االسلام را بتى ساخته اند كه بشريت بايد در برابرش زانو زند. او را فرشته اى تصوير كرده اند كه ديگران بايد به تقديس او بپردازند.

بيان ما از شأن و جلال فاطمه عليهاالسلام و عظمت و فضائل او در حد فهم و ادراك محدود ماست و آن هم بدان اميد است كه باشد از آسمان ولايت او روزنه اى در انديشه و روان پديد آيد، دلمان به نور وجودش روشن گردد و درس آموزى از او ما را در برابر حوادث روزگار مقاوم سازد. وگرنه بگفته فاضلى شاعر به اين نكته واقفيم كه: اتريد ان تحصى فضائل فاطمه عليهاالسلام نفد الحساب و فضلها لم ينفد [عبدالعظيم ربيعى.] .

آيا تو مى خواهى فضائل فاطمه را بشماره درآورى شمارش و حساب بپايان مى رسد ولى فضل او پايان نمى يابد

مظهرى از انسان كامل

اگر بخواهيم فاطمه عليهاالسلام را در عبادتى كوتاه معرفى كنيم، خواهيم گفت او همان انسان كاملى است كه قرآن و روايات چهره آن را تصوير كرده اند. زنى است كه مى توان گفت مَثَل اعلاى نفس بشرى است و مظهر صفات و اسماى الهى. از معدود زنانى است كه توانسته است به مرحله كمال انسانى دست يابد. قاضى بيضاوى در تفسير خود مى نويسد:

- عَنِ النَّبى عليهِ الصلوة والسلام: كَمُلَ مِنَ الرَّجالِ كَثيرٌ و لَمْ يَكْمُلْ مِن النساء اِلّا اَرْبَع: آسيه بِنتَ مُزاحِم، مَريَم بِنْتَ عُمران، خديجه بِنْتَ خويلد، فاطِمه عليهاالسلام بِنْت محمّد صلى اللَّه عليه و آله [انوار التنزيل - آيات آخر سوره تحريم] رسول خدا كه درود و رحمت خدا بر او باد فرمود در مراحل رشد و تكامل انسانى مردان بسيارى به مرحله كمال مقدر خود رسيده اند ولى از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نيافته اند و آن چهار عبارتند از: آسيه، مريم، خديجه و فاطمه عليهاالسلام.

او برترين بانوى اسلام و سيده زنان عالم است. گوهرى تابناك در منظومه و رشته نسل پيامبر است و فرشته اى است از ملكوت اعلى. او همسر شهيد است و مام شهيدان، تربيت كننده نسل شهيد است و خود زن شهيده واجد كمالات انسانى است و نمونه تربيت محمّد صلى اللَّه عليه و آله.

او تنها زنى است كه از همان آغاز حيات و تشكّل، بر اساس اصول متعالى اسلام و ارزشهاى اسلامى رشد و پرورش يافته و به درجه اى رسيده است كه او در عالم زنان همتائى و در عالم مردان كفوى جز على عليه السلام نبوده است. سرمايه گذارى هاى تربيتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درباره او ثمر داد و كوشش هاى خود او نيز عاملى مهم در رشد او بحساب مى آمده است.

در وصف او

فاطمه عليهاالسلام را به اوصاف و القابى ستوده اند كه ما بخشى از آن را در بحث پيشين ذكر كرده ايم و البته در قالب القاب و اسماء و تعابير، ولى مى توانيم مراتبى را بشرح زير بر آن بيفزائيم و متذكر شويم كه او: و لى خداست، محل اسرار ربّ العالمين است، دختر ولى خدا پيامبر است و همسر ولى ديگر خدا امير مؤمنان عليه السلام است و مادر اولياى خدا از حضرت ائمه و معصومان است.

او ذخيره بزرگ الهى و ذخيره دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دردانه خديجه كبرى است، معجزه تربيت محمد صلى اللَّه عليه و آله است و پرورنده امامان و حجت هاى الهى مهدى عليه السلام ذخيره امت و بقيّةالله فى الارض از فاطمه عليهاالسلام پديد، فاطمه عليهاالسلام مظهر است، مظهر عفت، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلوميت، مظهر حق طلبى، مظهر مبارزه و سياست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت، مظهر اشك و آه و ناله، مظهر عصيان عليه ظلم و تجاوز مظهر قهر عليه دشمنان خدا.

