مسجد حضور مى‏يابند و خطبه‏اى معروف بيان مى‏كنند كه تاريخ‏نويسان آن را ثبت و ضبط نموده‏اند. يا بعضى اخبار حاكى از آن است كه حضرت(سلام الله علیها) با بعضى صحابه پيامبر گفتگوهايى داشته است. براى مثال در يكى از روايت‏ها نقل شده كه سلمان به دعوت اميرالمؤمنين(علیه السّلام) به منزل فاطمه(سلام الله علیها) رفت. حضرت زهرا(سلام الله علیها) تا سلمان را ديد فرمود: اى سلمان! پس از وفات پدرم، با من جفا كردى (كه به ديدارم نيامدى)، و آن‏گاه اجازه نشستن داد و شروع به صحبت نمود يا در روايت ديگر مى‏خوانيم: عربى وارد مسجد پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) شد و از مردم كمك خواست. پيامبر به اصحاب خود نگريست. سلمان فارسى برخاست تا نياز آن بيچاره را برطرف سازد. هر جا رفت با دست خالى برگشت. در بازگشت به مسجد چشمش به منزل حضرت زهرا(سلام الله علیها) افتاد. با خود گفت: فاطمه سرچشمه نيكوكارى است. درب خانه را كوبيد و داستان عرب مستمند را شرح داد. حضرت زهرا(سلام الله علیها) با اينكه خود و فرزندانش و همسرش گرسنه بودند پيراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه يك يهودى گرو گذاشته و مقدارى خرما و جو قرض بگيرد. يا در خبر ديگرى مى‏خوانيم سلمان از ديدن چادر وصله‏دار و ساده‏ى حضرت زهرا(سلام الله علیها) اظهار تعجب مى‏كند. حضرت زهرا(سلام الله علیها) در پاسخ مى‏فرمايد: اى سلمان! خداوند بزرگ، لباس‏هاى زينتى و تخت‏هاى طلايى را براى ما در روز قيامت ذخيره كرده است! البته اخبار و روايات بيش از اين است و ما فقط چند نمونه را براى شاهد بحث آورديم.
اگر در ادامه صحبت بتوانيم ويژگى‏هاى حضرت زهرا(سلام الله علیها) را كه نمونه يك انسان كامل است تبيين و تشريع كنيم، حضور حضرت در جامعه براى ما شگفت‏انگيز و غريب نخواهد بود. عفّت كه خصوصيّت بارز يك زن مؤمنه است، به معنى پرده‏پوشى، پرواپيشگى، پاكدامنى، پارسايى و بلندطبعى مى‏باشد. عفّت جلوه‏هاى گوناگونى دارد و ما مى‏توانيم ظهور آن را در سه بخش انديشه، گفتار و رفتار ملاحظه كنيم.
1ـ عفّت در انديشه؛ يعنى دورداشت فكر از عرصه‏هاى آلوده و ناهنجار. 2ـ عفّت در گفتار، در اينجا سه موضوع مطرح است: الف) آهنگ و آواى سخن؛ رعايت ادب و عفت در كوتاهى يا بلند بودن آوا و آهنگ صدا، مورد تأكيد اخلاق اسلامى است. ب) كيفيت القاء؛ سخن نازآلود و عشوه‏آميز با نامحرمان، بى‏ترديد از نمادهاى بى‏عفّتى در گفتار است تا جائى كه خداوند به زنان پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) مى‏فرمايد: با ناز سخن مگوئيد تا آن كس كه در دلش بيمارى است طمع نورزد. ج) درون مايه‏ى سخن؛ محتواى سخن ممكن است
خوشايند و دلربا، يا ناخوشايند و دلگير باشد. فرهنگ افتخار آفرين اسلام، براى حراست از عفّت در كلام و گفتار، با سخنانى كه از حريم عفت دور است به مبارزه برخاسته است. مثلاً پيامبر مكرّم اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در روايتى مى‏فرمايد: «هر كس بازنى كه همسرش نباشد (نامحرم باشد) شوخى كند، خداوند براى هر واژه‏اى كه در دنيا بر زبان رانده است، هزار سال او را زندان خواهد كرد». 3ـ عفت در رفتار؛ شامل عفّت در پوشش و عفت جنسى است كه مسأله حجاب در دين اسلام، همان عفّت در پوشش است. زن مسلمان
پوششى را برمى‏گزيند كه با هويت دينى، هنجارهاى اخلاقى و شخصيت والاى انسانى و ارزش‏هاى اجتماعى اسلام سازگار باشد.
