سقط شد. علي را به مسجد بردند ولي بيعت نكرد و آنان گفتند: بيعت نكني تو را به قتل مي رسانيم . روزهاوماههاگذشت . آنان تصميم به قتل علي (علیه السلام) گرفتند و قرار گذاشتند كه خالد قتل آن حضرت را به عهده بگيرد. اسمائ بنت عميس از اين توطئه آگاه شد و كنيز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد. اصل توطئه چنين بود كه وقتي ابوبكر نماز را تمام كرد و سلام گفت , خالد با شمشير علي (علیه السلام) را بكشد ولي وقتي نماز ابوبكر تمام شد گفت : اي خالد آنچه را دستور دادم نكن , (بحارالانوار, ج 28, ص 308 به نقل از اثبات الوصيه ). اهل سنت نيز در كتابهاي كلامي , تاريخي و حديثي مسائله آتش زدن به در خانه را آورده اند. براي نمونه , به چند روايت اشاره مي كنيم : 2- بلاذري مي گويد: ابوبكر كسي را دنبال علي فرستاد تا بيايد و بيعت كند ولي حضرت علي نيامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالي كه آتش به همراه داشت , به سوي خانه علي رفت . فاطمه عمر را در در خانه ملاقات كرد و گفت : اي پسر خطاب ! آيا مي خواهي خانه ما را آتش بزني ؟! عمر بن خطاب گفت : بله , (انساب الاشراف , ج 2, ص 12, تحقيق محمود الفردوس العظم , دار اليقظه العربيه ). 3. ابن عبد ربه مي گويد: آنان كه از بيعت سرباز زدند عبارتند از: علي , عباس , زبيروسعدبن عباده . علي , عباس و زبير در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بيرون بيايند. ابوبكر به عمر گفت : اگر سرباز زدندباآنان بجنگ .عمربه همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه اوراديدوگفت :اي پسر خطاب ! آيا آمده اي خانه ما را آتش بزني ؟! عمر گفت : بله , مگر اين كه بيعت كنيد, (العقد الفريد, ج 5, ص 12, چاپ مصر, چاپ دوم , تحقيق محمد سعيد العربان , 1953 و 1372). 4. ابن قتيبه دينوري آورده است : ابوبكر عمر را به سوي كساني كه بيعت نكردند و در خانه علي تحصن كردند, فرستاد. عمر به خانه علي آمد و صدا زد ولي كسي بيرون نيامد. عمر هيزم خواست و گفت : قسم به آنكه جان عمر در دست اوست , يا بايد بيرون بياييد و بيعت كنيد و ياخانه رابرسرآنانكه در آن هستند آتش مي زنم . به او گفتند: فاطمه در آن است . عمر گفت : و لو فاطمه درآن باشد. همه بيرون آمدند ولي علي بيرون نيامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت : آيا نمي خواهي از علي كه از بيعت سرباز زده بيعت بگيري ؟ ابوبكر به قنفذ گفت : برو علي را بياور. قنفذ آمد و علي به او گفت : چه كار داري ؟ قنفذ گفت : خليفه رسول خدا تو را مي خواهد. علي به او گفت : زود بر پيامبر دروغ بستيد. قنفذپيام علي رابه ابوبكر رساند. ابوبكر گريه طولاني كرد. عمر گفت : علي را رها نكن . ابوبكر به قنفذ گفت : دوباره نزد علي برو و بگو: با خليفه رسول خدا بيعت كن . علي گفت : سبحان الله , آنچه را كه از آن او نيست براي خودش ادعا كرده است . قنفذ پيام علي رابه ابوبكر رساند. ابوبكر بازهم بسيار گريه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهي بااو همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتي فاطمه صداي آنها راشنيد,با صداي بلند فرياد كرد: ((يا ابتاه )) يا ((رسول الله )) پس ازتوازپسرخطاب وپسرابي قحافه چه ها كه نكشيديم . وقتي كه گروه مهاجم گريه فاطمه را شنيدند. در حالي كه گريه مي كردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولي عمر و عده اي ماندند. علي را بيرون آوردند و گفتند بيعت كن . علي گفت : اگر بيعت نكنم چه مي كنيد؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را مي زنيم , (الامامه و السياسه , ج 1, ص 