class="text" href="w:text:1804.txt">مشى سياسى</a><a class="text" href="w:text:1805.txt">حق طلبى هاى فاطمه</a><a class="text" href="w:text:1806.txt">مبارزات فاطمه</a><a class="text" href="w:text:1807.txt">جوّ زمان او</a><a class="text" href="w:text:1808.txt">مظلوميّت فاطمه </a><a class="text" href="w:text:1809.txt">وفات فاطمه </a><a class="text" href="w:text:1810.txt">محجوبيت فاطمه</a><a class="text" href="w:text:1811.txt">درسها از فاطمه</a></body></html>نام کتاب : در مكتب فاطمه س

نویسنده : على قائمى

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنمدخل

اين بخش را با رعايت اختصار طرح و عرضه مى كنم، آن هم تنها در دو فصل: فصلى از آن در معرفى اين اثر است كه در آن پس از ذكر مقدمه اى به تعريف كلمه مكتب پرداخته و آنگاه مكتبى بودن حيات فاطمه را مورد بررسى قرار مى دهيم و نيز عرضه خواهيم داشت كه فاطمه الگوى مكتب اسلام است و مى تواند و بايد مورد استناد و سرمشق زنان جامعه ما باشد.

فصل ديگر آن در مورد ضرورت بحث از فاطمه است و مى خواهيم بگوئيم كه چرا از ميان اين همه مباحث و مسائل موجود به بحث و بررسى درباره فاطمه پرداخته ايم؟

- در توجيه ضرورت آن از حيات مكتبى زن در عصر ما از خواسته زنان در رشد، خواستارى ها در حل و رفع تعارضات موجود، از ميلها در زدودن آثار منفى تبليغى عليه زن و اسلام، از ضرورت هشيارى زن براى ظلم زدائى، از نياز به رهائى او از سرخوردگى ها بحث خواهيم كرد و البته با تكيه به اين هشدار كه كار معرفى فاطمه امرى دشوار است و بهره گيرى از درس هاى حيات و جنبه هاى الگوئى او در عين حال امرى ضرورى است. در معرفى كتاب

مقدمه

مباحثى را كه در پيش رو داريد شامل مجموعه اى است از بحثها و سخنرانى ها كه در طى سنوات گذشته در مجامع عمومى و علمى، در سيمنارها و كنگره هائى كه بمناسبت بزرگداشت ياد فاطمه عليهاالسلام و يا به اسم روز زن برگزار شده بودند ايراد شده و يا به صورت نوشته هائى عرضه گرديده اند.

بخشهاى مهمى از اين مباحث را براى عرضه در مجلسى كه در تهران طى دو سال متوالى در ايام فاطميّه تشكيل مى شد تهيه ديده و در جمع عزيزانى كه از نظر عده اندك و از نظر فضل و سخندانى در سطح نسبتاً بالائى بوده اند بصورت سخنرانى بيان داشته ام كه بعدها پس از بررسى مجدد و اصلاح و تكميل به صورت مدون درآمده و در اين مجموعه جاى گرفته اند. قسمت هاى ديگر آن نيز در شهرهاى شيراز، قم، و... و يا در سمينارها عرضه گرديده اند.

مباحث كه هر كدام بصورت مقاله اى مستقل عرضه گرديده اند در معرفى زندگى فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر اسلام و شؤون و حالات و مقالات و خدمات و مشى ها و مواضع و مبارزات و حق طلبى هاى او... مى باشند و انسجام و بهم پيوستگى آنها بصورتى هستند كه مى توانند عنوانى نسبتاً جامع و درس آموز را بخود اختصاص دهند و به همين نظر ما آن را به نام در مكتب فاطمه عليهاالسلام نامگذارى كرده ايم.

امّا چرا مكتب

اين نامگذارى از روى آگاهى و بجا و مناسب بوده است بدان خاطر كه:

- مكتب عبارتست از مجموعه اى از نظرات، باورها، مشى و روش ها در جنبه هاى مختلف حيات سياسى، اجتماعى، اقتصادى، فلسفى و هنرى و...

- برخى مكتب را عبارت از راه و روش زندگى، منطق زندگى و يا مجموعه اى از معتقدات فردى يا جمعى دانسته اند.

