ش رفت اما به گونه‏اى كه در طول تاريخ ظلم غاصبان قابل انكار نباشد.»سوال 42 : جزئيات و علل و چرايي و چگونگي واقعه اي كه در آن حضرت زهرا(سلام الله علیها)پهلوي مباركشان شكست و آن واقعه اسفبار در تاريخ اسلام رخ داد را روشن بفرماييد؟
جواب: درباره مظلوميت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و واقعه «پشت در» بايد دانست؛ مردم صدر اسلام، احترام ويژه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) به دختر خود حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به طور آشكار ديده و شنيده بودند. هنوز احاديثى مانند «فاطمة بعضة منى، من اذاها فقد اذانى«»فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار رساند مرا آزار رسانده است.» به خاطر داشتند.
از اين رو هنگامى كه مى‏خواستند امام على(علیه السّلام) را با اجبار براى بيعت به مسجد ببرند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت درآمد تا آنان به احترام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) شرم كنند و برگردند.
اتفاقا كسانى كه در جلو جمعيت بودند وقتى فهميدند حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پشت در است. دست نگه داشتند و با صداى بلند گفتند فاطمه پشت در است.
اما از آخر جمعيت دستور داده شد «و ان كانت؛ اگر چه او [= فاطمه] باشد.» آن جا بود كه آن واقعه جان سوز اتفاق افتاد. و دشمنان غاصب انتقام خود را از فدايى ولايت گرفتند. ر.ك: ابى قتيبه الامامه و السياسه، ج 1، ص 30، العقد الفريد، ج 5، ص 12 .)
ناگفته نماند اگر چه در ظاهر دشمنان، انتقام گرفتند. اما «كبودى بدن» و «سرخى خون» مظلومانه حضرت براى هميشه در حافظه تاريخ باقى ماند. و براى همه حقيقت جويان حجت بالغه و آشكار شد. و با نگاه ملكوتى اين يك «انتخاب» از سوى حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود. تا حقانيت علوى و مظلوميت فاطمى آميخته گردد و آن مشعل نورانى در طول تاريخ افروخته ماند.نام کتاب : زندگانى حضرت زهرا (عليهاالسلام ) جلد 2
ترجمه و تحقيق از جلد ۴۳ بحارالانوار

