همين جهت از زبان امام على(علیه السّلام)مى‏خوانيم: «ديدم صبر كردن خردمندى است پس صبر كردم در حالتى كه چشمانم را خاشاك و غبار و گلويم رااستخوان گرفته بود...»، (نهج‏البلاغه، خطبه 3 شقشقيه) .سوال 82 : چرا نام حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قرآن نيامده است ؟
جواب: اين سوءال نسبت به ائمه عليهم السلام - نيز جارى است و در همه پاسخ مشابهى دارد. شيوه برخورد قرآن با اهلبيت دادن يكسرى اصول و معيارها و بيان امتيازات و ويژگى‏هاى برجسته آنان است. نه ذكر نام آنها مانند آنچه در آيهتطهير اطعام انفاق و...آمده است . اما اين كه از چه رو چنين شيوه‏اى اتخاذ گرديده كاملا بر ما روشن نيست ولى با توجهبه قرائن قرآنى و تاريخى مى‏توان نتايجى به دست آورد:
1- روش قرآن در مسائل مهم فكرى اجتماعى و سياسى دادن معيار به جاى معرفى اشخاص است و اين طبيعتاموجب شكوفايى اذهان است و به جامعه اين مسووليت را مى‏دهد كه در پى كشف مصاديق انطباق با ضوابط تعيينشده برآيند.
2- جرياناتى در عصر پيامبر وجود داشت كه هر گونه سخنى از پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) در مورد اهل‏بيت(علیهم السّلام) را حمل براينمى‏كردند كه پيامبر آمده است تا خود را و سپس نزديكانش را بر مردم حاكم گرداند. اين برنامه آن قدر قوت گرفت كه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را مجبور ساخت به هنگام نوشتن وصيت از تصميم خود منصرف شود زيرا بيم آن مى‏رفت كه برخى بهخاطر اجراى برنامه‏هاى شوم خود حتى اصل رسالت پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) را منكر شوند چنانچه يزيد گفت:« لعبت هاشم بالملك فلا خبرجأ و لا وحى نزل» با نگاهى دقيق به حوادث تاريخى به خوبى روشن مى‏شود كه همين مساله در موردقرآن نيز راه مى‏يافت و اگر به صراحت نامى از آنان مى‏آمد و با اجمال و اشاره قضيه ختم نمى‏شد چه بسا الهى بودن آنرا نيز منكر مى‏شدند و اساسا بنيان دين را ويران مى‏ساختند.
در اين جا ممكن است گفته شود كه خداوندخوداعلامداشته‏كه حافظ قرآ ن است. پاسخ آن است كه: بلى ولى خداوند هر چيزى را از طريق اسباب و وسايل ويژه و مناسبشبه انجام مى‏رساند و يكى از اسباب حفظ قرآن رعايت همين شيوه‏هاست زيرا اين روش انگيزه مخالفت و تحريف قرآنرا از بين برده يا محدود مى‏سازد.سوال 83 : چرا قبرحضرت فاطمه (سلام الله علیها) مخفي است واصولا چه سياستي در اين كاراست ؟
جواب: علت مخفى بودن قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) وصيت آن حضرت است. اين وصيت فلسفه حكيمانه‏اى دارد و در واقعنوعى افشاگرى و اعلام تاريخى اعتراض فاطمه(سلام الله علیها) بر جريان خلافت است. حضرتش با اين وصيت تاريخ را هموارهبا سوءالى مواجه مى‏سازد كه پاسخ قاطع آن به همراهش مى‏باشد يعنى نشان مى‏دهد كه آن حضرت از وضع موجودناراضى بوده و با توجه به آنكه پيامبر( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) طبق نقل متواتر شيعه و سنى مكررا مى‏فرمود: «رضاى فاطمه رضاى خدا وپيامبر است و غضب او غضب آنهاست». از اين رو آن حضرت سند زنده‏اى در تاريخ مبنى بر غير اسلامى بودن آنچه رخ داد باقى گذارد.منبع تمامی این پاسخها و پرسشها سایت راسخون اصفهان می باشد آدرس دقیقی این پرسمان آدرس زیر می باشد :
صفحه اصلی / مقالات موضوعی / دين پژوهی / معصوم شناسی / حضرت زهرا عليهاسلام