برترى او از فرشتگان و انبياء گذشته

فاطمه عليهاالسلام انسان است ولى تعبيرات ديگران، از جمله رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله درباره او تعبير فرشته اى است در صورت انسان. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: فاطِمة خُلِقَتْ حُورِيَه فى صُورَةٍ اِنْسية [بحار ج 43 ص 91] و بر اساس پاره اى از ديگر روايات او فوق فرشته است و حتى فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسيه اش بهره مى گرفتند.

كدام فرشته است كه خداى را چون فاطمه عليهاالسلام با تمام وجود پرستيده باشد؟ و با آن همه علم و ايمان و اخلاص در پيشگاه او به خضوع و خشوع بايستد؟ و كدام فرشته است كه پيك الهى در ورود به آستانش از او اجازه بطلبد؟ روايات و اسناد ما نشان مى دهند كه او حتى از فرشتگان مقرب خداى هم برتر است و حتى فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بايد از او اجازه ورود بطلبد.

به نصّ بسيارى از احاديث و روايات فاطمه عليهاالسلام از بسيارى از انبياى گذشته افضل بود، و حتى روايات ما در اين زمينه استثنائى قائل نشده اند. پاره اى از روايات گويند كه پيامبران حتى همشأن و همتاى فاطمه عليهاالسلام در ازدواج نبودند و اگر على نبود براى فاطمه عليهاالسلام كفوى نبود.

كوشش و تلاش انسان ها زمينه ساز اوجهاست و انسان در سايه آن تلاش ها مى تواند قدرت توان گيرد. به پرواز درآيد در آدمى قدرت سيرى است از منهاى بينهايت تا باضافه بينهايت. آنجا كه جاى رشد است اگر آدمى در آن گام نهد تا اعلى عليين به پيش مى رود، و به جائى مى رسد كه فرشته وحى گويد لَو دنُوتُ اَنْملةً لَاحْتَرقتُ اگر بميزان گام مورچه اى قدم فراتر گذارم خواهم سوخت (به جايگاه بلند ثم دنى فتدّلى فكان قاب قولين اوادنى [آيه 8 سوره نجم] برسد) و آنجا كه جاى سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلين سقوط خواهند كرد (ثمّ رددناه اَسْفَلَ سافِلينَ [آيه 8 سوره نجم]) و در گزينش دو مسير حق انتخاب با خود انسان است. فاطمه عليهاالسلام راه اول را برگزيد و همسر نوح طريق دوم را و ديگر انسانها هم در بين دو مسيرند يا به اين نزديكترند و يا به آن.

در حسب و نسب

فاطمه عليهاالسلام از تبار پاكان و نيكان است، از اصلاب شامحة و مطهره اى پديد آمد كه هرگز آلودگى هاى جاهليت آن را نيالوده است، از نطفه اى پديد آمد كه مايه اوليه آن را غذاى بهشتى تشكيل مى داد و در رحمى پرورش يافت كه هرگز وسوسه غذاى شبهه ناك در جريان خود او وارد نشد.

 
مَنْ مَثَلِ فاطِمة الزَهراءِ فى نَسبٍ
وَ فى فَخارٍ وَ فى فَضلَ وَ فى حَسَب
و اللّهُ فَضَلّها حَقاً وَ شَرَّفها اِذْ كانَتِ ابنة خير العَجمِ وَالْعَرَبِ در جنبه حسب و نسب و فضل و افتخار چه كسى مى تواند چون فاطمه عليهاالسلام باشد. او دختر بهترين افراد عرب و عجم است و خداوند است كه او را اشرف و افضل قرار داده است و او را حقاً چنين برترى و شرافتى بر ديگران است و دختر بهترين افراد عجم و عرب است.

او وارث انبياء، از سلاله ابراهيم، آن پيامبر بت شكن و از نسل اسمعيل ذبيح آن قربانى راه صفا و اخلاص و از نسل خاتم انبياء سيد رسولان و هم انس و همسر سيد اوصياست، پدر سر سلسله انبياى الهى و مصداق و شأن لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الاَفلاك است و وضع مادر را هم ديده ايم كه سَيِدة نِساء العالَمين بود. و خود هم اولين بانوى اسلام است.

در شأن خاندانش پيامبر فرمود: يا فاطمة مِنّا خير الاَنب