مى‏توان گفت اين است كه حضرت مريم در يك جهت خاص نسبت به تمام زنان عالم برترى دارد. و آن جهت برترى اين است كه ايشان بدونداشتن همسر بطور معجزه‏آسا و خرق عادت فرزند آورد. پس برترى ايشان در قسمت اخير آيه نسبى است و بطور مطلق نمى‏باشد.
و از نظر ادب عرب نيز اگر كلمه اصطفا با «على» متعددى شود معناى تقدم را مى‏دهد نه مطلق اصطفاء و برترى، (الميزان، علامه طباطبايى، جلد 3، ص 205) . يعنى حضرت مريم به خاطر صلاحيت‏ها و ويژگى‏هائى كه داشته استاين برترى و تقدم را بر زنان عصر و زمانه‏اش پيدا كرده كه او به عنوان مادر حضرت عيسى برگزيده شده است.
بعد از روشن معناى برترى حضرت مريم نسبت به سائر زنان عالم، بايد دانست زنى كه در فضائل و كمالات معنوى و طهارت و تقوا، يگانه زنان است و نسبت به همه زنان عالم از اولين و آخرين برترى دارد عصمت كبرى فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. و پيامبر اسلام( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در اين موردفرموده است:«ابنتى فاطمة سيدة نساء العالمين».
و از امام صادق(علیه السّلام) در مورد فرمايش رسول خدا سؤال شده كه «فاطمه سرآمد زنان بهشت است يا سرآمد زنان عصر خويش مى‏باشد؛ آنحضرت پاسخ داده‏اند آنكه سرآمد زنان عصر خويش بود مريم(علیه السّلام) بود. اما فاطمه(سلام الله علیها) سرآمد همه زنان بهشت از اولين تا آخرين است، (بحارالانوار، ج 43، ص 21، انتشارات المكتبة الاسلاميه) .
و مسئله برترى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نسبت به زنان عالم به تواتر در احاديث رسول گرامى( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و ائمه(علیه السّلام) آمده است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. بحارالانوار، ج 43
2. فاطمه زهرا (شادمانى دل پيامبر)، احمد رحمانى همدانى، مترجم، دكتر سيد حسن افتخارزاده سبزوارى
3. زندگانى حضرت فاطمه، سيد هاشم رسولى محلاتى. سوال 53 : در مورد آفرينش و عصمت حضرت زهراء آيا يك مساءله اجباري نيست ؟ توضيح دهيد.
جواب:منشائ عصمت , اختيار آدمي است و يك مسائله جبري نيست . اما منشائ اين اختيار علم و اراده اهل بيت (علیهم السلام) است يعني معصومان از نظر شناخت و علم چنان قوي اند كه زشتي و پليدي هر كار بدي را مي بينند و از نظر اراده نيز چنان قدرتي دارند كه محكوم جاذبه هاي شيطاني و خلاف حق واقع نمي شوند. اين علم و اراده موهبتي است الهي يعني از آن جا كه خداوند مي دانست عده اي از بندگانش به اختيار خود هر چند با استعدادي در سطح ساير افراد بشر بيش از ديگران و بالاتر از حد ممكن از استعداد خود استفاده مي كنند تفضلا" اين پاداش و موهبت ويژه را به آنان عطا فرمود و آنان را از علم و اراده اي برخوردار كرد كه به واسطه آن به مصونيت كامل و مطلق برسند و در پرتو آن راهنماياني موثق و مطمئن براي همه افراد بشر كردند بنابراين بايد توجه داشت كه اعطاي اين موهبت معلول شايستگي هاي خود آنان است , نه محصول استعداد جبري ايشان حكمت اعطاي چنين موهبتي نيز علاوه بر پاداش خود آنها فراهم كردن وسايل هدايت براي ساير انسان ها است . در دعاي ندبه آمده است : ((اللهم لك الحمد علي ماجري ... لنفسك و دينك ... بعدان شرطت عليهم الزهد في درجات هذه الدنيا الدينه و زخرفها و زبرجها فشرطوا لك ذلك و علمت منهم الوفائ به فقبلتهم و قربتهم و قدمت لهم الذكر العلي و الثنائ الجلي و اهبطت عليهم ملائكتك و كرمتهم بوحيك و رفدتهم بعلمك و جعلتهم الذريعه اليك ...; خدايا براي توست حمد... تو با آنهاشرط كردي كه نسبت به زينت ها منزلت هاي دنيوي