- گروهى آن را عبارت دانسته اند از طرز فكرى جامع الاطراف و قابل اجرا و عمل در عرصه حيات فردى يا اجتماعى هر مكتب ضمن اينكه فلسفه زندگى را نشان مى دهد بايد مجهز به منطق باشد، آرمان آفرين باشد، ديدها و نگرش ها را نسبت به مسائل ماده و معنى روشن سازد، مقررات آن ضوابط را نشان دهد، خط مشى و عملكردها را نشان دهد، شيوه هاى متغير و متفاوت براى وصول به اغراض را تحت نظر گيرد و از آن دفاع و يا آنها را اصلاح كند.

- هر مكتب داراى دو جزء اساسى است: يكى انديشه است كه داراى جنبه زيربنائى است و ديد و جهان بينى آن را نشان مى دهد. معمولاً پيش فرض ها، مقبولات، نگرش ها، بينش هاى يك مكتب بر آن استوار است. و ديگرى عمل است كه در واقع نشان مى دهد آنچه را كه از نظر تئورى بيان مى دارد به چه صورتى قابل پياده شدن است. در واقع عمل پيوند خود را با انديشه مكتب نشان مى دهد.

در مكتب بودن حيات فاطمه

در اين بررسى و مجموعه بحثها كه درباره زندگى، حالات و مواضع عملكردها و كلاً رفتار عملى فاطمه عليهاالسلام است اين باور وجود داشته كه حيات فاطمه عليهاالسلام معرفى كننده شيوه عملى اسلام و بصورت يك مكتب است. مكتبى كه آن را وحى و هدايت عملى آن را شخص پيامبر و اميرالمؤمنين على عليه السلام بر عهده و در تحت نظارت داشته اند و فاطمه عليهاالسلام خود قهرمان اجراى آن مكتب است.

آنچه را كه فاطمه عليهاالسلام آورده و اجرا كرده است از جانب رب العالمين است كه به صورت وحى بر رسول گرامى اسلام القاء شده و او هم آن ها را بدون كمترين غفلت و اشتباهى به دخترش تعليم كرده است. فاطمه عليهاالسلام خود معصومه است، در كنار پدرى معصوم تربيت شده و با همسرى معصوم پيوند زناشوئى بسته و فرزندانى معصوم و امام از خود تحويل عرصه جهان داده است.

پدرش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و پيامبر خاتم است. آورنده قرآن و پيام خداوند است. دستورالعمل حيات سعادتمندانه بشر را تا روز واپسين در اساسنامه حيات بنام كتاب آورده، ميزانهاى و معيارهاى حيات و رشد را به انسانها معرفى كرده و عملاً آنها را مورد آزمايش و اجرا و نمايش گذارده است و براى اتمام حجت به انسانها عرضه آنها را با بيّنات همراه نموده است و 23 سال آئين اسلام را با جنبه الگوئى خويش عرضه و تبليغ كرده و راه و رسم عملى آن را به مردم آموخته است.

اما در آنچه كه مربوط به حيات زنان است آئين اسلام را الگوئى تام و تمام ضرور بود تا خداى را بر آن نيز حجتى باشد. در دوران دعوت پيامبر در مكه آن رسالت عظيم را خديجه ايفا كرد و پس از رحلت او و مخصوصاً در مدينه فاطمه عليهاالسلام دختر او عهده دار ايفاى آن شد.

بدين سان رسالت پيامبر در عين كمال و با عرضه ارائه الگوى مناسب انجام پذيرفت و مسأله مبنائى و اساسى ويژه اى باقى نماند كه امت اسلامى بخاطر آن دچار سردرگمى باشد و خود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود من براى شما همه آنچه را كه مايه سعادت دنيا و آخرت شما است آورده ام.

فاطمه الگوى مكتب

فاطمه عليهاالسلام الگوى مكتب اسلام است. بانوئى است كه در دوران حيات كوتاهش مراحل مختلف دعوت و رسالت پيامبر را ديده و در خانه وحى رشد كرده و با شعاع وحى انس گرفته است. او در نقش هاى مختلفى كه براى حيات زنان پديد مى آيد روزگار گذرانده و در عرصه اى نشان داده است كه زن چگونه بايد باشد.

- دخترى بود براى پدر و مادر خويش و در اين جنبه الگوئى راستين.

- همسرى بود براى شوهرش على كه خود پيشواى شاهدان است.

- مادرى بود نمونه براى فرزندان و پرورشكار نسلى شهيد.

- مديرى بود براى كانون خانوادگى در گرم داشتن آن در منتهاى كوشش و تلاش.

- رهبرى بود براى جامعه زنان و امر هدايت آنها را بر عهده داشت.

- تيماردارى بود براى مردم و امت پدر در عين رحمت و شفقت.

- و بالاخره در جامعه 