عفت جنسى در فرهنگ اسلامى جلوه‏هاى زير را در بردارد:
1. پرهيز از نگاه آلوده. 2. خلوت نكردن با نامحرم. 3. تماس بدنى داشتند. 4. نداشتن تجلّى تحريك‏آميز در جامعه. 5. گريز از عوامل تحريك‏آميز. همه‏ى اين پرهيزها به عنوان پاكدامنى آمده است.
ره‏آورد عفّت، آرامش روحى، سلامت جسمانى، سلامت اخلاقى، سلامت نسل، پايدارى جمال و زيبائى، پايدارى خانواده، امنيت اجتماعى و پاك‏نامى است.
اگر زن مؤمنه و مسلمان متصف به اوصاف ذكر شده گرديد و اخلاق و رفتار خود را بر طبق اخلاق اسلامى تطبيق نمود، و بعد در مواقع ضرورى، در بين مردم (اعم از زن و مرد) حضور پيدا كرد، نه تنها غيبى ندارد، بلكه نشان دهنده‏ى تقوا و پرهيزكارى در بُعد روابط اجتماعى مى‏باشد و نيز همه موظفند اين مسائل را در ارتباطات اجتماعى مراعات نمايند.
آرى حضرت زهرا گاهى در جامعه و در بين مردم حضور مى‏يافت، اما اين حضور و ظهور حضرت، تبلور و نماد ايمان و تقوا بود و به همين دلايل است كه ايشان شايستگى آن را دارد كه نمونه و الگوى انسان‏ها تا روز قيامت باشد. با آرزوى اينكه خداوند به ما توفيق دهد تا از رهروان و دوستداران اهل بيت(علیه السّلام) باشيم. انشاءاللهسوال 48 : آيا دربار عيد الزهرا، در متون اسلامي و روايي توصيه اي وجود دارد؟
جواب: سيد ابن طاوس در كتاب «زوائد الفوائد» مى‏گويد: محمد بن ابى العلاء همدانى واسطى و يحيى بن محمد بن حويج بغدادى گفتند: ما با هم به نزد احمد بن اسحاق قمى در قم رفتيم. احمد بن اسحاق از ياران امام حسن عسكرى(علیه السّلام) است، در زديم، دختر بچه‏ى عراقى بيرون آمد، از احمد بن اسحاق پرسيديم، آن دختر بچه گفت: امروز روز عيد است و او به عيد خود مشغول است، نزد خودم گفتم: سبحان الله، اعياد شيعه چهار عيد بيشتر نيست: عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير و جمعه. آن دختر بچه گفت: احمد بن اسحاق از سَرْوَرِ خود امام حسن عسكرى(علیه السّلام) روايت مى‏كند كه اين روز، روز عيد است و نزد اهلبيت و پيروان آنان، از همه‏ى عيدها افضل است. گفتيم: براى ما از آقا اجازه بگير و ما را به او معرفى كن. آن دختر بچه بر احمد بن اسحاق وارد شد و ما را معرفى كرد. احمد بن اسحاق از خانه بيرون آمد در حالى كه تازه غسل كرده بود و هنوز بدنش خشك نشده بود. ما گفتيم: آقا چنين بيرون آمدن خوب نيست. گفت: شما مقصّر نيستيد، من براى امروز كه روز عيد است غسل كرده‏ام. گفتيم: مگر امروز روز عيد است؟! گفت: بله روز عيد است. آن روز، روز نهم ربيع الاول بود. احمد بن اسحاق ما را به داخل خانه برد و نشستيم. احمد بن اسحاق گفت: روزى من به قصد مولايم امام حسن عسكرى به سُرَّ مَنْ رأى رفتم همانطورى كه شما به قصد من آمده‏ايد، اجازه خواستم، اجازه داد. در مثل امروز كه نهم ربيع الاول است بر آن حضرت وارد شدم، ديدم امام حسن عسكرى(علیه السّلام) براى همه خادمها مقرّر فرموده كه لباس تازه بپوشند و خودش هم عُود روشن كرده است. گفتم: پدران و مادرانمان به فداى تو باشند آيا براى اهلبيت عيدى روى داده است؟ آن حضرت گفت: چه روزى از امروز كه نهم ربيع الاول است، گرامى‏تر و محترمتر؟!
علامه مجلسى پس از نقل حديث، چنين آورده است: وفات امام حسن عسكرى(علیه السّلام) در هشتم ربيع الاول واقع شده است. بنابراين آغاز امامت حضرت ولى عصر(عج) روز نهم ربيع‏الاول است. شايد تعظيم و بزرگداشت روز نهم ربيع اول، از اين جهت باشد.
درباره‏ى روز نهم ربيع الاول، در بحار الانوار، ج 31، ص 118 به بعد نيز مطالبى را آورده است. در سفينة البحار، جلد اول، در ضمن ماده‏ى تسع به فضيلت رو