اء وَ هُوَ اَبُوكِ اى فاطمه عليهاالسلام بهترين پيامبران از ماست و آن پدر تست.

- وَ مِنّا خَيْر الاوصياء وَ هَو بعلك بهترين اوصياء از ماست و آن شوهر تست

- وَ مِنّا خَيْر الشُّهَداءَ و هُوَ حَمزة عَمّ ابيكِ بهترين شهيدان از ماست كه آن حمزه سيدالشهداء عموى پدر تست.

- وَ مِنّا من لَهُ جَناحانِ يَطيرُ بِهِما فِى الجَنَّةِ حَيْثُ شاءَ وَ هَوَ جَعْفَرُ اِبن عَمّ اَبيكِ و از ما شهيدى است كه او را در بهشت دو بال است كه وسيله آن در بهشت بهر كجاى كه بخواهد پرواز مى كند و آن جعفر پسر عموى پيامبر تست و َ منّا سِبطا هذِهِ الاُمَّةِ وَ سيّد شَبابِ اَهْلِ الجَنّة الحَسَن وَالحُسين وَ هما اِتباكِ از ما دو سبط پيامبر اين امتند كه سيد جوانان اهل بهشتند و آن حسن و حسين دو پسر تواند. و َ اللذى نَفْسى بِيَدِهِ مِنَّا مَهدىُّ هذِهِ الْاُمَه وَ هُوَ مِنْ ولْدِكِ و قسم به آنكس كه جانم در دست اوست مهدى اين امت از ماست و او از فرزند تست. [ص 436 ينابيع المودّه.] .

جايگاهش نزد پيامبر

فاطمه عليهاالسلام را نزد پيامبر احترامى عظيم بود بسى فراتر از احترام پدرى به دخترش و اين بگونه اى بود كه حيرت ديگران را برمى انگيخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مى بوسيد و بگفته ى عايشه هرگاه كه فاطمه عليهاالسلام بر پيامبر وارد مى شد رسول خدا به احترامش از جاى برمى خاست و پيشانى او را مى بوسيد [ص 41 ذخائرالعقبى] و يا در حين ورود از او جداً استقبال مى كرد و يا در حين خروج از محضرش مشايعتش مى فرمود.

در شأن وصف فاطمه عليهاالسلام و در انتساب او بخودش پيامبر كلمات والا و عجيب بكار مى برد. گاهى مى فرمود فاطمه عليهاالسلام يك شاخه گل است (ريحانه) زمانى مى فرمود فاطمه عليهاالسلام پاره تن من است (بضعة منّى) و گاهى مى فرمود فاطمه عليهاالسلام عزيزترين مردم به نزد من است. [ص 132 منتهى الآمال.]

يا مى فرمود هر كه فاطمه عليهاالسلام را شادان كند مرا شادان كرده است، و هر كه فاطمه عليهاالسلام را بيازارد مرا آزرده است، با اين اضافه كه شادى و غضب من، يا محبت و آزارم، همانند محبت و آزار خداوند است، حتى در پاسخ به سؤال فاطمه عليهاالسلام و على از پيامبر كه كدام محبوبتر و عزيزترند فرمود فاطِمة اَحَبُّ اِلىَّ مِنْكَ وَ اَنْتَ يا على اَعَزَّ عَلَىَّ مِنها [ص 522 اسدالغابة ج 5] فاطمه عليهاالسلام از تو نزد من محبوبتر است و تو اى على از فاطمه عليهاالسلام نزد من عزيزترى. و اينگونه سخنان از يك سو شأن فاطمه عليهاالسلام را نشان مى دهد و از سوئى ديگر درس تربيتى است براى پدران و مادران در رابطه با دخترشان كه او را بحساب آورند و وزن و قدر او را كمتر از پسر ندانند، تعصبهاى ناروا را درباره دختران ناديده گيرند و... ضمن اينكه اين سخن انسان مى تواند نوعى پيشگيرى از جرأت خصم بر فاطمه عليهاالسلام باشد تا به او جسارتى نكنند و يا شأن او را نزد همسر بالا برند و...

فاطمه مصداق آيات

بر اساس اسنادى كه در دست و مورد قبول و اتفاق فريقين است فاطمه عليهاالسلام مصداق آيات متعدد قرآن است كه ما را توان آن نيست همه آنها را احصاء كرده و به شرحش بپردازيم. ذيلاً به چند مورد آن اشاره مى كنيم و اين جمله را هم مى افزائيم كه نكته اى ظريف است. فاطمه عليهاالسلام مصداق آيات قرآن است و نسل و ذريه اش مصداق تفسيرى آن ها و اين پيوندى ملكوتى بين قرآن و فاطمه عليهاالسلام و ذريّه اوست. اما آن آيات.

