 و مردم به پيامبر عرض كردند كه آنها را مثل غنيمت تقسيم كند، آيه نازل شد: آن چيزهايى كه خدا به پيامبرش مى بخشد و شما هم سختى و جنگ و لشكركشى را براى به دست آوردن آنها متحمل نشده ايد، آنها مال خصوصى پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- مى باشد.

سيد قطب درباره ى فيى ء مى گويد: «و كانت اموال بنى النضير فيئا خالصا لله و للرسول لم يوجف المسلمون عليه بخيل و لا جمال» [ فى ظلال القرآن، ج 8، ص 31.] : اموال بنى نضير و قريظه مخصوص رسول خدا بود، چون سرزمين آنها با جنگ و لشكركشى و اسب و شتر سوارانى فتح نشده بود، بلكه خودشان جلاى وطن كرده بودند.

ابوالفضل رشيد الدين الميبدى در تفسير «كشف الاسرار و عده الابرار» معروف به تفسير خواجه عبدالله انصارى مى گويد: «الفيئى فى اللغه: الرجوع و هو فى الشرع عباره عن كل مال يرجع من الكفار الى المسلمين بغير قتال و لا ايجاف... و معنى الايه: «ما افاء الله على رسوله» من اموال «اهل القرى» يعنى قريظه والنضير و فدكا و خيبرا و قرى عرنيه و ينبع جعلها الله سبحانه لرسوله- صلى الله عليه و آله و سلم-» [ كشف الاسرار و عده الابرار، ج 10، ص 36 النبوه الطثانيه و انوار التنزيل و اسرار التاويل، و تفسير الجلالين، و المحلى، ج 2، ص 465.] : فيى ء در لغت به معنى برگشت، و در شرع عبارت از هر مال كه از كفار بدون جنگ و اسب و شتر دوانى به دست مسلمانها رسيده است مى باشد، تا اينكه مى گويد: معنى آيه «ما افاء الله» اموال و سرزمين اهل قرى (قريظه، بنى نضير، فدك، خيبر، و قراى عرنيه و ينبع) كه خدا همه ى آنها را مخصوص پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- قرار داد.

جلال الدين سيوطى بعد از آن كه روايت آلوسى را نقل كرده درباره ى فيى ء مى گويد: «واخرج عبدالرزاق و البيهقى، ابن المنذر عن الزهريى فى قوله فما اوجفتم عليه من خيل و لا ركاب قال: صالح النبى- صلى الله عليه و آله و سلم- اهل فدك و قرى سماها و هو محاصر قوما آخرين فارسلوا بالصلح فافاءها الله عليهم من غير قتال...» [ الدر المنثور، ج 6، ص 192 و سنن الكبرى، ج 9، ص 427.] : عبدالرزاق و بيهقى و ابن منذر از زهرى درباره ى قول خدا «فما اوجفتم...» نقل كرده اند كه پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- با اهل فدك و قراى ديگر كه در محاصره بودند مصالحه و صلح فرمود و فدك و قراى تابعه و اموال بنى نضير را خداوند مخصوص پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- قرار داد. سپس سيوطى در آخر، روايتى ديگر را از قول عمر بن خطاب نقل كرده و گفته است: صفايا (باغات، سرزمين) بنى نضير و خيبر و فدك براى رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- بود. و بعد دنبال روايت مواردى كه پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- آنها را مصرف كرده بيان كرده است.

علامه نظام الدين الحسن بن محمد بن حسنى القمى النيشابورى در تفسير «غرائب القرآن و رغائب الفرقان» كه در حاشيه تفسير طبرى چاپ شده است، بعد از آن كه فرق بين غنيمت و فيى ء را بيان مى كند و اشاره ى به اعتراض بعضى از مردم (مبنى بر اينكه اموال بنى نضير بعد از جنگ و قتال به دست آمده و آنها در محاصره بودند و بعد صلح نمودند و از سرزمين شان كوچ كردند بنابراين اموال آنها غنيمت است نه فيى ء) مى كند، دو جواب از قول مفسرين مى دهد: در جواب اول مى گويد: «انها لم تنزل فى بنى النضسر و انما نزلت فى فدك و لهذا كان رسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- ينفق على نفسه و على عياله من غله فدك و يجعل الباقى فى السلاح والكراع» [ تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان در حاشيه تفسير طبرى، ج 18، ص 37.] : آيه ى «ما افاء الله» در شأن بنى نضير نازل نشده بلكه در رابطه ى با فدك نازل شده است و آن از اين جهت بود كه رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- از درآمد و محصولات فدك براى خود و اهل و عيالاتش مصرف مى فرمود و باقى را براى تجهيز و تهيه سلاح و آماده كردن سپاه استفاده مى كرد. و بعد در جواب دوم مى گويد: اگر تسليم شويم كه آيه درباره ى بنى نضير نازل شده باشد و لكن اموال بنى نضير چون كه بواسطه ى لشكركشى و قهر و غلبه و اسب و شتر دوانى به دست نيامده بود، لذا آن مال مخصوص پيامبر و نزديكان وى مى باشد.