نویسنده : علامه محمد باقر مجلسى

مترجم و محقق: محمد روحانى زمان آبادى

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنسوال 43 : طبق حديثي از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) كه مي فرمايند: بهترين زنان امت من كساني هستند كه مردي آنها را نبيند و آنها هم مردي را نبينند و در مورد حضرت داريم موقعي هم كه ناچار شدند در مسجد خطبه اي ايراد فرمايند پرده اي ميان ايشان و مردم قرار داده شد. حال وظيفه ما به عنوان يك زن در جامعه كنوني چيست؟ به فرض اين كه ما حجاب خود را رعايت كنيم و به نامحرم نگاه نكنيم اما از طرف مقابل خود كه مطمئن نيستيم و در عين حال براي فراگيري علم و بسياري از امور ديگر از جمله صله رحم و بازديد اقوام ناچار به بيرون رفتن هستيم و ممكن است نامحرم ما را ببيند و حتي در مورد اقوام اين احتمال هست كه نامحرم با ما صحبت كند و انتظار جوابي از جانب ما داشته باشد و حتي اگر نگاه نكني دال بر بي اعتنايي نسبت به خود بگيرد. وظيفه چيست؟
جواب: در ارتباط با سئوال و روايت نقل شده از فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نكاتي چند بعرض مي رسد:
الف) اين روايت در بر دارنده يك حكم شرعي قطعي نيست، و در بيان يك حكم كلي استثناءناپذير نمي باشد. بسياري از روايات شبيه روايت فوق (ذكر شده) وجود دارد كه شايد در نگاه اول ظاهري مطلق و كلي دارند ولي با توجه به روايات و مستندات ديگر، حكم تخصيص خورده و يا مقيد به قيودي مي شود كه يك بحث تفصيلي است.
ب) فرمايش حضرت زهراي مرضيه(سلام الله علیها) در روايت ذكر شده، به معناي الزام و وجوب نيست، بعبارت ديگر، در عين حال كه خروج زن از منزل و حضور او در صحنه اجتماع با رعايت موازين و حدود شرعي جايز شمرده شده است، اما در مواقع غير ضروري براي زنان بهتر آن است كه از اختلاط با مردان اجتناب كنند. و اين امر منافاتي با حضور علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي زنان (با حفظ شئونات و موازين اسلامي) ندارد. كما اينكه حضرت زهرا(سلام الله علیها) خود به جبهه جنگ مي رفتند و در غزوه هاي متعددي همراه با پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) شركت مي كردند و در دفاع از ولايت حضور فعال داشتند و حتي سخنراني نمودند تا جايي كه در همين راه به شهادت رسيدند.
ج) بعضي از قيود و محدوديتهايي كه در احكام و روايات در مورد زنان وارد شده است به منظور پاسداشت حريم عفاف و سلامت جامعه و از همه مهمتر حفظ كرامت و شخصيت واقعي زن متناسب با رسالت همسري و مادري مي باشد. و تجربه جهان غرب در آزاديهاي نامحدود براي ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف انديشمندان جامعه غرب) تجربه بسيار تلخي است كه زمينه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، كه از اين رهگذر بيشترين ضرر و زيان نسيب زنان جامعه شد و در نتيجه كرامت و شخصيت زن به پايين ترين حد خود تنزل نمود.سوال 44 : احاديث لوح ،جابر وحديث حقيقت كه كميل از امام علي سئوال كرد،با ترجمه در اختيار من قرار دهيد؟
جواب: حديث لوح فاطمه(سلام الله علیها) در كتاب شريف كافى، ج 2، ص 470 آمده است كه ترجمه آن را ذيلاً مى‏آوريم.
امام صادق(علیه السّلام) مى‏فرمايد: پدرم به جابر بن عبدالله انصارى فرمود: من با تو كارى دارم. چه وقت برايت آسان‏تر است كه تو را ببينم و از تو سؤال كنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهيد. پس روزى با او در خلوت نشستند و به او فرمودند: درباره لوحى كه آن را در دست مادرم فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول خدا( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) ديده‏اى و آن چه مادرم به تو فرمود كه در آن لوح نوشته به من خبر ده. جابر گفت: خداوند را گواه مى‏گيرم كه من در زمان حيات رسول خدا خدمت مادرت فاطمه(سلام الله علیها) رفتم و او را به ولادت حسين(علیه السّلام) تبريك گفتم. در دست آن حضرت لوح سبزى ديدم كه گمان كردم از زمرّد است و نوشته سفيدى در آن ديدم كه چون رنگ خورشيد (درخشان) بود. به آن حضرت عرض كردم اى دختر پيامبر! پدر و مادرم فدايت. اين لوح چيست؟ فرمود: لوحى است كه خدا آن را بر رسولش( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) اهدا فرمود. اسم پدرم و اسم شوهرم و دو پسرم و اسم اوصياء از فرزندانم در آن نوشته است و پدرم آن را به عنوان مژدگانى به من عطا فرموده. جابر مى‏گويد: سپس مادرت فاطمه(سلام الله علیها) آن را به من داد من آن را خواندم و رونويسى كردم. پدرم به او فرمود اى جابر آن را بر من عرضه مى‏دارى؟ عرض كرد: آرى. آن گاه پدرم همراه جابر به منزل او رفت. جابر ورق صحيفه‏اى بيرون آورد. پدرم فرمود: اى جابر تو در نوشته‏ات نگاه كن تا من برايت بخوانم. جابر در نسخه خود نگاه كرد و پدرم آن را خواند. حتى در حرفى با حرفى اختلاف نداشت. آن گاه جابر گفت خدا را گواه مى‏گيرم كه ديدم اين گونه در لوح نوشته بود.
بسم‏الله الرحمن الرحيم
اين نامه‏اى است از جانب خداوند عزيز حكيم براى محمد( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) پيامبر او و نور و سفير و دربان (واسطه ميان خدا و خلق) و راهنماى او به سوى او كه روح‏الامين و (جبرئيل) آن را از جانب پروردگار جهانيان آورده است. اى محمد( صلّی الله علیه و آله و سل