اشـتـنـد بـا رم دادن شـتـر رسول خدا(ص) و پرت كردن آن به درّه ، حضرت را به شهادت برسانند.
6 ـ اعلان خطر
آينده نگرى و روشن بينى نتيجه جريانهاى سياسى موجود جامعه يكى از امور ارزشمندى است كه توسط فرزانگان جامعه در هر زمان امكان پذير است . آگاه كردن مردم نسبت به سرنوشتى كه در اثر رخدادهاى سياسى در انتظارشان است و آشنا كردن آنان به آسيبهاى سياسى و اعلام خطر نسبت به آن براى ايجاد مقاومت در مردم يكى از وظائف رهبران آگاه است .
حـضـرت زهرا(س)  با استفاده از اين روش در جهت آگاهى بخشى به امت پيامبر(ص) اقدام كرد و آنـان را متوجه خطرى كرد كه در پيش رو داشتند و با هشدار امت اسلامى به آينده موهوم جامعه با آنـان اتـمـام حـجـت كـرد. آن حـضـرت بـه مـنـاسبتهاى مختلف راه خطرناكى را كه مسلمانان بعد از رسـول خـدا(ص) در پـيـش گـرفته بودند به آنان تذكر مى داد. فاطمه (س)  خطاب به مردم فرمود:
واى بر آنان ! آيا آن كه مردم را به راه راست مى خواند سزاوار پيروى است يا آن كه خود راه را نـمى داند؟ در اين باره چگونه داورى مى كنيد. به خدا سوگند، آنچه نبايد بكنند كردند. نواها سـاز و فـتنه ها آغاز شد. حال لختى بياساييد تا به خود آييد و ببينيد چه آشوبى بپا شود و چـه خـونـهـا بريزد! شَهد زندگى در كامها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. آن روز زيانكاران را باد در دست است و آيندگان به گناه گذشتگان گرفتار و پاى بست . اكنون آماده بـاشـيـد كه گرد باد بلا انگيخته شد و تيغ خشم خدا از نيام انتقام آهيخته . شما را بگذارد تا دمار از روزگارتان برآورند و آنگاه دريغ سودى ندارد. جمع شما را بپراكند و بيخ و بنتان را بر كند.(54)
حـضـرت زهـرا(س)  در فـرازى از خطبه خود، پيامدهاى شوم انحراف از رهبرى و حمايت نكردن از ولايت را چنين تبيين مى فرمايد:
اين كار ناستوده كه صورت گرفت ، فرجامى ناستوده تر خواهد داشت . از پستان اين گاو، كه زهر گياه خورده است ، جز شيرى آلوده به خون نخواهيد دوشيد و از يك چنين دوشيده مسمومى ، جز انـدوه و مـرگ مـزّه اى نـخـواهـيـد چـشـيـد، ايـن بـدبـخـتـى مـخـوف درمـيـان نسل ها و نژادها بجاى خواهد ماند و همواره ناحق را بر حق ، و ظلمت را بر نور چيرگى خواهد داد و جنگها بر خواهد افروخت و فتنه ها شعله ور خواهد ساخت .
از سـود انـدك ، مـاليـات بـسـيـار سـتـانـنـد و كـشـتـزارهـاى نـاكـِشـتـه را درو كـنـنـد و چـنـگـال عـقـاب و شـلاق شـكـنـجه را به گريبانها اندازند و بر كودكان معصوم و زنان داغديده تـرحم نكنند. گردنهاى خميده از دم شمشير خواهد گذشت و از سرهاى بريده پشته ساخته خواهد شد.
آيا دهقانان گندم خواهند درويد؟
آيـا در بـرابـر ايـن هـمـه سـتـمـهـا و مـنـكـرات ، ديـگـران مـسـؤ ول خواهند بود؟
آيا باز هم قدرت مستبدى ، اين بلايا را مستبدانه بر شما چيره خواهد ساخت ؟
ايـن شـمـا بـوديـد كـه كـشـتـه ايـد و سرانجام ، شما خواهيد بود كه كِشته خويش را درو خواهيد كرد.(55)
پـيـش بـيـنى هاى حضرت زهرا(س)  همگى تحقق يافت و فرزندان همين مهاجر و انصار، در نتيجه حمايت نكردن پدرانشان از ولايت ، گرفتار جباران و ستمگرانى شدند كه به كوچك و بزرگ و زن و مـرد آنـان رحم نكردند و نه تنها آنان بلكه تاكنون بشريت را در رنج و تباهى قرار داده اند.
