 آله و سلّم) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ام ابيها مي فرمود : بسيار مشكل است . برخي به سادگي از آن گذشته و تنها به اين اكتفا كرده اند كه حضرت از شدت علاقه به آن جناب مي فرمود مادر من . ولي قطعا" كلام پيامبر چيزي فراتر از تعارفات مرسوم و معمولي است . شايد با توجه به اين كه ام در لغت به معني اصل و ريشه است بتوان گفت حضرت زهرا(سلام الله علیها) اصل و منشائ نبوت و ولايت است كه اگر وجود آن بزرگوار نبود نبوت پيامبر و ولايت ائمه (علیهم السلام) آشكار نمي شد. به عبارت ديگر ولايت ثمره نبوت است و نبوت بدون ولايت بي معني است . چنان كه در آيه شريفه خداوند به پيامبر مي فرمايد: اگر ولايت را به مردم ابلاغ نكني رسالتت ناتمام است . و از اين جهت كه وجود حضرت صديقه طاهره , منشائ وجود ائمه اطهار بود, منشائ ولايت است پس اگر حضرتش نبود ولايت نبود و نبوت هم به طور كامل ثمربخش نبود, بنابراين آن جناب منشائ نبوت و امامت است . موئيد اين مطلب هم روايتي است كه برخي روايت كرده اند كه خداوند مي فرمايد: ((ولولا فاطمه لما خلقتكما; اگر نبود فاطمه (سلام الله علیها) من شما را (پيامبر و اميرالموئمنين (علیه السلام)) نمي آفريدم )). براي آگاهي بيشتر ر.ك : زندگاني فاطمه زهرا(سلام الله علیها), حسين عمادزاده .سوال 57 : با توجه به رواياتي در مورد گريه حضرت زهرا(سلام الله علیها) و اعتراض همسايگان اين عمل را با شخصيت والاي آن حضرت چگونه توجيه مي كنيد؟
جواب:1- اينكه حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) در فراق پدرش گريه مي كرد درست است و در روايات متعددي اين مطلب آمده است و در بعضي از اين روايات آمده است كه همسايگان از گريه هاي فاطمه (سلام الله علیها) بي تاب شده بودند و به خدمت اميرالموئمنين رسيدند و عرض داشتند سلام ما را به فاطمه برسان و بگو يا شب گريه كن يا روز آرام بگير و يا روزها گريه كن و شب استراحت كن و... (بحارالانوار, جلد 43, ص 36 و 35) (همان , ص 177) در بررسي اين روايات بايد گفت اولا" بعضي از اين روايات ضعيف و غير قابل اعتماد مي باشد زيرا در هيچ منبع معتبر نيامده است و بعضي ها قابل توضيح است و علامه مجلسي (ره) نيز بعضي از اين روايات را غير قابل استناد و اعتماد مي داند. (بحارالانوار, ج 43, ص 177) از طرف ديگر اينكه قائل بشويم حضرت زهرا(سلام الله علیها) طوري گريه و جزع مي كرد كه موجب اذيت و سلب آسايش مردم مي شد. باتوجه به بزرگواري و عظمت و عصمت زهرا(سلام الله علیها) غير قابل تصور به نظر مي رسد. علامه سيد جعفر مرتضي عاملي در اين باره مي گويد: ((ما تصور نمي كنيم كه گريه زهرا(سلام الله علیها) در فراق پدرش آسايش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد بلكه آنچه آنان را ناراحت كرد و به واكنش واداشت چيزي است كه وجود زهرا(سلام الله علیها) در كنار قبر پدرش با حالتي از حزن و اندوه و دلتنگي و دل شكستگي برمي انگيخت (يعني ) مظلوميت زهرا كه بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده چه نمايانگر حالت تحريك مداوم مردم پاك نهاد و مخلص و با ايمان و در نتيجه نابودي خطي بود كه از انجام هيچ عملي در راه رسيدن به خواسته هايش فرو گذار نكرد گريه زهرا در فراق شخص رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) به اندازه گريه آن بانو در تجسم سرنوشت غمباري كه به مجرد وفات پيامبر اسلام و اسوه هايش در خود فرو برد. نبود بنابراين گريه زهرا(سلام الله علیها) جزع از مصيبت و بزرگ شمردن فقدان شخص نيست كه با پذيرش قضا و قدر الهي منافات داشته باشد)) (ترجمه ماساه الزهرا (رنج