 اين نكته نيز توجه كنيم كه اصولاً در راهيابى بيك مكتب و شيوه هاى حيات مكتبى به غير از مطالعه در ابواب و فصول تعاليم مكتب ضرورى است به مطالعه جوانب و ابعاد حيات شخصيت هاى آن مكتب نيز بپردازيم. اين اقدام از آن بابت است كه آنان نمونه هاى عملى مكتب خويشند و راه و رسم عملى آنان درس آموز و هدايت كننده اند.

در آشنائى به اسلام به غير از مطالعه در كتب و ابواب فقهى ضرورى است به مطالعه زندگى سران و بزرگان، مخصوصاً حضرت معصومان عليهم السلام و شاگردان و پيروان راستين آنها از صحابه و تابعين بپردازيم و بكوشيم كشف كنيم، آنان چگونه تربيت شدند؟ چگونه زيستند؟ و در عرصه حيات مكتبى خود چه كردند؟ و چرا چنان كردند؟ و هم در طول مدت زندگى شان از فكر و بينش و عمل، در موضعگيرى ها و مقابله ها چه آثارى را از خود بر جاى گذاردند؟ و...

در سايه چنين بررسى ها است كه مى توان مايه هاى اوليه زندگى را بدست آورده درس چگونه زيستن را از آنها آموخت و نيز با تكيه بر عمل به دستورات و راه و روش آنها جلوى بسيارى از سقوطها و انحطاطها را سد كرد و اين شيوه شايد از مهمترين و بهترين شيوه هاى رشد و تربيت باشد ضمن اينكه جداً مورد سفارش اسلام نيز هست.

امروزه كه خطر سقوط فكرى دامن عده اى را گرفته و به گروهى ديگر هم نزديك گرديده است بنظر ما با اتكاى به چنين شيوه اى مى توان از خطر جست و سنگرى محكم براى حفظ و صيانت از خود و دفاعى جانانه از عقيده و فكر پديد آورد و اين امر خود رسالت و مسؤوليت آگاهان را بيشتر مى سازد.

در كار معرّفى فاطمه

درباره فاطمه عليهاالسلام چه بگوئيم كه ديگران گفتنى ها را گفته و در شأن و موقعيت او داد سخن داده اند. مؤلف كتاب فاطمة الزّهراء، بيش از 250 جلد كتابى چاپ و حدود 50 جلد كتاب خطى را كه در معرفى او نوشته شده اند ذكر كرده است. مطالعه اين كتب و آثارى از اينگونه، عقول را مى پروراند، افكار و نفوس را به سوى عالم برتر جهت مى دهد و در درون انسان روشنائى و صفائى پديد مى آورد.

در عصرى كه ابرهاى ماديّت مى روند تا جلو نور حقيقت را بگيرند، و در دوره اى كه بشريت جز لذّت مادى و غريزى چيزى را لذّت نمى شناسد، نور و فروغ فاطمه عليهاالسلام مى تواند راه ما را روشن و انسانيت را كه مصداقش غريب و خود در تبعيد است حيات نو و حضورى ببخشد و اين بشرطى است كه در درون ذهن خود دريچه اى را به سوى شناخت فاطمه عليهاالسلام بگشائيم.

اگر به لذّتى كه فاطمه عليهاالسلام در سايه حيات مكتبى بدست آورد دست يابيم چنان خواهيم شد كه ديگر لذات موجود را لذات نخواهيم خواند. و اگر نور و پرتو درخشان فاطمه عليهاالسلام را در جانها و دلها روشن سازيم ديگر به درخشندگى ها و نورافشانيهاى اين جهان دل را خوش نخواهيم ساخت. در ترك لذات اين جهان لذّتى است كه ادراك آن را زاهدان و پاكان و آنها كه تحت اسارت و تملك دنيا قرار نگرفته اند ادراك مى كنند. تعمق در حيات فاطمه عليهاالسلام و شيوه و سيرت او زمينه چنان ادراكى را در آدمى فراهم خواهد ساخت.