30, تحقيق استاد علي شيري , منشورات رضي ). همانطور كه ملاحظه مي كنيد در منابع شيعه , اين حادثه به طور كامل ذكر شده است و منابع اهل سنت تنها به آتش آوردن اشاره كرده اند. البته از آنان توقع نداريم كه اين حادثه رابه طوركامل ذكركنند چون اين , به زيان آنهاست و آنان تلاش مي كنند اين حادثه ذكر نشود. اگر مي خواهيد به همه مآخذ و منابع شيعه و سني آگاهي پيدا كنيد به كتاب ((مائساه الزهرائ)) نوشته جناب سيد جعفر مرتضي عاملي لبناني , ج دوم مراجعه كنيد. اين كتاب درباره موضوع مورد بحث , بسيار مفصل بررسي و بحث كرده است .سوال 62 : آيا قضيه كتك خوردن حضرت زهرا(سلام الله علیها) توسط عمر صحت دارد ؟
جواب: در اين باره در كتاب‏هاى حديثى و تاريخى شيعه و اهل سنت، موارد فراوانى يافت مى‏شود. از آن جمله «الذهبى» روايت مى‏كند: «ان عمر رفس فاطمة حتى اسقطت بمحسن» همانا عمر به فاطمه(سلام الله علیها) لگد زد تا اينكه محسن را سقط كرد، (ميزان الاعمال، ج 1، ص 139) .سوال 63 : چرا عمر از سويي با حضرت زهرا(سلام الله علیها) عداوت مي ورزيد و از سوي ديگر به فرزندان ايشان احترام مي گذاشت ؟
جواب: الف ) برخورد عمر بن خطاب با ((فاطمه زهرا))(سلام الله علیها) و حفظ احترام فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) دو مسائله جداگانه است . شرايط و موقعيت اين دو مسائله فرق مي كند. برخورد عمربن خطاب با ((حضرت زهرا)) در زماني بود كه مي خواست حكومت و خلافت ابوبكر را تثبيت كند و حضرت زهرا(سلام الله علیها) مخالف و مانع جدي به حساب مي آمد, ولي احترام عمر به فرزندان آن حضرت مربوط به زماني است كه خود عمر خلافت را به دست گرفته بود و تهديدي از طرف امام علي (علیه السلام) و اولادش احساس نمي كرد. جناب ((هاشم معروف الحسيني )) نيز در كتاب ((دوازده امام )) موضوع احترام عمر به فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در دوران حكومت خليفه دانسته است . ب ) اصل برخورد عمر بن خطاب با علي بن ابيطالب و حضرت زهرا(سلام الله علیها) در تاريخ مضبوط و ثابت و بين محدثان شيعه و سني مورد اتفاق است . برخي از علماي اهل سنت ; از جمله ((صلاح الدين خليل بن ابيك صفدي شافعي )) در كتاب ((الوافي بالوفيات )) در ترجمه ((نظام معتزلي )) اين مطلب را آورده است , (ج 6, ص 17, دارالنشر فرانزشتانير, چاپ سوم ). همچنين ((مسعودي )) در كتاب ((اثبات الوصيه )) جريان آتش زدن عمر بر در خانه فاطمه (سلام الله علیها) را نقل كرده است , (ص 146, انتشارات انصاريان ). محمد بن عبدالكريم احمد شهرستاني در كتاب ((الملل والنحل )) آورده است كه ((ابراهيم بن سيار بن هاني نظام )) گويد: عمر در روز بيعت , طوري به شكم فاطمه كوبيد كه جنين از شكمش افتاد و فرياد مي زد: خانه اش را با تمام افراد خانه آتش بزنيد. در حالي كه در خانه , كسي غير از علي و فاطمه و حسن و حسين (علیهم السّلام) نبود, (شهرستاني , الملل والنحل , ج 1, ص 57, چاپ بيروت )سوال 64 : آيا آتش زدن و بي احترامي عمر به حضرت زهرا(سلام الله علیها) سند تاريخي دارد؟
جواب: اصل برخورد عمربن خطاب با فاطمه (سلام الله علیها) در تاريخ مضبوط و ثابت شده است . مورخان و محدثان شيعي و سني جريان را در كتابهايشان آورده اند از جمله منابع شيعي و سني زير, مسئله آتش زدن و بي احترامي به حضرت زهرا(سلام الله علیها) به تفصيل نقل كرده اند:
الف) منبع شيعى:
1- امالى، شيخ صدوق، ص 99، انتشارات الاعلمى، چاپ بيروت.
2- شيخ ابومنصور احمدبن على ابى طالب طبرسى، الاحتجاج،تصحيح شيخ ابراهيم بهادرى و شيخ محمد هادى، انتشارات اسوه، ج 1، ص 109 و ج 2، ص 40) .
ب) منبع سنى:
1- عبد