هاي زهرا) علامه سيد جعفر مرتضي عاملي , مترجم : محمد سپهري , ص 302 و 301) 2- در احاديثي آمده است به علي (علیه السلام) پيشنهاد شد كه به فاطمه بگويد يا شب گريه كند يا روز تا مردم آسايش داشته باشند و بدين جهات نيز اميرالموئمنين (علیه السلام) در بقيع سايباني (بيت الاحزان ) درست كردند تا فاطمه روزها در آن عزاداري كند. حال سوئال اين است كه اگر گريه فاطمه موجب اذيت مردم مي شد اين مزاحمت در شب بيشتر آسايش مردم را به هم مي زند زيرا كه در روز به دنبال كارهاي روزانه خود مي رفتند. پس بايد اعتراف كنيم به اين حقيقت كه گريه و ناله فاطمه آسايش مردم مدينه را به هم نزد بلكه آرامش حاكمان سقيفه را به هم مي زد چون كه حاكمان جديد مي بايست در مسجد پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) و در كنار منبر شريف آن حضرت جايي كه فقط چند متر از خانه فاطمه فاصله داشت حضور داشته باشند و اين حضور با گريه و اندوه فاطمه به مخاطره مي افتد لابد بايد آن حضرت را از گريه منع كنند. (ضيائالدين , ج 2, ص 140, نقل از رنج هاي زهرا, ص 303) بنابراين گريه فاطمه بر حاكمان زور و تزوير گران بود گريه فاطمه در نزديكي مسجد سوئال برانگيز و تحريك كننده عواطف و متزلزل كننده پايه هاي خلافت سران سقيفه بود لذا هم ايشان را از گريه نهي كردند و بعيد هم نيست كه عده اي را براي جلوگير از اين كار به عنوان اعتراض يا پيشنهاد به (علي ع ) اجير كرده باشند. 3- حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) بعد از رحلت پيامبر به فاصله كوتاهي به پدرش ملحق شدند در اين فاصله اندك گريه و حزن آن حضرت بر پدرش كه نظيرش در دو عالم نيست و افضل پيامبران است چيزي طبيعي به نظر مي رسد و از طرف ديگر مردم نيز خود را در آن مصيبت عظماي بشري صاحب عزا مي دانستند پس چطور اعتراض مي كردند؟ اول اينكه بگوييم همانطوري گريه آن حضرت بيشتر بر مصائب وارده بر وصي آن حضرت بود به نوعي سياسي و افشاگرانه بود, نهي دستگاه حاكم از گريه فاطمه نيز مستقيما" يا غيرمستقيم توسط شيوخ مدينه نيز سياسي و براي تثبيت حكومت خودشان بود. بنابراين گريه عصمت كبري فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به معصوميت آن حضرت خدشه وارد نمي كند و اين اعتراض به قضاو قدر الهي هم نمي باشد و گريه آن حضرت با صداي بلند و آزاد دهنده نبوده بلكه چون شخصيت محبوب و مورد توجه مسلمانان بوده براي ناراحتي و گريه معمولي ايشان سوئال برانگيز بوده است واين گريه به قصد سياسي كاري نبوه بلكه بالطبع اثر سياسي داشته چراكه وقتي مردم از جهت حزن و گريه ايشان سوئال مي كردند انحراف خط نبي اكرم و هدايتي را كه ايشان بنا نهاده بود در پاسخ مي شنيدند.سوال 58 : مستندات روايتي را كه دال بر وجود كتاب مصحف فاطمه است , بيان كنيد.
جواب: حضرت علي (علیه السلام) كتابي به نام ((مصحف فاطمه )) نوشته است . اين كتاب به خط حضرت علي (علیه السلام) است و محتواي آن القائات غيبي است كه توسط جبرئيل بر دل حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل گشته است . آنچه در اين كتاب است علوم غيبي است و جز افرادي همانند آن حضرت , قدرت دريافت و تحمل آن را ندارند. در رواياتي كه از امامان معصوم (علیهم السلام) رسيده به ((مصحف فاطمه )) اشاره شده است : از حضرت امام صادق (علیه السلام) شنيدم كه مي گفت : زنادقه در سال 128 ه' ق ظاهر مي شوند و اين را از مصحف فاطمه به دست آوردم . گفتم : مصحف فاطمه چيست ؟ گفت : وقتي پيامبر اسلام وفات يافت , حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بسيار غمگين گرديد. خداوند براي آرامش دل 