ن برده شود و خدا ملائكه را براى ازدواج من شاهد بگيرد؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: همانا خداى عزوجل هرگاه ولى و دوست خود را گرامى بدارد به گونه اى گرامى مى دارد كه چشمى نديده و گوشى نشنيده باشد و خداوند اين مقام را به تو عطا فرموده است .
على عليه السلام گفت : پروردگارا به من توفيق بده تا در برابر نعمت هاى تو شكرگزار باشم . و پيامبر فرمود: آمين . (117)
254/13 - تفسير فرات : (118) عقبة بن مكرم الضبى ، عن محمد بن على بن عمرو، عن عمرو بن عبدالله بن هارون الطوسى ، عن اءحمد بن عبدالله الشيبانى ، عن محمد بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين ، عن اءبيه ، عن على عليه السلام مثله ، و فى آخره : فانما حباك الله فى الجنة بما لا عين راءت ، و لا اذن سمعت ، فقال على بن ابى طالب عليه السلام : يا رب اءوزعنى اءن اءشكر نعمتك التى اءنعمت على و على والدى و اءن اءعمل صالحا ترضاه و اءصلح لى فى ذريتى ، فقال النبى صلى الله عليه و آله : آمين يا رب العالمين و يا خير الناصرين
ترجمه : فرات بن ابراهيم كوفى (حدود 330 ه ) حديث پيشين را در تفسير خود نقل كرده و در آخر آن آورده است :
همانا خداوند در بهشت تو را به گونه اى تكريم نموده كه كسى به چشم نديده و به گوش نشنيده است . پس على عليه السلام گفت : پروردگارا! مرا از كسانى قرار ده كه به خاطر نعمت هايى كه به او و پدر و مادرش عطا فرموده اى تو را شكرگزار باشند، و عمل صالح و شايسته انجام دهم تا تو راضى و خشنود گردى ، و ذريه مرا صالح قرار بده . سپس پيامبر فرمود: اجابت فرما اى پروردگار عالميان و اى بهترين يارى كنندگان .
255/14 - قرب الاسناد: (119) ابن طريف ، عن ابن علوان ، عن جعفر، عن جعفر، عن اءبيه عليه السلام ، قال : كان فراش على و فاطمة حين دخلت اهاب كبش اذا اءراد اءن يناما ما عليه قلباه فناما على صوفه ، قال و كانت و سادتهما اءدما حشوها ليف ، قال : و كان صداقها درعا من حديد
ترجمه : ابوالعباس عبدالله بن جعفر حميرى قمى (ح 310 ه ) در قرب الاسناد، از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه گفت :
هنگامى كه فاطمه و على عليهماالسلام ازدواج كردند زيرانداز آنها پوست گوسفند بود كه هرگاه مى خواستند بخوابند آن را بر مى گردانيدند و روى پشم آن مى خوابيدند، و متكاى آنان از پوستى بود كه داخل آن را از ليف خرما پر كرده بودند.
و امام باقر عليه السلام مى گفت : مهريه فاطمه عليهاالسلام يك زره آهنى بود.
256/15 - اءمالى الطوسى : (120) اءبوعمرو، عن ابن عقدة ، عن محمد بن اءحمد بن الحسن ، عن موسى بن ابراهيم المروزى ، عن موسى بن جعفر، عن اءبيه ، عن جده عليهم السلام ، عن جابر بن عبدالله قال : لما زوج رسول الله صلى الله عليه و آله فاطمة من على اءتاه اناس من قريش فقالوا: انك زوجك عليا بمهر خسيس ، فقال : ما اءنا زوجت عليا، ولكن الله عزوجل زوجه ليلة اسرى بى عند سدرة المنتهى ، اءوحى الله الى السدرة اءن انثرى ما عليك فنثرت الدر و الجوهر و المرجان ، فابتدر الحور العين فالتقطن ، فهن يتهادينه و يتفاخرن و يقلن : هذا من نثار فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله .
فلما كانت ليلة الزفاف اءتى النبى ببغلته الشهباء، و ثنى عليها قطيفة ، و قال لفاطمة : اركبى .
و اءمر سلمان اءن يقودها و النبى صلى الله عليه و آله يسوقها، فبينما هو فى بعض الطريق اذ سمع النبى صلى الله عليه و آله .
