ا بگشايند و راهى را به سوى مقصدى سعادت آفرين به آنها نشان دهند خود خدمتى خواهد بود، در

عين آنكه ضرورتى شرعى نيز بحساب مى آيد. قسمى از مقاصد اين بررسيها تحقق چنين خواسته اى است و البته در همه حال اثر بخشى بشرط خواهندگى زنان از خداوند است.

3- حل و رفع تعارضات: گمان ما اين است كه بشريت امروز بيش از هر عصر ديگرى دچار تضادها و تعارضات در زمينه هاى فكرى، عاطفى، اخلاقى، اقتصادى، سياسى و حتى مذهبى است و خواستار آن است خويش را از اين شرايط نامناسب رهائى بخشيده و راهى را به سوى سعادت خود برگزيند.

او در مسير رشدخواهى با عوامل متباينى روبروست كه هر كدام او را به سوئى كشانده و جهت مى دهند اين تضاد و تعارض در زندگى زن محسوس تر و داراى حضور بيشتر و در نتيجه فروريختگى عقيدتى و درهمى فكرى براى او زيادتر است.

او انسانى است كه قرنها در پى نجات از اسارت خود بوده و متأسفانه راه جديدى را كه براى خود برگزيده مجدداً او را به اسارت مى كشاند. او در پى آن بود كه گريبان خود را از چنگال عوامل اسارت بار دور دارد ولى مجدداً به گريبانگيرى ديگرى دچار گرديده است.

- او مى خواهد آزاد باشد ولى نمى داند از چه چيز؟ خواستار مدنيت است ولى در عمل گرفتار جاهليت، راه مدنيت مسرفان، عياشان و طاغوتيان را تعقيب مى كند، در عين اينكه احساس مى كند با شريعت و فطرت او سازگار نيست.

- زن امروز در پى رهائى از اسارت است ولى در نهايت اسير آزادى ريائى ديگرى است. درگير پيله هاى اوهام و در زير پرده هاى رنگارنگ آن محجوب مانده و نمى داند چگونه از اين جهل ها، فريب ها، و پرده ها خود را نجات بخشد و چگونه از اين بى هويّتى بيرون آيد. بحث و بررسى حيات فاطمه عليهاالسلام مى تواند در اين زمينه راهگشا باشد و آن دشوارى ها و موانع رشد را از سر راه بردارد و زن را بيدار كرده و بخود آورد.

4- زدودن آثار منفى تبليغاتى: دستگاههاى تبليغاتى امروز جهان در قالب آگاه كردن، متمدن ساختن و آزاد كردن زنان از قيدها و بندهاى بشر ساخته، سعى دارند زن را در جهل و غفلت جديدى غوطه دهند و او را چون گذشته ولى بگونه اى ديگر تحت استعمار خود نگه دارند. و در اين راه ترفندهائى را به كار مى بندند از آن جمله:

- عوامل و منابع هشياركننده را مخدوش عرضه مى نمايند.

- اسلام را بعنوان آئينى قديمى و غير قابل استفاده براى دنياى امروز معرفى مى نمايند.

- ارزش هاى شريف و رشددهنده را به زير سؤال مى برند.

- در قالب تحريك عواطف مى كوشند الگوهاى ناصوابى را در اذهان جاى دهند.

- و در نهايت انديشه هاى سطحى ورزيده نشده را در مسير خلاف قرار مى دهند.

در چنين شرايط و احوال: احساس مسؤوليت آگاهان در پيشگاه خدا و وجدان بايد نيرومند و بيدار باشد و خواستارى نجات از عوامل اسارت آور و دورى از شرايط انحطاط ايجاب مى كند كه به دنبال راه و شيوه اى روند كه انسانها را در مقابل آن تبليغات مقاوم سازد.

اينكه دستگاههاى تبليغاتى جهان مسأله نهضت و آزادى زن را مطرح كنند براى ما مسأله اى نيست و اينكه نهضتى براى آزادى زن پديد آيد امرى خلاف عقل و شريعت نخواهد بود. ولى بدان شرط كه اين حركت در مجراى وقار و عفاف باشد، و هم با اين قيد كه زن را كلفتى جديد با كمربندى زرين نسازند و بعيد است كه گردانندگان نهضت هاى موجود جهان با رعايت چنان قيود و شرايطى به پيش روند و عمل آنها گمان و استبعاد را تأييد مى كند.

