ه افراد گريه كننده قليل خواهد شد.
16 اراده جوانمرد آن است كه دوست نميرد، در حالى كه راهى به سوى آنچه كه مى خواهد وجود ندارد.
17 مصيبت مال و مفقودشدن آن بزرگ نخواهد بود ولى مصيبت اشخاص بزرگوار بزرگ است .
18 براى اين جهت است كه پهلو و پيكرم موافق آرام گرفتن در خوابگاهى نيست ، و در دل من از حرارت فراق تشنگى جايگزين است .
و نيز به هنگام رحلت حضرت زهرا مى فرمايد:
دوستى كه نظير او دوستى نخواهد بود، و در قالب من غير از او بهره اى وجود ندارد.
دوستى كه از پيش چشم و جسم من غايب شد، ولى از قلب من غايب نخواهد بود.
و خطاب به حضرت زهرا بعد از فوت او مى فرمايد:
مرا چه شده كه بر روى قبرها توقف مى نمايم ، و بر قبر دوست سلام مى كنم ولى او جواب سلام مرا نمى دهد.
اى دوست تو را چه شده كه جواب سلام ما را نمى دهى ، آيا بعد از من دوستى دوستان را فراموش كردى .
جواب از زبان حضرت زهرا:
دوست در جواب گفت : من چگونه جواب شما را بگويم ، در صورتى كه رهين سنگهاى فراوان و خاك قرار گرفتم .
حقا كه خاك اعضاى نيكوى بدنم را خورد و من شما را فراموش كردم و از نظر اهل خانه و همسالهايم ناپديد شدم .
از من بر شما باد كه رشته دوستى و محبت من و شما با بازماندگانم قطع شد.
359/49 مصباح الانوار: (315) عن اءبى جعفر عليه السلام قال : ان فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله مكثت بعد رسول الله صلى الله عليه و آله ستين يوما ثم مرضت فاشتدت عليها فكان من دعائها فى شكواها: يا حى يا قيوم برحمتك اءستغيث فاءغثنى . اللهم زحزحنى عن النار، و اءدخلنى الجنة ، و اءلحقنى باءبى محمد صلى الله عليه و آله . فكان اءميرالمؤ منين عليه السلام يقول لها: يعافيك الله و يبقيك . فتقول : يا اءباالحسن ما اءسرع اللحاق بالله . و اءوصت بصدقتها و متاع البيت ، و اءوصته اءن يتزوج اءمامة بنت اءبى العاص ، و قالت : بنت اءختى و تحنن على ولدى ، قال : و دفنها ليلا.
و عن ابن عباس قال : راءت فاطمة فى منامها النبى صلى الله عليه و آله قالت : فشكوت اليه ما نالنا من بعده ، قالت : فقال لى رسول الله صلى الله عليه و آله : لكم الاخرة التى اعدت للمتقين و انك قادمة على عن قريب .
و عن جعفر بن محمد عن آبائه عليهم السلام قال : لما حضرت فاطمة الوفاة بكت . فقال لها اءميرالمؤ منين : يا سيدتى ما يبكيك ؟ قالت : اءبكى لما تلقى بعدى . فقال لها: لا تبكى فوالله ان ذلك لصغير عندى فى ذات الله . قال : و اءوصته اءن لا يؤ ذن بها الشيخين ففعل
ترجمه : در مصباح الانوار از امام محمدباقر عليه السلام روايت شده كه فرمود:
فاطمه اطهر بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مدت شصت روز زنده بود، هنگامى كه بيمارى آن بانو شديد شد، در دعاى خود گفت :
يا حى ! يا قيوم ، به رحمت تو چنگ مى زنم پس به فريادم برس ! خداوندا، مرا از آتش رهايى بخش و در بهشت داخل فرما و به پدرم محمد صلى الله عليه و آله ملحق نما!
حضرت امير به وى مى فرمود: خدا تو را عافيت مى دهد و باقى مى دارد. فاطمه اطهر مى گفت : اى اباالحسن ! من به سرعت به سوى خداوند مى روم ، آنگاه راجع به صدقه ها و اثاث خانه وصيت نمود، و نيز وصيت كرد كه اميرالمؤ منين با امامه كه دخترخواهرش بود ازدواج كند كه با فرزندانش مهربانى مى نمايد. سپس آن حضرت را شبانه دفن كرد.
ابن عباس مى گويد: حضرت فاطمه زهرا فرمود: پدر خود را در خواب ديدم و راجع به آن ظلم و ستمهايى كه به ما شد به آن حضرت شكايت كردم . رسول خدا در جوابم فرمود: آن آخرتى كه براى پرهيزكاران آماده شده براى شماست و تو به زودى نزد من خواهى آمد.
