 زير است:

- آيه شريفه ى وَالقَمَر اِذا تَليها [آيه 2 سوره شمس] آيه وَ جَمِعَ الْشَمسُ وَالقَمَرُ در امر ازدواجش [آيه 9 قيامت] آيه اِنَّ الْابرار يشرَبُونَ مِنْ كأسٍ كانَ مِزاجها كافوراً [آيه 5- انسان]، مصداق آيه مَرَج الْبَحرينِ يَلْتِقِيانِ [آيه 19 سوره رحمان] و...

نظرى به روايات

روايات ما كه در شأن و مقام فاطمه عليهاالسلام آمده و از نظر كثرت به حد تواتر رسيده اند چنان بسيارند كه احصاء آنها خود مجلداتى را مى طلبد و اين روايات تنها از يك منبع و راوى ذكر نشده و يا تنها از سوى شيعيان نيستند كه اهل سنت نيز در اين زمينه داد سخن داده اند و كتب آنها پر است از اينگونه روايات.

اگر بناى اظهار و بررسى باشد مى توان آنها را بدسته هائى تقسيم كرد از آن جمله رواياتى كه از سوى پيامبر در شأن فاطمه عليهاالسلام ذكر شده اند در يك گروه، و رواياتى كه از سوى على عليه السلام يا ديگر امامان ذكر شده اند هر كدام در يك گروه، و رواياتى كه از سوى صحابه و موافق و مخالف ذكر شده اند هر يك در دسته اى و گروهى ديگر. و در اين بحث ما را توان ذكر آنها نيست.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود فاطمه عليهاالسلام بهترين زنان اهل بهشت است [ص 76 كشف الغمه ج 2] و هم به او فرمود: يا فاطِمَه، اِنّ اللَّه اصْطَفاكِ وَ طَهَّركِ وَاصْطَفاكِ عَلى نِساء العالَمينَ [بحار ج 43 ص 24.] اى فاطمه عليهاالسلام خداى ترا برگزيد و مطهرت گردانيد و ترا بر زنان جهان برترى داده و گزينش و انتخاب كرده است. و هم فرمود: دخترم فاطمه عليهاالسلام سيده زنان از گذشتگان و آيندگان است. فامّا البنتى فاطمه فاِنَّها سَيِدة نِساء العالَمين مِنَ الْاَوَّلين والآخرينَ. و يا در سخن ديگرى فرمود او از همه زنان جهان برتر است. [ص 219 كنزالعمّال ج 6] و يا فرمود كه او سيده نساء اهل الجنه است و اين تعريف ها نوعى درس آموزى هستند به مردم كه ديگران دريابند به چه كسانى متوسل شوند و از چه كسانى براى زندگى الگو گيرند.

سخن ديگران درباره فاطمه

ما از زبان حضرات معصومان عليهم السلام درباره فاطمه عليهاالسلام بحث نكنيم كه آنها جاى خود دارند از ديگران بگوئيم و از جمله از عايشه همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه مى گفت كسى را نديدم از فاطمه عليهاالسلام راستگوتر باشد جز پدرش. [ج 1 مناقب ص 462] ابن ملّقن گويد عايشه سر فاطمه عليهاالسلام را بوسيد و گفت اى كاش من موئى بر سر تو بودم. [ص 229 خصايص.]

ابوبكر پس از وفات پيامبر در برابر سخنان و احقاق حق فاطمه عليهاالسلام از او، در مقام پاسخ گفت: اَنْتِ مَعدِنُ الحِكمَةَ وَ مَوْطِنُ الهدى وَالرَحْمَة، وَ ركنُ الدِينَ وَ عَيْن الحُجَّة [بحار ج 8 كمپانى ص 111] تو معدن حكمتى، مركز هدايت و رحمتى، ركن و اساس دين و عين محبت خدائى...

(البته ما فعلاً وارد اين بحث نمى شويم كه اگر فاطمه عليهاالسلام براستى چنين بود پس چرا در رابطه با سخنان درخواستهاى او موضع خلاف در پيش گرفتند؟ چرا كتك زدن او را دستور داده و يا لااقل در برابر صدمه و آزارش سكوت كردند و دم برنياوردند آرى آنجا كه پاى مطامع و منافع در ميان باشد، درخت شرف را مى سوزانند و حتى تنها يادگار رسول خاتم سيلى مى خورد و ديگران خاموش مى مانند...)