عرضه و معرفى راه و روش فاطمه عليهاالسلام و نوع مواضع او در رابطه با شرايط و عوامل زندگى بنظر ما بيدارى آفرين و تبليغ سوز است و مى تواند نقش و اثر نفوذهاى فاسد را براندازد و بدين نظر مفيد و راهگشا و پيشگيرى آن وظيفه هر انسانى است.

5- هشيارى براى ظلم زدائى: در نگاهى كلّى و عميق مى توان گفت زن مظلومه تاريخ است. در طول قرنها بر او ستم بسيار رانده اند و او را به سخت ترين و گاهى پست ترين كارها واداشته اند، نه او را قدرت تن و توانى جسمى بود كه از خود به دفاع بپردازد و نه توان علمى كه به مبارزه فكرى در اثبات و كسب حقانيت خود اقدام نمايد. و بدين سان حياتشان حياتى توأم با استضعاف بود.

در روزگاران ما نيز بسيارى از آنان به آرزوى دستيابى به آزادى به اسم تمدن و حقوق زن بازيچه دست استعمار شدند، گروهى از آنها به اسم استقلال اسير و برده گشتند، جمعى از آنان ناخودآگاه در خدمت تبليغات سرمايه دارى و كسب درآمد براى ديگران درآمدند و برخى از آنها هم در گوشه و كنار اين جهان وسيع در رديف كالاى مصرفى در كاباره ها و دانسينگ ها بساط عيش مطربان را رونق بخشيدند.

امروزه در بسيارى از نقاط جهان بعلت جهل و غفلت بعضى از زنان شرافت انسانى و معنويت او زير سؤال است و متجاوزان و آلودگان در قالب آزادى زن در پى به يغما بردن شرافت او هستند در تبليغ براى همرنگ كردن آنها بر اساس مدلى كه خود ساخته و بدان دلبسته اند همه تلاش خود را به كار مى برند. بدين سان ستمى كه در گذشته براى زنان بود بيشتر و خطرناكتر شد. آرى آن روز ستم ها اغلب بصورت جسمى بودند و امروز به صورت فكرى و معنوى، و طبيعى است كه آثار اين ستم گرانتر و سنگين تر باشد.

زن امروز در پى نجات خود از اين مخمصه ها، در مبارزه به اين ستم عظيم الگوئى براى ظلم ستيزى مى طلبد و در اين راه چه الگوئى برترى از فاطمه عليهاالسلام زن امروزه با بهره گيرى از راه و رسم حق طلبى ها و مبارزه هاى فاطمه عليهاالسلام مى تواند على نظامات فاسد موجود عصيان كند و در برابر آنانكه حيات او را به بازيچه گرفته اند بايستد و زندگى خود را در نهايت در مسير رضاى خدا قرار دهد، بويژه كه موضعگيرى هاى فاطمه عليهاالسلام در مسير رشد معصومانه و بدور از خلل است، آگاهى از شيوه زندگى او درس آموز و جرأت آفرين است و سعى در بكارگيرى آن موجد رشد و جاودانگى است.

6- رهائى از سرخوردگى ها: و بالاخره وضع زن در دنياى امروز چنان است كه گوئى از اين همه تبليغات و آوازه گرى ها، از اين همه مكتب سازى ها و نغمه پراكنى ها، و از اين همه تلاش ها در عين بى ثمرى ها خسته و فرسوده شده و خواستار راه رسمى بى دغه دغه تر است، راهى كه هم شرور و مفاسد را از او دور دارد و هم فطرت و وجدانش را قانع سازد.

زن امروز نه تنها در ايران، بلكه در همه جاى جهان الگو مى خواهد، نمونه موفق در زندگى سعادتمندانه را جستجو مى كند، اسوه اى در خور تبعيت را مى طلبد، تا در سايه آن چگونه شدن و چگونه ماندن را دريابد و البته شرايط جوّ، و نسيم هاى ملايم كه در عرصه هاى ملى و بين المللى در حال وزيدن اند، امكان وصول به چنين اغراضى را نويد مى دهند. و عظمت و جلال زن در گرد بهره گيرى از اين فرصت و قرار گرفتن در مسير وزش اين نسيم ملايم است.

در اين بحران جهانى و در اين عصر پر از آشفتگى و تضاد و تعارض، در ميان انبوهى از اين درهمى و آشوب، معرفى فاطمه عليهاالسلام و راه او مى تواند پويندگان حق را اقناع كند و آرزوها و مقاصدى را كه زن قرنها در جستجوى آن بود تحقق بخشد.

ارزش معرفى شخصيت ها

علاوه بر توجه به موارد فوق ب