اسلامى زنى بود عاقله، كامله، مومن راستين، مجاهد و مبارز، حق گوى و حق طلب متحمل و بردبار، داراى حيات احساسى توأم با تعقل، در جريان زندگى عملى اسلام، داراى مشى خاص در سياست و اقتصاد، مديريت و تربيت، بت شكنى و هدايت و...

او به تأييد دوست و دشمن، مورد عنايت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود، سيّدة نساء العالمين بود، خيرالنساء بود و مايه فخر زنان، مجرى كامل دستورات الهى بود و تابع خدا، همه حركات و سكناتش درس آموز، راهگشا و داراى جنبه الگوئى در خور تبعيت و رعايت و در كل مى ارزد كه مجموعه اى از شيوه عملكرد و حيات او را بصورت مكتبى عرضه بداريم.

كارى كه ما انجام داده ايم

كتاب حاضر در بردارنده سرى مباحثى است كه هر كدام تحت عنوانى مستقل عرضه و ارائه شده اند ولى در جمع همانند دانه هاى تسبيح هاى در دنبال هم و در رشته اى قرار دارند كه كليتّى را از حيات فاطمه عليهاالسلام عرضه مى دارند. نظم و انتظام مطالب در مواقع سخنرانى و عرضه بر اينگونه نبوده اند، ما در حين تدوين با جابجا كردن مباحث آنها را در قالب اين فصول و بخش ها درآورده ايم.

من اين كتاب را در رديف سرى آثارى قرار داده ام كه در معرفى حضرات معصومين عليهم السلام بنگارش درآمده و در خور مطالعه عامّه افراد مخصوصاً گروه نوجوانان و جوانان است. بدين نظر سعى شده است كه كتاب در عين جامعيّت و مستند بودن، به زبانى نسبتاً ساده تر عرضه و ارائه گردد امّا اينكه در اين راه تا جه ميزان موفق بوده ام امرى است كه خوانندگان درباره آن بايد قضاوت كنند.

من خداى متعال را سپاس گذارم كه توفيق اين خدمت ناچيز را به من عطا فرموده و مسألت دارم كفاف عمرى همراه با توفيق عنايت فرمايد تا اين سرى از خدمات را درباره ديگر حضرات معصومين عليهم السلام به پايان رسانم و هم اميد است مطالعه اين سرى از آثار خوانندگان را مفيد افتد و راه رشد و الگوگيرى و تبعيت از اسوه هاى جاويدان مكتب اسلام را برايشان هموار نمايد. انشاءالله.

على قائمى

- پانزدهم ماه مبارك رمضان 1412 همزمان با سالروز ولادت امام مجتبى عليه السلام

- و آغاز نوروز 1371 سخنى در ضرورت بحث

مقدّمه

شايد براى عده اى از مردم عادى، اقداماتى از اينگونه، و بحث و بررسى درباره فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر، امرى غير لازم و غير ضرور بحساب آيد و ذهنيتشان اين باشد كه مجالس وعظ و منابر دائماً از حضرات معصومين عليهم السلام سخن دارند و خواستاران هدايت، راه صواب را از آنها بدست مى آورند ديگر نيازى به ذكر اينگونه مباحث نيست و يا بايد به مسائلى ديگر كه در جامعه مشكل آفرينند و كمتر مورد عنايت نويسندگان و گويندگان قرار مى گيرند پرداخته شود.

اين طرز فكر اگر از ديدى درست باشد از ديدهائى ديگر به صواب نخواهد بود. زيرا سير حيات اجتماعى، با شيوه هائى كه مردم در پيش گرفته اند حكايت از عدم تكافو و يا كم اثرى آن تلاش ها دارد. وجود عيب و اشكال در فرستنده و گيرنده توجه به صورت و ظاهر امور بدون پرداختن به عمق ها، تكيه بر مباحثى كه از نوع تكرار مكرراتند، بدون اتكاء به جنبه هاى مهم و اساسى، نخواهند توانست ديوار مقاومى در برابر سيل بنيان كن تبليغات غلط و ناصواب ايجاد نمايند و يا در جامعه تحوّل و تغييرى سازنده پديد آورند.