تعبيرها از فاطمه

تعبيراتى كه از فاطمه عليهاالسلام در دست است بگونه اى است كه حكايت از مقام و عظمت والاى او دارند. بر اساس روايات متعدد عبارات و كلماتى در شأن او بسيار و از آن جمله است: او فاضله است، عليمه است، محدثه است (يعنى فرشته سخن مى گويد)

معصومه است و محصوره از گناه، رشيده است، شهيده است بمعناى خاص و عامش، كنيز خداست، واجد بوى بهشت است، مدافع حق است و حق طلب، مادر امامان است، ادامه شجره نبوت است تقيه و نقيه است، پاره تن پيامبر، يا بضعة رسول است، سيده زنان است، و...

فاطمه عليهاالسلام را برتر از مريم دانسته اند زيرا كه مريم مادر يك عيسى است و فاطمه عليهاالسلام مادر 11 امام معصوم، كه عيسى فرزند مريم در عين نبوت بايد در پشت سر مهدى او نماز بگذارد. امام صادق عليه السلام فرمود خداوند فرمود از نور فاطمه عليهاالسلام امامانى پديد آوردم كه به امر من قيام كنند و افراد با بحقم هدايت نمايند. [ص 92 الزهراء.] و از اينگونه تعبيرات درباره او بسيارند، كه برخى از آنها صفات موهبتى هستند و برخى ديگر صفات مكتب و زنان ما با بهره گيرى از جنبه الگوئى او مى توانند بسيارى از صفات مورد انتساب فاطمه عليهاالسلام را بدست آورند و يا لااقل قدم در جاى قدم او بگذارند. او طاهره است و از هر آلودگى و ناپاكى به دور است و زن مى تواند طاهره باشد بشرطى كه راه فاطمه عليهاالسلام را طى كند، در برابر وقايع و جريانات و در مشى ها و حركت ها و در برخورد با نامحرم چون فاطمه عليهاالسلام موضع گيرد.

شرف و افتخار فاطمه

شرف و افتخار فاطمه عليهاالسلام در اين است كه از همه گسسته و بخدا پيوسته است، بنده حق است و تسليم او، عابده اى است بى مانند كه با تمام وجود به پرستش خداى پرداخته است. در پيشگاه حكم و فرمان الهى كَالْمِيَّتِ بَيْنِ يَدَىِ الغسّال است. تنها و تنها در پى آن است دريابد كه خداوند از چه چيز خرسند است، چه امرى بنظر او مبغوض است، رضايتش در چيست؟ سخطش در كدام عمل و رفتار؟ و او همان را مورد عنايت قرار دهد.

فاطمه عليهاالسلام در سايه بندگى خدا خير نساء اهل الجنة [ص 135 كشف الغمه] شد، و بهمين خاطر افضل نساء اهل الارض بحساب آمد [ص 137 كشف الغمه] و در سايه چنين امرى است كه نور او از نور عظمت خدا مشتق مى شود. [ص 133 المختصر] و رهيابى ها در سايه ادامه راه اوست و افضليت در سايه بهره مندى از هدايت او، و بهترين زن بودن در سايه پذيرش جنبه الگوئى او.

فاطمه عليهاالسلام در سايه بندگى خدا به درجه اى رسيده كه مى تواند عزيز خدا باشد و ميوه دل پيامبر بحساب آيد، همتا و همراز على باشد و همپرواز با سيد اوصيا و سرانجام، ميزان و معيار سنجش حق و باطل، و كفر و ايمان براى ديگران گردد. فاطمه عليهاالسلام يك محك انسانيت و فضيلت است و زنان ملاك اعتلاء و انحطاط خود را بر اساس او بايد در نظر گيرند. رمز عظمت را در او بايد بجويند و سعادتمندى را در گرو ادامه راهش بدانند.

فاطمه عليهاالسلام آبرومند درگاه خداوند است، و اين آبرو را در سايه اطاعت تسليم خود به خدا پديد آورده و دانسته است كه عزت از آن خداست. اِنَّ العِزَّةِ لِلَّهِ جميعاً [آيه 139 سوره نساء] و فاطمه عليهاالسلام كوشيد خود را در مسير عزت خدائى قرار دهد و عزيز گردد.

او دريافته است كه حكومت بر دلها در سايه سازش با خدا و پيوند با او حاصل مى شود، نه در سايه خودآرائى و نه در سايه فريب و نيرنگ. دلها را خداى مى گرداند نه مردم، صفاى باطن و رشد در سايه بندگى خدا بدست مى آيد نه در سايه دلقكى و موى افشانى و رنگ كارى و اين دريافت درسى مهم براى همه زنان در طول تاريخ است. و اگر زنى چون فاطمه عليهاالسلام با خدا بسازد و در نزدش آبرويى پيدا كند، چنان خواهد شد كه پيامبر بجاى او بنش