1- مصداق آيه قدر: امام صادق عليه السلام در تفسير و معنى آيه انَّا انْزَلناهُ فى ليلَة الْقَدر، [آيه 1 سوره قدر] فاطمه عليهاالسلام را معنى آن دانسته و مصداق كسى مى داند كه در شب قدر نازل شده.

2- مصداق خير كثير: خداى در قرآن او را كوثر يا خير كثير ناميد و اساس نزول آن كوتاه كردن شرّ سخن مشركان از سر پيامبر بود. او مصداق آيه انا اعطيناك الكوثر [آيه 1 سوره كوثر] است و شماتت كنندگان پيامبر مصداق ابترند، خير كثير است و مجسمه خير، استوانه بركت است و اسطوره بالندگى.

3-مصداق آيه نسائنا: در داستان مباهله كه بين پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و مسيحيان نجران پديد آمد، سرانجام قرار شد طرفين ادعا خود با زنان و فرزندان خويش براى نفرين متقابل حاضر گردند تا ناق در معرض خشم و لعن خدا قرار گيرد. در آن روزگار زنان گرانقدرى در دنياى اسلام حضور داشتند مثل صفيه عمه پيامبر، اسماء همسر ابوبكر، ام هانى و ديگران، ولى هيچكدام مصداق نسائنا قرار نگرفتند.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را بعنوان الگوى زن و مصداق و نماينده كلى زنان اسلام و بر اين اساس نام او را در قرآن در قالب نسائنا [آيه 54 سوره آل عمران] ثبت داد. و هم بر اين بنيان جايگاه قربى براى زن معين كرد كه برخلاف طرز فكر معهود بود.

4- مصداق آيه تطهير: او مصداق آيه اِنّما يُريدُ اللَّه لِيُذهِب عَنْكُم الرَجسِ اَهلَ البَيْتِ وَ يُطَهِّركُم تَطْهيراً [آيه 33- تطهير] در قرآن است در كتاب صواعق المحرقه، تفسير طبرى، و كتب ديگر از رسول خدا نقل شد كه اين آيه درباره من على عليه السلام حسن و حسين و فاطمه [شرف المؤبد ص 7] عليهاالسلام نازل شده است [ص 198 در المنثور ج 5- ص 124 ينابيع المودّة.] و طبرى در تفسير خود 15 روايت به سندهاى مختلف در اين باره ذكر مى كند.

5- مصداق اهل بيت: او مصداق كامل اهل بيت رسول خداست. [همان آيه تطهير] كه در دامان وحى پرورش يافته و اهل عصمت و تقوا مصون از لغزش، و كاملترين افراد اهل بيت و عزيزترين آنها در نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است.

6- مصداق آيه ايثار و اطعام: او مصداق آيه شريفه قرآن است كه: وَ يُؤثِرُونَ عَلى اَنْفُسِهِم وَ لَو كانَ بِهِم خَصاصة [آيه 9 حشر] و مصداق آيه وَ يُطْعِمُونَ الطَعامَ عَلى حبِهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً [سوره دهر آيه 8] اوست كه بهمراه على و فرزندان خود و فضّه افطارى خود را در راه خدا داد و با آب روزه را افطار كرد و اين عمل تا سه روز پى درپى ادامه يافت.

7- مصداق نگهدارى خود از آتش: فاطمه عليهاالسلام بر اساس نامش و طبق سندى كه ذكر شد از آتش دوزخ دور و بر كنار معرفى شد: (فُطِمَتْ عَنِ النّار.) اما آيه قرآن در اين مورد صريح تر است زيرا باتفاق فريقين او مصداق آيه فَوَقيهُم اللَّهَ شَرَّ ذلكَ اليَوْم [آيه 11 سوره انسان] است. و اين نشان مى دهد كه دورى از عذاب خدا لياقت، انسانيت و عبادت مى خواهد و ربطى به زن يا مرد بودن ندارد. و اين برخلاف انديشه رايج بود كه زن همكار شيطان است و اهل دوزخ است.

8- مصداق ذى القربى: او از نظر خويشاوندى دختر پيامبر و نزديكترين خويشاوند اوست. پس مصداق همان ذى القربائى است كه در قرآن مودّت او درخواست شده قُلْ لا اسألُكم عَلَيْهِ اَجْراً اِلا المَوَدَةَ فِى الْقُربى [آيه 23 سوره شورا] جز فاطمه عليهاالسلام چه كسى است كه خون پيامبر را در رگهاى خود داشته باشد و بضعه رسول و پاره تن او باشد؟ از او خويشاوندتر كيست؟

9- آيات ديگر او هم چنان بر اساس روايات متعدد ديگر مصداق آيا