آدمى خردمند و اهل انديشه باشد هم در خور محبت است و هم در خور مشورت و معاونت در حيات فردى و اجتماعى.

او بسيت و پنج با پيامبر زندگى كرد و در حالى از دنيا رفت كه رسول خدا هم چنان به زندگى با او رغبت داشت و تا خديجه زنده بود او همسر ديگرى اختيار نكرد [ص 302 تذكرة الخواص] و نيز هيچگاه از زندگى با او احساس خستگى و ملالت نفرمود. پس از مرگ خديجه روزى پيامبر صداى هاله خواهر او را شنيد و بياد خديجه گريه كرد. عايشه گويد از اين واقعه رشكم آمد و گفتم خداى عوض آن پيرزن، زنى جوان و زيبا به تو داد (يعنى خودش) و پيامبر برآشفت كه عايشه ترا بخدا سوگند ديگر از اين سخنان مگوى، خداوند هرگز بهتر از او را نصيبم نفرمود او وقتى مرا تصديق كرد كه همه كفر مى ورزيدند و... [مسند احمد ص 177.]

خديجه بهنگام مرگ بعنوان حلاليت طلبى از پيامبر پرسيد كه آيا از او رضايت دارد؟ رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود آرى، از تو خرسندم، و اميدوارم خداى از تو راضى باشد... و چه سعادتى از اين بالاتر كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از او ابراز رضايت كند و اين درسى است كه ما انسانها كه مردان و زنان براى يكديگر امانتدار باشند و دلدار، و غفلت ها و مسامحه ها در زندگى خود را بر يكديگر بخشند و بر هم مصالحه كنند و رفتارشان بگونه اى باشد كه موجبات رضاى شان را از يكديگر فراهم آورد غرض آنكه فاطمه عليهاالسلام دختر چنين مادرى است و خديجه امضاى پيامبر را بر صحت فعل و قولش در دفتر اعمال خود دارد پيامبر او را سيده زنان عالم معرفى كرده و هم او محبوب خداى تعالى است مقام خديجه در نزد خدا تا بدان حد است كه در روايات آمده، هرگاه جبرئيل بر پيامبر وارد مى شد مى گفت سلام خداوند را به خديجه اعلام نمايد. [ص 302 تذكرة الخواص.]

تكوّن جنين فاطمه

روايات در اين زمينه گوناگون و پردامنه اند ضمن اينكه همه آنها محتواى كلى يك سخن را عرضه مى دارند. از جمله اين روايت است كه پيامبر فرمود: لمّا عُرِج بِى اَلى السَّماءِ اَخَذَ بِيَدى جَبرئيلُ و اَدَْخِلَنِى الجَنَّةَ به هنگامى كه مرا به معراج بردند جبرئيل دستم را گرفت و وارد بهشتم كرد. فَنَاوَلى مِنْ رَطَبها فاكلتُهُ، از خرماى بهشت برايم آورد و من آن را خوردم. فَتَحوَّل ذلك نطفَةٌ فى صلبى و مايه آن غذا در صلب من بصورت نطفه اى درآمد. فلما هبطت الى الارض واقعت خديجة بهنگامى كه به زمين فرود آمدم با خديجه همبستر شدم فَحَمَلتْ بِفاطِمَة، او به وجود فاطمه عليهاالسلام حامله شد. [عوالم العلوم والمعارف ج 6 ص 10.] در سخنى ديگر آمده است كه:

جبرئيل فرود آمد كه چهل روز از خديجه دورى گزين در اين مدت شبها به عبادت و روزها در روزه باش. در شب چهلم با خرما و انگور، به نقلى با سيب بهشتى افطار كرد و بنزد خديجه رفت و نور فاطمه عليهاالسلام به رحم خديجه منتقل شد [ص 17 انوار البهيّه]، دستور وصلت از جانب خدا بود كه مى خواست از نسل او ذريّه طيبه اى باشد. [ص 129 منتهى الآمال.]

در اين سخن درس جديدى براى مردان و زنان است كه در انعقاد نطفه و ايجاد نسل زمينه سازى و طراحى قبلى بايد باشد، روابط در چارچوب انديشه الهى بايد صورت گيرد و با غذاى پاك و طيّب نطفه اى و به دنبالش وصلتى باشد. اين حاملگى را اگر در سال پنجم بعثت در نظر گيريم، خديجه بايد در سنين 60 باشد (اگر ازدواج او در 40 سالگى بوده) و اگر در 28 سالگى او ازدواج صورت گرفته باشد [كشف الغمه ج 2 ص 139.]، در حاملگى 48 سال داشته است.