ما اءهبطكم الى الارض ؟ قالوا: جئنا نزف فاطمة الى على بن اءبى طالب فكبر جبرئيل ، و كبر ميكائيل ، و كبرت الملائكة ، و كبر محمد صلى الله عليه و آله ، فوقع التكبير على العرائس ‍ من تلك الليلة
بيان : الوجبة السقطة مع الهدة (اء) و صوت الساقط، و فى بعض النسخ وحية بالحاء المهملة و الياء المثناة ، و الوحى الكلام الخفى
ترجمه : شيخ طوسى (460 ه ) در امالى از جابر بن عبدالله رحمه الله روايت كند كه گفت : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فاطمه را براى على عليهماالسلام تزويج نمود عده اى از قريشيان نزد آن حضرت آمده و گفتند: تو دخترت را با مهريه كم به ازدواج على عليه السلام درآوردى . پيامبر گفت : من او را براى على تزويج نكردم بلكه خداوند عزوجل در شب معراج او را براى على عليه السلام تزويج كرد و وحى كرد به ((سدرة المنتهى )) كه جواهرات خود را به پاى ملائك بريزد، و حورالعين از آن جواهرات جمع مى كردند و به داشتن آنها مباهات مى كردند و مى گفتند: اينها برگرفته از جواهراتى است كه به خاطر ازدواج فاطمه نثار كردند.
سوال 61 : آيا سندي در رابطه با حقانيت و مظلوميت شيعه و آتش زدن در خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) توسط عمر داريم ؟
جواب: پيش از پرداختن به موضوع مورد بحث , بايد چند نكته را يادآوري بكنيم : الف . اعتقاد شيعه اين است كه پس از پيامبر اسلام جانشينان آن حضرت , امامان دوازده گانه معصوم هستند و غير از آنان هيچ كس خليفه پيامبر نيست . ب . شيعه , حقانيت خود را ازپيامبروامامان خودمي گيردنه ازمسلمانان وبراي همين در اعتقادات و رفتارهاي خود نيازي به تائييد ديگران ندارد. ج . در مظلوميت شيعه كسي ترديد ندارد و شواهد مظلوميت آنان در منابع تاريخي و روائي شيعه و سني آمده است . د. حسين بن علي (علیه السلام), برادران , فرزندان و ياران آن حضرت را به بدترين و غير انساني ترين شكل كشتند و خانواده او و خانواده يارانش را شهر به شهربردند و حتي قاتلان آن حضرت افتخار مي كردند كه پس از كشتن آن حضرت , بر بدنش اسب دواندند و اگر اين قاتلان , در زمان حضرت زهرا هم بودند و حوادثي روي مي داد كه در جهت خلاف هوسهاي نفساني آنان بود, آن حضرت را هم مي كشتند. ه'. يكي از مظاهر مظلوميت اهل بيت پيامبر هجوم به خانه حضرت فاطمه و حضرت علي (علیهم السلام) است . هجوم به خانه حضرت فاطمه , مسائله اي نيست كه قابل انكار باشد بلكه هجوم به آن خانه مانند مسائله عاشورا است و در طول تاريخ همواره به عنوان مظلوميت فاطمه زهرا و علي (علیه السلام) مطرح بوده است . و. اين اهل بيت است كه مظلوم واقع شده و اين ها هستند كه آن حوادث را ديده اند و نسل به نسل حفظ كرده اند. طبيعي است كه عاملان اين حوادث تلاش مي كردند كه اين حوادث فراموش شود و در تاريخ نماند و لكن شيعيان آن را حفظ كردند و از مخالفان نيز دانشمندان با انصافي آن حوادث را در كتب تاريخي و حديثي خود ثبت كردند. گرچه نيازي به تائييد ديگران نيست و منابع و مآخذ شيعه در مورد اين حوادث كافي است . پس از اين چند نكته به موضوع اصلي مي پردازيم : آتش زدن به در خانه حضرت فاطمه و سيلي زدن به آن حضرت در منابع تاريخي و روائي شيعه آمده است و براي آن كس كه شيعه است , همين مآخذ كافي است . در منابع و مآخذ اهل سنت نيز آمده است و سني ها مي توانند به آن معتقد باشند. براي نمونه به چند روايت از منابع شيعه و اهل سنت اشاره مي كنيم : 1. پس از آن كه كاربيعت گرفتن از مردم تمام شد و علي (علیه السلام) و عده اي بيعت نكردند, به خانه آن حضرت حمله كردند. در را سوزاندند, علي را به زور بيرون آورند, حضرت فاطمه را تحت فشار در قرار دادند و كار به جايي رسيد كه محسن او 