آرى ! فاطمه (س)  به جريانهاى روز آگاه بود، آينده را مى ديد و آن را به خوبى پيش بينى مـى كـرد. جـهـان بـيـنـى و آيـنده نگرى او، الهى ، متين ، استوار و حساب شده بود و مى دانست كه انـحـراف خـلافـت و نـاديـده گـرفـتـن حـق مسلّم امير مؤ منان (ع)، چه پيامدهاى تلخى براى جامعه اسـلامى در پى خواهد داشت ؛ از اين رو هشدار لازم را داد ولى در آن مردم مرعوب و دنياطلب اثرى نگذاشت . و گرفتاريهايى كه حضرت از آنها ياد كرد گريبانگير آنان شد.
7 ـ ترغيب و توبيخ
يكى از راههاى آگاهى بخشى و بيدارسازى انسانهاى دچار غفلت شده ، نفوذ در جانها و ورود در حـيـطـه احـسـاسات و عواطف آنان براى تحريك و ايجاد مقاومت و ايستادگى در آنان است . حضرت زهـرا(س)  در مـبـارزه و دفـاع از ولايـت از ايـن روش اسـتـفـاده كـرد و سـعى داشت با بيان زشتى انحراف انجام گرفته و بدعت سياسى به وقوع پيوسته ، غيرت دينى و تعصب مذهبى مردم را برانگيزاند و جامعه اسلامى را از غفلتى كه دچار آن گشته است نجات دهد.
هـمـچنين آن حضرت با بيان مزايا و مواهبى كه در صورت تحقق حكومت اسلامى در جامعه ايجاد مى شود، قصد داشت مردم را ترغيب به حكومت حق و حمايت از ولايت كند. از اين رو حضرت فاطمه (س)  بـراى پذيرش مردم نسبت به امامت على (ع) و حمايت و دفاع آنان از آن حضرت از شيوه ترغيب و توبيخ استفاده مى كرد.
حضرت زهرا(س)  در خطبه فرد به بركاتى كه با امامت امير مؤ منان (ع) در انتظار آنان بود و با مخالفت با آن محروم شده اند اشاره مى كند و مى فرمايد:
بـه خدا سوگند اگر پاى در ميان مى نهادند و على را بر كارى كه پيامبر به عهده او نهاد مى گـذاردنـد، آسـان ، آسـان ايشان را به راه راست مى برد و حق هر يك را به او مى سپرد، چنانكه كـسـى زيـانـى نـبـيـنـد و هـر كـس ‍ مـيـوه آنـچـه كـشـتـه اسـت بـچـيـنـد. تـشـنـگان عدالت از چشمه عدل او سيراب مى شدند و زبونان در پناه صولت او دلير مى گشتند.
اگر چنين مى كردند، درهاى رحمت از زمين و آسمان بر روى آنان گشوده مى شد. اما نكردند و به زودى خدا به كيفر آنچه كردند، آنان را عذاب خواهد نمود. واى بر آنان ! آيا آنكه مردم را به راه راست مى خواند، سزاوار پيروى است يا آنكه خود راه را نمى داند.(56)
حضرت زهرا(س)  براى تحريك عواطف انصار نگاهى به جانب آنان نمود و فرمود:
اى يـادگـاران زمان پيامبر، واى ياوران دين و پناه دهندگان اسلام ! اين چه سستى است در يارى من و چه ضعفى است در كمك به من و چه كوتاهى است درباره حقّ من و چه خوابى است كه در مورد ظـلم بـه مـن شما را فرا گرفته است ؟ آيا پيامبر خدا(ص) پدرم نمى فرمود: حُرمت هر كسى را نـسـبـت بـه فـرزنـدانـش ‍ بايد نگاه داشت ؟ چه زود كار خود را كرديد، و عجب زود به كارى كه زمانش نرسيده بود اقدام نموديد!(57)
زمـانـى كـه حـضرت زهرا(س)  مردم را نسبت به ولايت چنان بى تفاوت ديد كه سخنان او نيز در آنان تاءثيرى نداشت به توبيخ و سرزنش آنان پرداخت و فرمود:
مـن مـلتـى را مـثـل شـمـا نـمـى شـنـاسـم كـه ايـنـگـونـه عـهـد شـكـن و بـد كـردار بـاشـنـد. جـنازه رسول خدا(ص) را در دست ما گذاشته رها كرديد و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريده ، فراموش كـرديـد. ولايـت و رهـبـرى عـلى (ع) و اهـل بـيـت را انـكـار كـرديـد و حـق مـسـلم مـا را بـاز نگردانديد.(58)
زمـانـى كـه مـردم مـديـنـه فـهـمـيـدنـد كـه غـمـهـا و رنـجـهـاى پـس از رحـلت پـيـامـبـر(ص) گـُل جـوانى زهرا(س)  را رو به خزانى برده است و همين روزها به سوى ابديت هجرت مى كند، دسـتـه دسـتـه بـه عـيـادت آن حـضـرت شـتـافـتـنـد. روز دوم مـاه جـمـادى الاولى سـال يازدهم هجرت ، گروهى از زنان متشخص مدينه به ع