ء دوم داده شده است علت آن اين است كه فيى ء اهل القربى را بيان مى كند و فيى ء در آيه ى اول اموال بنى نضير و ساير املاك اختصاصى رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- را شامل مى شود ولى در آيه ى دوم «فلله و للرسول» را مى گويد، يعنى اينكه قسمتى از اين فيى ء اختصاص به خدا دارد و بايد در راه خدا بر حسب مصلحت و صواب ديد پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- مصرف شود و يك قسمت ديگر آن از آن رسول است، و اختصاص به وى دارد كه آن را براى شخص خود برداشت مى كند، و ذى القربى و يتامى و مساكين و ابن سبيل كه در آيه آمده است مقصود نزديكان پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- مى باشند نه اينكه عموم مؤمنين از اقرباى پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- به حساب بيايند، چنانچه حضرت سيد الساجدين- عليه السلام- فرموده است: «هم قربائنا و مساكيننا و ابناء سبيلنا» آنها (ذوى القربى) نزديكان ما و فقراى ما و راه ماندگان ما اهل بيت اند و روايتى به همين مضمون از اميرالمؤمنين على- عليه السلام- هم نقل شده است.

علامه آلوسى بغدادى مى گويد: «روى ان بنى النضير لما اجلوا عن اوطانهم و تركوا رباعهم و اموالهم طلب المسلمون تخميسها كغنائم بدر فنزل (ما افاء الله على رسوله منهم) «فما او جفتم عليه» كانت لرسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- خاصه، فقد اخرج البخارى، و مسلم، و ابو داود، والترمذى، والنسائى، و غيرهم عن عمر بن الخطاب (ض) قال: كانت اموال بنى النضير مما افاء الله تعالى على رسوله- صلى الله عليه و آله و سلم- مما لم يوجف المسلمون عليه بخيل و لا ركاب و كانت الرسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- خاصه فكان ينفق على اهله منها سنه ثم يجعل ما بقيى فى السلاح والكراع عده فى سبيل الله تعالى» [ تفسير روح المعانى، ج 28، ص 44 و تفسير روح البيان، ج 9، ص 426 و 427 و تفسير المراغى، ج 10، ص 38.] : روايت شده است كه طايفه ى بنى نضير وقتى كه از وطن خودشان كوچ كردند و سرزمينها و باغاتشان را رها كردند، مسلمانان از پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- خواستند كه اموال آنها را هم مثل غنيمت جنگ بدر تخميس و تقسيم كند، تا اينكه آيه ى «ما افاء الله على رسوله» نازل شد، بعد از نزول آيه ى مزبور، اموال و سرزمين بنى نضير مخصوص پيامبر شد. بعد آلوسى مى گويد: بخارى، مسلم، و ابو داود، ترمذى، نسائى، و غير آنها از عمر بن خطاب نقل كرده اند كه گفته است: اموال بنى نضير از اموالى است كه مصداق آيه ى «ما افاء الله» بوده و اختصاص به رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- مى باشد و از اموالى است كه مسلمانها از راه جنگ و كارزار به دست شان نيامده بود، و از درآمد آن نفقه ى سال خانواده و اهل و عيال خود را مى داد و مابقى را براى تجهيز سپاه مصرف مى كرد.

محمد بن جرير طبرى بعد از آن كه روايات چندى در تفسير آيه ى شريفه ى «ما افاء الله» نقل كرده، مى گويد: «عن ابن عباس قوله: «ما افاء الله» قال: امر الله عزوجل نبيه بالسير الى قريظه و النضير و ليس للمسلمين يومئذ خيل و لا ركاب يوجف بها... و هى لرسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- فكان من ذالك خيبر و فدك، و قراء عرنيه، و امر الله رسوله ان يعد لينبع فاتاها رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- فاحتواها كلها فقال الناس هلا قسمها فانزل الله عزوجل عذره» [ تفسير جامع البيان، ج 18، ص 24.] : ابن عباس درباره ى آيه ى «ما افاء الله» گفته است: خداوند امر فرمود به پيامبرش كه به دو سرزمين قريظه و بنى نضير برود و سرزمينهاى مزبور هم از طرف مسلمانان با لشكركشى و كارزار به دست نيامده بود و هر مال و زمينى كه بدون لشكركشى و قهر و غلبه به دست آيد، آنها مال پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- بوده و از آن نوع سرزمينها هم خيبر و فدك و قريه هاى عرنيه بود كه خدا به رسولش دستور فرمود آنها را آماده كند تا اينكه حاصل دهد. رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- آمد تمام سرزمينها را تصرف فرمود