وند متعال مأيوس شويد. بنابراين نااميدي و يأس از خداوند زشت و ناپسند است. مطمئن هستيم با پي گيري هايي كه خواهيد كرد اين مشكل را حل مي نماييد.سوال 36 : حضرت زهرا (سلام الله علیها) دستور داد قبر وي مخفي نگهداشته شود تا شيعيان از تربت او نخورند .اما شيعيان تربت حسيني (علیه السّلام)را مي خورند و بلكه آن را مي پرستند .براي اين مطلب چه پاسخي داريد؟
جواب: علت مخفي نگه داشتن قبر حضرت صديقه طاهره(سلام الله علیها) به هيچ وجه اين نبوده كه شيعيان از تربت قبر آن بزرگوار نخورند.
دفن شبانه و مظلومانه آن حضرت و شركت افرادي خاص و انگشت شمار در اين مراسم و مخفي نگه داشتن قبر آن مخدره و ساير ابهاماتي كه در مدت زمان كوتاه بعد از فوت پيامبر وجود دارد را در جاهاي ديگر بايد جستجو كرد. (ايشان نمي خواستند كساني كه آزارشان دادند در مراسم نماز و دفن وي شركت كنند و با آن وصيت سياسي اعتراض خود را به وضع موجود بعد از رحلت پيامبر اعلام داشتند)
اما خوردن تربت مقدس امام حسين(علیه السّلام) طبق نظر فقهاي شيعه به جهت استشفاء به مقدار خيلي اندك جايز است مستند اين حكم روايات فراواني است كه بر اين مطلب دلالت مي كند از باب نمونه يك روايت را يادآور مي شويم: « «عن ابي عبدالله عليه السلام قال اكل الطين حرام علي بني آدم، ما خلاطين قبر الحسين عليه السلام من اكله من وجع شفاه لله.» « امام صادق(علیه السّلام) مي فرمايد: خوردن گل بر فرزندان آدم حرام است مگر گل قبر حسين(علیه السّلام) كه هر كس به جهت درمان آن را بخورد خداوند او را شفا خواهد داد.»
روايات فراوان ديگري مبني بر اين كه خداوند در تربت امام حسين(علیه السّلام) شفا قرار داده است.
طبق عقيده شيعه قرآن مجيد و روايات ائمه معصومين(علیه السّلام)( مصادر تشريع احكام است و همچنانكه حكم حرمت خاك را از روايات معصومين استفاده مي شود جواز خوردن تربت امام حسين(علیه السّلام) به قدري كه معين شده و با شرايط خاصي آن نيز از روايات استفاده مي شود.
حكم به حلال يا حرام بودن چيزي و دائره توسعه و تضييق آن به دست شارع است و هيچ كس راهي به آن ندارد به همين جهت هيچ كس بدون وجود دليل از آيات و روايات نمي تواند حكم به حرمت يا حلال بودن چيزي كند. اما نسبت پرستش تربت امام حسين(علیه السّلام) به شيعيان تهمتي بدون دليل است و هيچ كس به آن اعتقاد ندارد. سجده بر تربت امام حسين(علیه السّلام) مستحب است و سجده بر تربت امام حسين و ديگر چيزهائي كه سجده بر آن صحيح است عبادت و پرستش آن نمي باشد.
اينكه اهل تسنن بر فرش و سجاده سجده مي كنند آيا اين عمل پرستش سجاده است؟
همچنانكه رو كردن به خانه كعبه و يا لمس كردن حجر الاسود و ضريح هاي مقدس عبادت آن محسوب نمي شود و معبود حقيقي خداوند است و اطن مطلب كاملاً واضح است و نيازي به توضيح ندارد.
و ما از شما كه جوان و تحصيل كرده هستيد انتظار داريم منصفانه نسبت به مسائلي كه به ذهنتان مي رسد فكر كنيد - ما معتقديم بسياري از شبهه هاي انسان با تفكر منصفانه حل مي گردد.
منابع:
جواهر الكلام 36/358
وسائل الشيعه 24/228 چاپ آل البيت سوال 37 : يك شبه اي جديدا مطرح شده شايد هم من تازه شنيده ام در مورد وجود حضرت رقيه(سلام الله علیها) كه عده اي با سند و مدرك مي گويند چنين شخصيتي وجود ندارد و يا در مورد سيلي خوردن و آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) گفته اند اين مسائل وجود ندارد خواهش مي كنم اين شبهات را پاسخ دهيد تا دانشجويان ديگر نيز بهره برند.