در دوران حاملگى او از وقايع و حوادث كمتر خبر داريم، زيرا تاريخ حمل خديجه را برخى در سنين قبل از بعثت بعضى آغاز بعثت و جمعى پنجم بعثت نقل كرده اند و هر كدام را كه اختيار كنيم بحث جديدى در آن رابطه خواهيم داشت. اما آنچه كه در دوران حمل او اتفاق افتاد سخن گفتن فاطمه عليهاالسلام در شكم مادر است كه سخنان و روايات متعددى در اين زمينه از منابع گوناگون نقل شده اند [احقاق الحق ج 10 ص 12 و منابع ديگر.] از جمله اين روايت است.

- فَلَمّا حَمَلَت (خديجه) بِفاطِمَة سَلام الله عَليها

- بهنگامى كه خديجه بوجود فاطمه عليهاالسلام كه درود خدا بر او باد حامله شد.

- كانَتْ فاطِمَة عَلَيهاالسَّلام تَحِدّتُهَا مِنْ بَطْنِها وَ تُصَبِّرَها فاطمه عليهاالسلام از شكم مادر با او حرف مى زد و درس تحملش مى داد.

- وَ كانَتْ تَكتُمْ ذلك من رسول الله صلى اللَّه عليه و آله خديجه آن را مكتوم داشته و از آن به پيامبر سخنى نگفته بود.

- فَدَخل رسول اللَّه يوماً فَسَمِعَ ذلِكَ روزى پيامبر وارد شد و اين گفتگو را شنيد.

- فَقال يا خديجه لِمَن تُحَدِثينَ؟ فرمود خديجه با چه كسى سخن مى گوئى؟

- قالَتِ الجَنينِ اللّذى فى بَطْنى تُحَدثُنى وَ تُؤنِسُني خديجه عرض كرد جنينى كه در شكم من است با من سخن مى گويد و با من مأنوس است. [امالى صدوق ره.]

- در روايات ديگر آمده است كه پيامبر فرمود خديجه، اين جبرئيل است كه به من مژده داد فرزندى كه در شكم تست دختر است و او نسلى پاك و ميمون و مبارك است و خداوند تبارك و تعالى نسل مرا از او قرار داده و از ذريه او ائمه راستين و خلفائى را در زمين مقرر فرموده تا از انقضاى وحى تا روز قيامت هم چنان جانشين خداوند در زمين باشند.

بدين سان از همان دوران جنينى معلوم است كه او چگونه ثمره اى است از ذريّه او چگونه افرادى پديد مى آيند، از غذاى پاك و بهشتى، نسلى پاك، مدافع سنن الهى و سازنده و هدايت كننده پديد مى آيند و از نطفه ناپاك ذريه اى كه هر كدام نيزه اى بر پيكر اسلامند.

ولادت فاطمه

زمان حمل فرارسيد، خديجه از زنان قريش در امر وضع حمل كمك خواست بخاطر سابقه نارضائى از اين وصلت و شايد هم نارضائى از تغيير عقيده و مذهب او كمك به او را نپذيرفتند. حزن و اندوه خديجه فزونى يافت و بنا بر آنچه كه نوشته اند ناگهان در باز شد و جمعى از زنان بر او وارد شدند.

- فقالَتْ احديهن لاتحزنى يا خَديجةَ.

- از بين آنان زنى رو به او كرد و گفت اى خديجه محزون مباش

- فَارَسَلَنا رَبّك اِليك وَ نَحْن اِخوانكَ

- خداى تو ما را به سوى تو فرستاد و ما خواهران و ياران توايم

- اَنا سارَه

- من ساره ام (همسر ابراهيم (ع))

- وَ هذه آسِيةَ بِنْتَ مزاحِم وَ هِىَ رفيقَتَك فى الجَنَّةِ. و اين آسيه (همسر فرعون) و همدم تو در بهشت است.

- وَ هذِهِ مَريَم بِنْتَ عُمْرانَ و اين مريم بنت عمران (مادر عيسى) است

- وَ هذِهِ كُلْثِم اُختِ موسَى بن عمران و اين كلثم خواهر موسى بن عمران است

- بَعثنا الله اليك لِنُلَّىِ عَنك ما بَلى النساء مِنَ النِّساء خداوند ما را به سوى تو گسيل داشت تا در امورى كه براى زنان پديد مى آيد ترا ياور و كمك كار باشيم. [زندگانى حضرت زهراء عليهاالسلام.]

بدين سان به كمك خديجه پرداختند تا فاطمه را بدنيا آورد.

در حين ولادت

فاطمه عليهاالسلام آن معجزه آفرينش و آن سيده زنان به دنيا آمد و بنا به سروده مرحوم حجة الاسلام خراسانى در حريم مكه خورشيدى درخشيد كه مروه و صفا از نور او روشنائى يافتند: اَشْرَقَتْ فى حَريمِ مَكَةَ شَمسٌ فاستَ