دستگاههاى متنوع ارتباط جمعى كه در خانه ها و برنامه آنها در دلها استقرار يافته اند سرعت نفوذى برق آسا دارند و برنامه هاى تبليغاتى سنتى از مجالس و منابر سرعت و نفوذى ابرآسا. و حاصل اين تفاوت اثرى در حد واژگونه كردن افكار و حتى پوستين وارونه پوشاندن را از خود بروز مى دهد و محصول آنچنان مى شود كه آن مستضعف فكرى و آن زن غافل و جاهل الگوى حيات زنانه را در زنى بازيگر آن هم نه مسلمان خلاصه مى بيند، آنچنان كه گوئى در اين ديار و روزگار فاطمه اى و زينبى حضور نداشته اند و يا نامى از سميّه شهيد، فضه و اسماء و... بگوشش نخورده است.

بدين سان تلاشى اينگونه بهر ميزان كه بسيار و حتى مكرر باشند كى مى توانند در مقام تأثير گذارى معادى و يا برتر آن دستگاهها باشند و از نفوذ و رنگ دهى آنها بكاهند. كار و تلاش در اين زمينه ها بايد بسيار شوند و گوش ها و چشم ها را پر كنند و انديشه ها را تحت نفوذ گيرند.

در ضرورت اين اقدام

اينكه در اين برهه از زمان و تحت اين شرايء با وجود آن همه نوشته ها و آثار درباره فاطمه (ع) باز هم سخن ولو مكرر ولى در چهره اى ديگر مطرح مى كنيم به دلايل متعددى است كه از آن جمله اند:

1- حيات مكتبى زن: زندگى مكتب و عقيدتى در همه اعصار و براى همه زنان ضرورى بود و در عصر ما به دلايل زير ضرورتر و لازم تر به دليل:

- تحولات سياسى عظيم و پردامنه در جامعه جهانى و مخصوصاً در جامعه ما كه در پس بيدارى هاى نشأت گرفته از تجديد حيات مكتبى پديد آمده اند.

- وجود و پيدايش تضادهاى جديد فكرى و گرايش هاى متضاد كه لازمه چنان تحوّل و بيدارى هاست.

- خواستارى انجام وظيفه در اين بحران براى آنها كه در اين عصر هم بمانند ديگر اعصار رضاى خداوند را مى طلبند.

- وجود و پيدايش جديد اين باور كه خداى مى خواهد زن نيز همانند مرد به مرحله كمال مقدّر خود برسد و توانائى انتخاب احسن را داشته باشد و سرمايه هاى باطنى و ظاهرى او بميزانى هستند كه تحقق اين خواسته را براى او ميسر سازند و او به منتهاى سير خود كه وصول به عبوديت است برسد.

- و بالاخره دريافت اين مسأله كه وصول به سعادت جز در سايه حيات مكتبى ميسر نيست.

- بدين سان عرضه راه و رسمى از آن حيات كه عملاً سعادت آفرين بوده است مى تواند راه وصول به اين مقصد را هموار نمايد و براى جامعه زنان رهنمودى باشد.

2- خواسته زنان در رشد: در عصر ما برخلاف اعصار پيشين نوعى بيدارى و هشيارى براى زنان پديد آمده كه خواستار رشد خود شده اند، چنانند كه گوئى از آن همه پايبندى هاى اسارت بار، و از آن همه وابستگى ها به ظواهر خفت آور سرخورده شده و مى خواهند خود را از آن برهانند و اوج گيرند، در كمال اوج سر بر فلك بسايند.

در طريق تحقق اين آمال و مقاصد، حركت ها و نهضت هائى در گوشه و كنار جهان به راه انداخته اند و عليه جوّ و شرايط موجود به عصيان پرداخته اند. چه بسيار از آنان كه در اين طبقه راه عوضى رفته و از بيراهه و انحراف سر درآوردند و اين امر حتى دامنگير برخى از طرفداران مذهب نيز شده است.

ما در اين مسير كسانى را مى شناسيم كه به اسم مذهب از مذهب روى گرداندند، دچار راه و روشى شده اند كه بى مسؤوليت است پاى بند به اسلامند ولى نه اسلامى قرآنى، بلكه اسلامى كه تفسير آياتش مبتنى بر ذوق و سليقه شخصى، نشأت گرفته از هواى نفس و بر اساس توجيه دستگاههاى تبليغاتى غرب است.

مسلمانند ولى خود را فارغ از هرگونه عقوبت و جزاى رفتار نامناسب مى يابند. خود را متعهد مى شناسند ولى گرفتار اشرافيتى لختى آفرينند. از آگاهى و علم كه بگفته سقراط سرچشمه فضيلت هاست دور مانده و با تصنعى كه دارند سير قهقرائى را براى خود برگزيده اند.

اگر بحثها و بررسيها بتوانند گرهى از مشكل آن