خواهيد كه يا شب گريه كند و يا روز. آن حضرت هم در جواب آنها گفت: چشم. حضرت على(علیه السّلام) به حضرت فاطمه گفت:بزرگان مدينه چنين مى‏گويند: حضرت زهرا(سلام الله علیها) گفت: يا على! در ميان اين مردم خيلى كم مى‏مانم و قسم به خدا ساكت نمى‏شوم. حضرت على(علیه السّلام) براى فاطمه زهرا(علیه السّلام) اطاقى در قبرستان بقيع ساخت. حضرت زهرا هر روز با حسن و حسين به آنجا مى‏رفت و تا شب مى‏ماند و گريهمى‏كرد. شب على(علیه السّلام) مى‏رفت و او را به خانه مى‏آورد. حضرت فاطمه 27 روز چنين عمل كرد و پس از آن مريض شد.
اين حديث، معروف به حديث فضه است ولى معلوم نيست از چه مأخذى است و براى همين قابل اعتماد نيست، (بحارالانوار، ج 43، ص 174، ح 15) .

بيت‏الاحزان
در بقيع، اطاقى براى فاطمه زهرا ساخته شد كه بيت‏الاحزان نام گرفت. بيت‏الاحزان را حضرت على(علیه السّلام) ساخت تا حضرت فاطمه راحت باشد و جاى آن مشخص است. اين بيت‏الاحزان ربطى به حديث «فضّه» ندارد گرچه در آن حديث هم به اين اشاره شده است، (مأساة الزهرا، ج 1، ص 337) .
در روايات آمده است كه حضرت فاطمه پس از پيامبر اسلام هميشه محزون و غمگين بود و هيچگاه نخنديد و آنگاه كه مريض شد در شكايت خودش به سوى خدا چنين مى‏گفت: «يا حىّ يا قيّوم برحمتك استغيث فأغثنى،اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة و الحقنى بأبى محمد صلى الله عليه و آله»، (بحارالانوار، ج 43، ص 217) .
از آنچه گذشت فهميده شد كه:
1. حضرت فاطمه تنها براى مرگ پدر گريه نمى‏كرد بلكه ستمهايى بر او شده بود و او با گريه فرياد مظلوميت سر مى‏داد. پس علت گريه فقدان پدر و ستمها بود.
2. مردم مدينه از گريه‏هاى او ناراحت نمى‏شدند بلكه هيئت حاكمه از گريه‏هاى او ناراحت مى‏شدند چون گريه حضرت فاطمه ستمهاى هيئت حاكمه را بر ملا مى‏ساخت.
3. گريه‏ها با صداى بلند بود و براى همين مردم مى‏شنيدند و هيئت حاكمه بخاطر بلند گريه كردن اعتراض مى‏كردند و گرنه گريه بى صدا كه به گوش كسى نمى‏رسد.
4. گريه آن حضرت پس از وفات پيامبر اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) شروع شد.
5. گريه مظلوميت، بدون اشك نمى‏شود همانطوريكه گريه شوق هم بى اشك نمى‏شود.
6. گريه‏اش شبانه روز بود چون مظلوم همواره گريان است. البته وقتى مى‏گوئيم شبانه‏روز گريه مى‏كرد معنايش اين نيست كه از طلوع فجر تا غروب آفتاب گريه مى‏كرد و از غروب آفتاب تا طلوع فجر گريه مى‏كرد بلكه معنايش اين است كه مظلوميت او شب و روز نداشت و درهر فرصتى گريه مى‏كرد مانند امام زين‏العابدين كه چهل سال گريه كرد. اين چهل سال نه اينكه از اول تا آخر گريه مى‏كرد بلكه در هر فرصتى گريه به او دست مى‏داد.
7. آنها آن همه ستم كردند و با اين حال راضى نبودند حتى او گريه هم بكند و مانع گريه او مى‏شد.
8. مآخذى كه براى مطالعه مظلوميت فاطمه زهرا مناسب است، كتاب «مأساة الزهرا» است.« بسم الله الرحمن الرحيم
هديه به شفيعه روز جزا دختر گرامى پيامبر همسر وصايت و ولايت مادر عصمت و طهارت مام امامت و سيادت فاطمه زهرا سلام الله عليها .
سخن ناشر
بسم الله الرحمن الرحيم
انا اءعطيناك الكوثر  فصل لربك وانحر  ان شانئك هو الابتر (1)
صديقه كبرى فاطمه عليهاالسلام كوثر زلال بهشتى است .
زهراى مرضيه سرچشمه پاك و شفاف خلقت است . چشمه سار عصمت و امامت از آن مركز فيض بهره مند و سيراب مى گردد.