آدرس سایت راسخون :
WWW.RASEKHOON.NET

 ::  با تشکر  ::
.::.  مدیریت کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش  .::.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1756.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1758.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1759.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1760.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1761.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1762.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1763.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1764.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1765.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1766.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1767.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1768.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1769.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1770.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1771.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1772.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1773.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1774.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1775.txt">sample</a><a class="text" href="w:text:1776.txt">sample</a></body></html>نام کتاب : يك آسمان پروانه

نویسنده : کمال السيد

ترجمه: حسين سيدي 

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنباب هفتم : ظلمها و ستمهايى كه به حضرت فاطمه عليهاالسلام شد بيمارى و شهادت وى
فلما قبض رسول الله صلى الله عليه و آله قال على عليه السلام : هذا اءحد ركنى الذى قال لى رسول الله فلما ماتت فاطمة عليهاالسلام قال على عليه السلام : هذا الركن الثانى الذى قال رسول الله صلى الله عليه و آله .
مع : اءبى ، عن سعد، عن ابن عيسى ، عن محمد بن يونس ، عن حماد مثله
ترجمه : شيخ صدوق در كتاب امالى خود از جابر بن عبدالله روايت كرده كه گفت : شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله سه روز قبل از رحلت خود به على عليه السلام مى فرمود:
اى پدر دو نوگل من ! سلام بر تو باد، من درباره دو نوگل دنيوى خود به تو توصيه و سفارش مى نمايم ، طولى نمى كشد كه تو دو ركن زندگى خويش را از دست خواهى داد، من تو را به خداوند مى سپارم .
هنگامى كه پيامبر اسلام از جهان رحلت كرد، على بن ابى طالب فرمود:
اين يكى از آن دو ركن من بود كه رسول خدا به من خبر داد. و پس از آنكه حضرت فاطمه از دنيا رفت ، فرمود: اين دومين ركنى بود كه پيغمبر خدا به من خبر داد.
325/15 - اءقول : وجدت فى بعض الكتب خبرا فى وفاتها عليهاالسلام فاءحببت ايراده و ان لم اءخذه من اصل يعول عليه .
روى ورقة بن عبدالله الازدى قال : خرجت حاجا الى بيت الله الحرام راجيا لثواب الله رب العالمين ، فبينما اءنا اءطوف و اذا بجاريا سمراء، و مليحة الوجه عذبة الكلام ، و هى تنادى بفصاحة منطقها، و هى تقول :
اللهم رب الكعبة الحرام ، و الحفظة الكرام ، و زمزم و المقام ، و المشاعر العظام و رب محمد خير الانام صلى الله عليه و آله البررة الكرام ، (اءساءلك ) اءن تحشرنى مع ساداتى الطاهرين ، و اءبنائهم الغر المحجلين الميامين .
اءلا فاشهدوا يا جماعة الحجاج و المعتمرين اءن موالى خيرة الاخيار، و صفوة الابرار، و الذين علا قدرهم على الاقدار، و ارتفع ذكرهم فى سائر الامصار المرتدين بالفخار.
قال ورقة بن عبدالله : فقلت : يا جارية انى لاظنك من موالى اءهل البيت عليهم السلام فقالت : اءجل .
قلت لها: و من اءنت من مواليهم ؟ قالت : اءنا فضة اءمة فاطمة الزهراء ابنة محمد المصطفى صلى الله عليها و على اءبيها و بعلها و بنيها.
فقلت لها: مرحبا بك و اءهلا و سهلا، فلقد كنت مشتاقا الى كلامك و منطقك فاريد منك الساعة اءن تجيبينى من مساءلة اءساءلك ، فاذا فرغت من الطواف قفى لى عند سوق الطعام حتى آتيك و اءنت مثابة ماءجورة ، فافترقنا.
فلما فرغت من الطواف و اءردت الرجوع الى منزلى جعلت طريقى على سوق الطعام و اذا اءنا بها جالسة فى معزل عن الناس ، فاءقبلت عليها و اعتزلت بها و اءهديت اليها هدية و لم اءعتقد اءنها صدقة ، ثم قلت لها: يا فضة اءخبرينى 