بي اعتنا باشند (و جز به مقام قرب تو نينديشند) و آنان نيز اين شرط را بپذيرفتند و چون مي دانستي به اين شرط عمل خواهند كرد آنان را پذيرفتي و مقرب خويش ساختي و به جهت همين شايستگي فرشتگان را ايشان نازل فرمودي و با وحي خود آنان را گرامي داشتي و از خوان علم بي كران خويش بهره ها دادي )) (در اين باب نگا: پژوهشي در عصمت معصومان , حسن يوسفيان و احمد حسين شريفي , تهران پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي چاپ اول 1377 ش فصل سوم , صص 72 - 43) به همين جهت گفته شده است كه هر انسان صاحب اراده , مي تواند با رياضت هاي شرعي و تهذيب نفس به مقام عصمت دست يابد همچون حضرت مريم (سلام الله علیها). (ر.ك تفسير موضوعي قران كريم آيه الله عبدالله جوادي آملي قم , اسرائ چاپ اول 1376 ش , ج 9, صص 20 - 22 الميزان علامه طباطبايي موسسه الاعلي بيروت , ج 3, ص 205, ولايت نامه , علامه طباطبايي ترجمه همايون همتي تهران امير كبير, چاپ اول , صص 58 - 48) بر اين اساس حضرت زهرا(سلام الله علیها) مانند ديگر انسان ها زن آفريده شده است , اما به واسطه اختيار خويش راه هدايت را انتخاب كرده و با تهذيب نفس به مقام شامخ عصمت نايل گشته است آن حضرت همچون معصومان ديگر, انسان برتر است , نه برتر از انسان , ازاين رو مي تواند به عنوان يك الگو براي ديگر انسان ها مطرح و كردار و گفتارش ره توشه كساني باشد كه مي خواهند انسان هاي متعالي و كاملي گردند. آري خداوند مي خواسته الگوهايي براي هدايت آدمي و از آن جمله حضرت زهرا(سلام الله علیها) نيز براي اسوه بودن آفريده شده است . ضرورت وحي نبوت و امامت نيز در همين راستا است ولي فرق است ميان اين كه خداوند الگوهاي آفريده باشد كه بدون اختيار و علم و اراده اسوه گشته اند و الگوهايي كه با اختيار و بر اساس علم و اراده مقام اسوه بودن را احراز كرده اند. ارزش خلق چنين نمونه هايي آن است كه آدمي را متحول ساخته بيدار كرده و به او مي فهماند كه تو نيز به عنوان يك انسان مختار, با كنار زدن تعلقات غيرخدايي و زدودن گناهان , مي تواني به مقام كمال و سعادت راستين باريابي , اگر ما مدعي شويم كه عصمت معصومان امري جبري بوده و اختيار ايشان در اين ميان هيچ نقشي ندارد, يكي از اساسي ترين ويژگي هاي ضرورت نبوت و امامت (تعليم و تربيت و اسوه بودن ) را خدشه دار ساخته ايم حال آن كه بر اساس آيات قرآن , يكي از اهداف اساسي نبوت و امامت كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) پيوند دهنده آن است تزكيه نفوس است . (نگا, بقره , 129, 151, و الميزان ج 19, ص 265)سوال 54 : دوست دارم حضرت فاطمه زهرا و زينب (سلام الله علیها) الگوي عملي براي من باشند مرا در اين باره راهنمايي كنيد, راه كار آن چيست ؟
جواب:دانشجوي گرامي قبل از پرداختن به مطالب مورد نظر از دقت و عنايت شما نسبت به حسن سلوك و رسيدن به مقام قرب الهي كه گوهري بي بديل و فيض سرمدي است بسيار خشنود و به اين طرز تفكر آفرين مي گوئيم . اما نسبت به نامه شما به ترتيب به نكات مورد نظرتان مي پردازيم : 1- زندگي ائمه براي ما الگو است و پذيرش اين مطلب و بيان اين سخن گزاف و بيهوده نيست و لذا هم گوشه گوشه زندگي آنها براي ما روشن است و بيان شده و هم مي توان همچنان به آنها تائسي نمود. و براي رسيدن به آن مي توان كتب مشتمل بر معارف دين كه بسيار فراوان است مورد مطالعه قرار داد. نماز شب حضرت زهرا(سلام الله علیها), ساده زيستي حضرت , برخورد وي با نامحرم , پيروي او از دين , بها دادن به ارزشهاي انساني و معنوي در برابر معيارهاي دنيوي و مادي و از خودگذشت