در وصف او چه مى توان گفت در جايى كه پروردگار يكتا، خداوند دانا او را كوثر دانسته به سرور تمامى بندگانش ، پيامبر برگزيده خويش و فخر جهان خلقت ، حضرت ختمى مرتبت ، محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله همچون تحفه اى بهشتى اهدا نموده است .
كه آن سرور خود فرموده است :
لما عرج ...، ففاطمة حوراء انسية فكلما اشتقت الى رائحة الجنة شممت رائحة ابنتى فاطمة .
هنگامى كه به آسمان عروج كردم ...، پس فاطمه حوريه اى به شكل انسان است و من هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم ، بوى دخترم فاطمه را استشمام مى كنم .
قالت عائشة : ما راءيت اءحدا قط اءصدق من فاطمة غير اءبيها .
هيچ كس را راستگوتر از فاطمه نديدم مگر پدرش را.
انه كان بينهما شى ء فقالت عائشة : يا رسول الله ! سلها، فانها لا تكذب .
بين فاطمه عليهاالسلام و عايشه مسئله اى پيش آمده بود و رسول خدا از عايشه در آن مورد سؤ ال كرد، عايشه در جواب گفت : اى رسول خدا! (راجع به اين موضوع ) از فاطمه بپرس زيرا او هرگز دروغ نمى گويد.
علامه بزرگوار، شيخ محقق و فاضل متتبع و احياكننده معالم دينى (يازده قرن پس از طلوع تابناك و نورافشان خورشيد عالمتاب اسلام ) محمدباقر مجلسى فرزند شيخ محمدتقى (مجلسى اول ) كه از اكابر و بزرگان علماى مذهب حقه شيعه بوده ، مقامى چنان والا در سلسله احياگران انديشمند و دلسوز مكتب دارد كه بى نياز از شرح و تفسير است .
زنجيره طلايى كتابت علامه شريف ، تفقه و تفحص و تجسس علمى و حفظ ميراث فرهنگى غنى اهل بيت و اهتمام آن رادمرد در ثبت كليه متون مورد استفاده علاقمندان و تراوشات فكرى وى اعم از نگارش كتب متعدد، رسالات متنوع و ترجمه ادعيه و شرح خطبه هاى مختلف وارده از طرف معصومين عليهم السلام چه به زبان عربى و چه به زبان فارسى و بالاتر از همه حريت و آزادگى او در نقل مطالب زياده از آن است كه بتوان آن را در مختصرى به نمايش درآورد.
فقط به ذكر نكته اى چند متمايز از ديگر حالات آن عالم روحانى بسنده مى نمايد:
1- تقوى و ورع و پرهيزگارى
2- احاطه علمى به كثيرى از علوم اسلامى عصر
3- علاقمندى و كوشايى در حفظ ميراث فرهنگى
4 مجاهدت و ايثار و فداكارى به نحوى كه او را وادار كرد در دستگاه و دربار شاهى وارد شده آن را به خدمت اهداف عاليه خود درآورد.
5 شكوه و جلال ناشى از ديانت چه در زمان حيات ظاهرى و چه پس از آن هم اكنون نيز تلاءلوى آن جهان علم را به احترام و تحسين واداشته است .
6 شاگردانى كه از خويش به جاى نهاده است و... .
همه اينها از آن اسوه علم و فضيلت حلقه اى مستحكم در حلقات اتصال علوم و معارف شگرف حضرت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام به علما و دانشمندان بعد از خود تا ظهور آخرين پناهگاه الهى مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف ساخت .
در اين راه وظيفه اى كه در امر جمع آورى روايات و احاديث منقول همراه با نقد و بررسى و رعايت امانت به عهده گرفت را به حد اكمل به انجام رسانيد كه آثار وى عظمت آن را پيش چشم مى آورد.
و در ميان همه آن آثار و زحماتى كه در اين راه متقبل و متحمل گشته ، ((اقيانوس بيكران نور الهى )) يعنى بحارالانوار درخششى چشمگير دارد.
بحارالانوار چشم نواز است ؛ بحارالانوار حاصل عمرى تلاش است ؛ بحارالانوار گوهرى گرانقدر از حواهرات تابناك علم و دانش است ؛ بحارالانوار نمايانگر سرگذشت طولانى سلسله دانشمندان اسلامى است ؛ بحارالانوار دسترنج فقيهى است كه در جمع آورى علوم و معارف عصر خود كمال همت والاى خويش را بروز داده است ؛ و بالاخره بحارالانوار گنجينه پربارى براى دوستداران مكتب توحيد است .
مجموعه اى كه ملاحظه مى شود، ترجمه جلد چهل و س