محمد بن احمد انصارى قرطبى متوفى 671 درباره ى فيى ء در مسئله ى دوم از مسائل ده گانه پيرامون آيه دوم «ما افاء الله على رسوله من اهل القرى» مى گويد: «قال ابن عباس: هى قريظه والنضير، و هما بالمدينه و فدك، و هى على ثلاثه ايام من المدينه و خيبر و قرى عرنيه وينبع جعلها الله لرسوله» [ تفسير جامع الاحكام القرآن، ج 18، ص 12.] : ابن عباس گفت: قرائى كه در آيه آمده عبارت است از قريظه و بنى نضير كه نزديك مدينه بودند و فدك كه در فاصله سه روزه راه از مدينه دور هست و خيبر و قراى عرينه و ينبع كه خدا همه ى آنها را مال مخصوص پيامبر قرار داد كه به هر عنوان كه مصلحت مى دانست مصرف مى فرمود.

ابن زكريا يحى بن زيادالفراء متوفى 207 هجرى درباره ى آيه ى «فما اوجفتم» مى گويد: «كان النبى- صلى الله عليه و آله و سلم- قد احرز غنيمه بنى النضير و قريظه و فدك، فقال له الروساء: خذ صفيك من هذه، و افردنا بالربع، فجاء التفسير: ان هذه قرى لم يقاتلوا عليها بخيل، و لم يسيروا اليها على الابل... هذه الثلاث فهو لله و للرسول خالص» [ معانى القرآن، ج 3، ص 144.] : پيامبر اسلام- صلى الله عليه و آله و سلم- وقتى كه غنيمتهاى بنى نضير و قريظه و فدك را احراز كرد، صحابه خدمت آن حضرت عرض كردند كه سهم و نصيب خود را از اينها بگير و بقيه را براى ما بگذار، تا اينكه آيه مزبور نازل شد: همانا اين قراى (بنى نضير و قريظه و فدك) را از راه جنگ و كارزار و يا دوانيدن شتر به دست نياورده ايد... تا اينكه فراء مى گويد: اين سه قريه مال مخصوص خدا و رسول اوست و ديگران در آن سهم ندارند.

بيهقى در سنن كبراى خود با سند ابن شهاب، و مالك بن اوس از قول عمر بن خطاب در مقام احتجاج گفته است: «و كان لرسول الله- صلى الله عليه و آله و سلم- ثلاثه صفايا:

بنو النضير، و خيبر و فدك...» [ سنن الكبرى، ج 9، ص 426.] : براى رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- سه سهم بود (يكى اموال بنى نضير، دوم خيير و سوم فدك) در صدر اين روايت، بيهقى از قول عمر بن خطاب به مالك بن اوس بن حدثان مى گويد: خداند فيى ء را مخصوص رسولش گردانيد و به او عطا كرد كه به احدى غير از او عطا نفرمود آن غنيمتهاى (بنى نضير و خيبر و فدك) صخصوص پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- بود. و همين روايت را مسلم در صحيح خود آورده و در متن روايت فقط اموال بنى نضير را ذكر كره و اسمى از خيبر و فدك نبرده است و علت آن هم معلوم است. [ صحيح مسلم، ج 12، ص 70.] محمد شوكانى درباره ى فيى ء گفته است: تكرار آيه «ما افاء الله على رسول» به جهت تثبيت و تاكيد مى باشد و اينكه اهل قرى در آيه دوم مرجع ضمير «منهم»، در آيه اول قرار گرفته است، منظور از منهم بنى نضير مى باشد و اين تكرار آيه آشكار است بر اينكه اين حكم (يعنى فيى ء مال مخصوص پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- مى باشد) تنها اختصاص به بنى نضير ندارد، بلكه شامل هر قريه و منطقه اى كه پيا