درسها از فاطمه

فاطمه عليهاالسلام را معرفى مى كنيم و تاريخ حيات او را از نظر مى گذرانيم، با اين باور و اعتماد كه سراسر زندگى او درس است، درس چگونه زيستن است، چگونه زن بودن، چگونه مبارزه كردن، درس هدفدارى و ايده دارى و بدنبال هدف ارزنده تا پاى جان دويدن و ضربات دردانگيز غلاف شمشير را تحمل كردن و از دفاع دست برنداشتن، درس مسؤوليت و تعهّد، درس وظيفه شناسى، درس نيايش و بندگى خدا، درس همسرى و همسردارى، درس مادرى و فرزندپرورى، درس سنگرسازى خانه، درس مديريت و هدايت، درس رشد و اعتلاء، درس اوج گيرى و پيشرفت، از خاك سر برآوردن و در خاك فانى نشدن، درس صيرورت و شدن، درس جهد جدّى براى وصول به مقام قرب، و پا بر فرق همه ماديات نهادن و ورود به مقام قربى كه در آن ديدار بى پرده يار ابدى ميسر گشتن و در خوان رضوان و جنّت او در عين راضيه و مرضيه بودن داخل شدن.

در اين دوران گيجى و بهت زدگى و حيرت فكرى، در اين دوران تصادمات و تعارضات فكرى و بالاخره در عصر جاهليت نو، كه همگان را نياز به شركت در درس و كلاس و تعليم خداوندى است فاطمه عليهاالسلام مى تواند معلمى درس آموز و كتاب درسى بانوان ما تاريخ زندگى فاطمه عليهاالسلام و تصميم جدّى شان در اين راه عامل رشد و سعادت باشد.

بهره گيرى ها از درس هاى فاطمه

درس هاى فاطمه عليهاالسلام براى همه انسانهاست، مخصوصاً براى زنان جهان، و اين بدليل زن بودن فاطمه عليهاالسلام و قابليت تطابق مسائل زنان با اوست و هم به دليل چند بعدى بودن حياتش، و حضور او در عرصه هاى گوناگون، خانوادگى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى است.

اين دروس جامع و همه جانبه و در نهايت بصورت مكتبى قابل عرضه اند اين مسأله اى نيست كه تنها ما مدعى آن باشيم توصيه هاى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در دوستى فاطمه عليهاالسلام و انتساب آن دوستى به دوستى خود و سرانجام به دوستى خداوند خود رمزى براى الگوگيرى از اوست.

آرى، فاطمه عليهاالسلام زنى است كه در چهارده قرن قبل مى زيسته ولى بعلت خاتم بودن مكتبش امروز هم مى تواند نقش راهبرى و هدايت انسانها، بويژه زنان را داشته باشد. او در دنيائى منهاى صنعت مى زيسته است ولى شيوه زندگى و راه و رسم تكامل او چنان است كه گوئى زنان امروزى در دنياى صنعت بيش از ديگران به درس آموزى از او نياز دارند.

مرا در اين زمينه شكى نيست كه اگر دنياى غرب، با همه فرورفتگى ها در ماديت و لذات مادى، تصوير صحنه هاى حيات فاطمه عليهاالسلام را آنچنان كه بود ببيند، متحول مى گردد، در اندرونش دگرگونى ايجاد مى شود، و به سوى راه و رسم او روى مى آورد و ما مواردى بسيار از اين تجارب را در طول زمان به آزمايش گذارده ايم و اثراتش را ديده ايم. اين توفيق بدان خاطر است كه انسان را فطرتى الهى و خدا آشناست و اگر با حقايق سره و خالص برخورد و آشنائى پيدا كند تسليم جاذبه هاى آن مى شود.

جنبه الگوئى فاطمه

فاطمه عليهاالسلام الگوست، الگوى كار، الگوى عالى انسانيت، الگوى عشق و پرستش، الگوى خودآگاهى مستمر، الگوى تقوا و شرف و عفت، الگوى بيدارى وجدان، الگوى عصمت و كرامت، الگوى عقل و كياست، الگوى زنان مسلمان و در همه آنها اسوه اى شاهد و نمونه اى عالى و درخشان از تربيت محمد صلى اللَّه عليه و آله.

الگوگيرى از فاطمه عليهاالسلام موجب فطام از شر و فطام از آتش است زيرا كه خود او بدان خاطر فاطمه عليهاالسلام ناميده شد كه از شر و آتش بازداشته شد. (و انّما سميّت فاطمه عليهاالسلام لانها فطمت عن الشرّ، و انما سميّت فاطمه عليهاالسلام لانها فطمت عن النار.) [ص 15 ج 43 بحار.]

اين مايه افتخار جامعه اسلامى زنان است كه الگوئى چون فاطمه عليهاالسلام دارند كه معصومه است و محصوره از گناه و مايه ننگ است براى آنها كه با وجود فاطمه عليهاالسلام بدنبال الگوئى ديگرند و از او سر برتافته و يا قدرش را نشناخته اند.

زنان و فاطمه

فاطمه عليهاالسلام زنى است كه وجود او منشأ خي