جواب: در جواب اين سؤال، به اين مطلب توجه كنيد:
1. سليمان بن ابراهيم قُندوزى حنفى در كتاب خود به نام «ينابيع الموده» در جلد دوم، بابى دارد در شهادت حضرت امام حسين(علیه السّلام). در اين باب، از «مقتل ابى محتف» مطالبى را درباره امام حسين(علیه السّلام) آورده است. در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجرى شمسى، از انتشارات «الشّريف الرّضى» قم، چنين مى‏گويد: «و من كلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انك شاهد على هؤلاء القوم الملاعين انّهم عمدوا ان لا يبقون من ذرية رسولك... ثم نادى: يا امّ كلثوم! و يا سكينة! و يا رقيّه! و يا زينب! يا اهل
بيتى عليكنّ منّى السّلام...» در جلد يازدم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ينابيع الموده» را آورده است و گفته است كه در «ينابيع الموده»، ص 346 چنين آمده است: «... يا ام كلثوم! و يا سُكينة! و يا رقيه و يا عاتكة و يا زينب...» كتاب احقاق الحق، نوشته قاضى نور الله حسينى مرعشى شوشترى است. حضرت آية‏الله نجفى مرعشى، بر اين كتاب تعليقات و ملحقاتى دارد. اين تعليقات و ملحقات بسيار مهم است. كتابخانه آية‏الله نجفى مرعشى اين كتاب را به چاپ رسانده است. در مسائل اختلافى بين شيعه و سنى، داور خوبى است. اين كتاب به زبان عربى است.
2. در «كشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبريز، 1381 هجرى قمرى، ص 38 مى‏گويد: قال كمال الدين: كان له من الاولاد ذكورا و اناثا عشرة، ستة ذكور و اربع اناث.
كمال الدين مى‏گويد: امام حسين ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. كمال‏الدين از دخترها زينب، فاطمه و سكينه را نام برد و چهارمى را نام نمى‏برد، (بحارالانوار، ج 45، ص 331 نيز همين حرف را از كمال‏الدين بنى طلحه نقل كرده است).
3. نويسنده كتاب «ناسخ التواريخ»، سيد الشهداء در ص 238، چاپ سوم جلد چهارم آورده است: محمد بن طلحه شافعى در «مطالب السؤل» مى‏گويد: امام حسين(علیه السّلام) چهار دختر داشت: فاطمه، سكينه، زينب و چهارمى را نام نبرده است.
4. در كتاب «كامل بهائى» نوشته حسن بن على بن محمد بن على بن حسن طبرى، معروف به عماد الدين طبرى، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسى مى‏گويد:
در كتاب «حاوية در مثالب معاوية» آمده است كه زنان خاندان نبوت در حالت اسيرى، حال مردانى را كه در كربلا شهيد شده بودند، مخفى مى‏داشتند و به پسران و دختران آنان مى‏گفتند: پدرتان به سفر رفته و برمى‏گردد. پس از آنكه به دستور يزيد زنان و كودكان اسير را در جوار خانه يزيد جاى دادند، در ميان آنان دختركى چهار ساله شبى خواب ديد. از خواب بيدار شد و گفت: بابام حسين كجاست؟ همين الآن او را در خواب ديدم و خيلى هم پريشان بود. زنان و كودكان، همه به گريه افتادند. سر و صداى گريه آنها، يزيد را از خواب بيدار كرد. يزيد گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏اى پدرش را مى‏خواهد و براى همين زنان و كودكان گريه مى‏كنند. يزيد دستور داد: سر پدرش را ببريد و در كنار او بگذاريد. مأموران يزيد سر امام حسين را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند.
دختر چهار ساله وقتى نگاهش به آن سر افتاد ترسيد و فريادى برآورد و پس از آن بيمار شد و وفات كرد.
جناب شيخ عباس قمى در منتهى الامال، ج اول، ص 807، فصل هشتم، ورود اهل بيت(علیه السّلام) به مجلس يزيد، انتشارات هجرت، عين عبارات كامل بهائى را نقل كرده است و اشعارى را هم كه در كامل است، آورده است.
آنچه در «كامل بهائى» آمده، نشان مى‏دهد دخترى از امام حسين(علیه السّلام) در شام وفات كرده ا