حضرت امام جعفر صادق از پدران بزرگوارش عليهم السلام روايت مى كند كه فرمودند: هنگامى كه فوت حضرت زهرا نزديك شد گريه كرد، حضرت على عليه السلام از وى سؤ ال كرد: اى بانوى من ! چرا گريه مى كنى ؟ فرمود: براى آن مصيبتهايى كه تو بعد از من خواهى ديد.
اميرالمؤ منين فرمود: گريان مباش ، به خداوند سوگند آن مصائب نزد من براى رضاى خداوند كوچك و ناچيزند، آنگاه فاطمه به على وصيت كرد كه به ابوبكر و عمر اجازه تشييع جنازه و نماز ندهد، و حضرت على وصيت آن بانو را اجرا نمود.
360/50 كتاب الدلائل للطبرى : (316) عن اءبى اسحاق الباقرحى ، عن فلايجة ، عن اءبى عبدالله ، عن اءبى اءحمد، عن محمد بن بغدان ، عن محمد بن الصلت ، عن عبدالله بن سعيد، عن اءبى جريح ، عن جعفر بن محمد، عن اءبيه ، عن فاطمة عليهاالسلام اءنها اءوصت لازواج النبى صلى الله عليه و آله لكل واحدة منهن باءثنتى عشرة اوقية و لنساء بنى هاشم مثل ذلك و اءوصت لامامة بنت اءبى العاص بشى ء.
و باسناد آخر عن عبدالله بن حسن ، عن زيد بن على : اءن فاطمة عليهاالسلام تصدقت بمالها على بنى هاشم و بنى عبدالمطلب و اءن عليا عليه السلام تصدق عليهم و اءدخل معهم غيرهم
ترجمه : در كتاب دلائل الامامة از امام باقر عليه السلام درباره حضرت فاطمه روايت شده :
حضرت فاطمه وصيت كرد كه به هر يك از زنان پيغمبر خدا و زنان بنى هاشم دوازده اوقيه بدهند. نيز وصيت كرد كه به امامه هم چيزى بپردازند.
طبق روايت ديگرى زيد بن على مى فرمايد: حضرت زهراى اطهر عليهاالسلام كليه اموال خود را به بنى هاشم و فرزندان عبدالمطلب صدقه داد. حضرت امير هم كليه اموال خود را به ايشان و ديگران صدقه داد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:178.txt">پاورقی 1 الی 150</a><a class="text" href="w:text:179.txt">پاورقی 151 الی 316</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1778.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:1779.txt">ولايت و رهبرى</a><a class="text" href="w:text:1780.txt">تلاش جهت مقبوليت عمومى</a><a class="text" href="w:text:1781.txt">قيام زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:1782.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : فاطمه حامي ولايت

نویسنده : سيد محمد حسيني شاهرودي

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنولايت و رهبرى
امـامـت و ولايـت در اسـلام ، از پـايـه هاى اصلى اعتقادى و زيربناى زندگى سياسى ، اجتماعى و فـرهـنـگى انسان به شمار مى آيد. مسلمانان با مذاهب مختلف و نظرات گوناگون ، در ضرورت امامت و رهبرى اتفاق نظر دارند. امّا ولايت در باور شيعه از جايگاه بلند و رفيعى برخوردار است تـا جـايـى كه از نماز، روزه ، حج و جهاد نيز برتر و بالاتر است . امام باقر(ع) در اين باره مى فرمايد:
بـُنـِىَ الاِْسـْلامُ عـَلى خـَمـْسـَةِ اَشـْيـاءٍ، عـَلى الصـَلاةِ وَ الزَكـاةِ وَالْحـَجِ وَالصـَومِ وَالوِلايـَةِ، قـال زُرارَه : قـُلتُ، وَ اىُّ شـَى ءٍ مـِنْ ذلِكَ اَفـْضـَل فـَقـالَ: الوِلايـَةُ اَفْضَل لاَِنّها مِفْتاحُهُنَّ وَالوالِىُ هُوَ الدَلِيلُ عَلَيْهِنَ(1)
اسـلام بـر پـنـج چـيز پايه گذارى شده است ، بر نماز، زكات ، حج ، روزه و ولايت . زراره مى گويد: از امام (ع) سؤ ال كردم كداميك از اينها برتر است ؟ فرمود: ولايت ! زيرا ولايت كليد همه آنهاست و والى ، دليل و راهنماى آنهاست .
ارزش و اهميت ولايت در حيات سياسى اسلام به حدى است كه امام باقر(ع) در روايت ديگرى پس از ذكر پنج پايه ذكر شده براى اسلام ، مى فرمايد:
وَ لَمْ يُنادَ بِشَى ءٍ 