ند و گندم او را آسياب كند. و از او بوى بهشت استشمام كند.

مقام عصمت او

فاطمه عليهاالسلام داراى مقام عصمت است [ص 16 بحار ج 25] بدين معنى كه معصومه است، يعنى محصوره از گناه، يعنى ممنوع و محفوظ از لغزش و انحراف و از اين ديد مى تواند الگو باشد. عصمت يك سبب شعورى است كه به هيچوجه مغلوب نمى شود و از انواع شعور و ادراكى نيست كه ما با آن آشنائيم و از سنخ علوم و ادراكات متعارضى نيست كه قابل اكتساب و تعلم باشد [ص 126 ج 9- الميزان.]

پس در راه و روش فاطمه عليهاالسلام اشتباه و لغزشى نيست. آيه تطهير هم او را از رجس و خطا دور معرفى مى كند و حديث معروف انّ الله اصطفاك و طهّرك... نيز آن را تأييد مى نمايد. البته مقام بصيرتش و ادراكش از جهان و ماسواى آن خود عامل ديگرى براى دورى او از لغزش است.

عصمت موجد صورت علمى ريشه دارى است كه پديد آورند. آثارى از اخلاق چون شجاعت، عفت و سخاوت است و مانع پديد آمدن جبن، خمود و شره، بخل، تبذير، تدّبر و بر اين اساس فاطمه عليهاالسلام داراى فضايل اخلاقى است به صورت كامل و مطلق و به دور از رذايل اخلاقى است آن هم در صورت كلى آن، او نه تنها تن به گناه نمى دهد، بلكه حتى ترك اولائى از او سر نمى زند. هرگز قول و فعلى را مرتكب نمى شود كه در آن شائبه ترك اولى و يا گناه باشد. بدين سان او در خورتر از هركس در داشتن جنبه الگوئى است.

مقام علم او

فاطمه عليهاالسلام زنى عالمه است، عالمه اى كه بلا معلّمه است [ص 13 بحار ج 43]، معلم ا و خداست و علم موهبتى به او عنايت كرده در عين اينكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در مسؤوليت پدرى بالاى سر او بوده و راه رشد و آگاهى را براى او هموار كرده است. چه بسيارند سؤالات و پرسش هائى كه فاطمه عليهاالسلام در طول مدت حياتش از پدر پرسيده و براى آنها پاسخ مناسب و عملى يافته است.

مقام علمى فاطمه عليهاالسلام را در نحوه برخورد او نسبت به خود و ديگران، و نسبت به خداى جهان و پديده هاى آفرينش مى توان يافت، همچنين در عرصه الهيات و در عرصه ادب و سخن تنها خطبه او در مسجد، آن هم در چنان حال و هوائى، كافى است كه او را فردى نمونه و زبده قلمداد كند و برترى و علو فكرى او را نسبت به ديگران نشان دهد.

- او در مقام دانش بجائى رسيد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله درباره اش فرمود فَطَمَها الّه تَبارَكَ وَ تَعالى بِالْعِلْمِ و او در اين مقام همانند مقام عصمتش از انبياى پيشين پيش تر رفته است. چنين امرى نبايد استبعادى را پديد آورد زيرا آدمى در سايه بندگى خدا مى تواند به جائى رسد كه واجد سمع و بصر الهى گردد. (كُنْتُ سَمْعُهُ اللَّذى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرُهُ اللَّذى يَبْصُرُ بِهِ و براى انسانى واجد چشم و گوش خدائى سر درآوردن از حقايق و اسرار امرى عادى و طبيعى است.

مقام تقواى فاطمه

فاطمه عليهاالسلام داراى ملكه تقواست و بدين خاطر همه گاه هشيار است كه معصيتى پديد نيايد و جز در مسير فضايل حركت نكند. هواى حق را بر هواى دل ترجيح مى دهد و در اين راه به جائى مى رسد كه براى افراد عادى جامعه قابل تعليل نيست. همچون فردى عادى از پدر تقاضاى خدمتكارى مى كند، و برخلاف آن درخواست پيامبر خدا به او تسبيح ويژه اى براى تكبير و ستايش خدا مى آموزد، و فاطمه عليهاالسلام خداى را بر اين عطاى پيامبر سپاس مى گذارد.

عمل و رفتار فاطمه عليهاالسلام برخلاف مقتضاى تقوا نيست و بدين خاطر هرگز مرتكب امرى خلاف تقوى نيست، و هرگز اسير حرص و طمع نيست، از شأن و موقعيت خود، پدر، و همسر سوء استفاده نمى كند. در مسير خود دچار گمراهى و سردرگمى نمى شود.

- او راه تقوا را در پيش مى گيرد و در خور شأنى مى گردد كه خداى براى او راه دررو و نجات از مشكل را كه در قرآن وعده داده است فراهم مى سازد و من يَتّق اللَّه يَجْعَلَ لَهُ مَخْرَجاً [آيه 2 سوره طلاق] شما در عالم انسانى كدام زن را سراغ داريد كه در تقوا بتواند همدوش و همگام فاطمه عليهاالسلام باشد؟ پس وعده الهى درباره او محقق مى گردد.

- او سعى به هدايت طلبى و رهيابى مى كند و مى كوشد اهل هدايت و در معرض راهنمائى خدا واقع گردد. در نتيجه خداوند عوامل زيان و ضرربخشى گمراهان را از ساخت او دور مى دارد. عَلَيْكُمْ اَنْفُسَكُمْ لا يَضرِّكُمْ مَنْ ضَلّ اِذْ اِهْتَديتُم. [آيه 105 سوره مائده] و اين هم وعده ديگر خداوند است كه فاطمه عليهاالسلام خود را در معرض آن قرار مى دهد.

- و بالاخره او خود را با سر منشأ عزت و سرافرازى همگام مى كند و در نتيجه پيوند عزت براى او پديد آمده و مصداق اين آيه قرآن مى شود و للّه العِزَةَ وَ لِرَسُولِه وَ لِلمؤمنينَ در جنبه ايمان و باور داشت چه كسى در عالم زنان چون فاطمه عليهاالسلام است؟ پس حق است كه عزت و آبرومندى از آن او باشد.

بخاطر عصمتش و مقام علميش همه حركات و مواضعش بر اساس حكمت بالغه الهى و خود در اين جنبه نيز الگويى تام و تمام است. ديگران هم وظيفه تبعيت از راه و رسم او را دارند و هم خود موظفند در مسيرى قرار گيرند كه حاصل آن رشد و كمال و دستيابى به بصيرتى براى يافتن راه خود باشد.

آبرويش نزد خدا

فاطمه عليهاالسلام آن بنده اى است كه در نزد خدا آبروئى عظيم و پردامنه پيدا مى كند. تا حدى كه خداى به رضاى فاطمه عليهاالسلام خرسند و به غضب فاطمه عليهاالسلام غضبناك مى شود، اِنَّ اللَّه يَرْضَى لِرضاءِ فاطِمَة وَ يَغْضِبُ لِغَضَبَها [مناقب خوارزمى ج 1 ص 52] و نمونه همين سخن در آثار ديگر راويان از اهل شيعه و سنت زياد بچشم مى خورد. [مستدرك حاكم ج 3 ص

153- ص 113 الزهراء.]

به امام صادق عليه السلام گفتند كه برخى اين حديث را باور ندارند

- آيا قابل قبول است كه خداى از خشم فاطمه عليهاالسلام بخشم آيد؟ امام فرمود چرا باور نمى داريد؟ آيا شما باور نداريد كه خداى از خشم بنده مؤمن بخشم مى آيد؟ فاطمه عليهاالسلام نيز زنى با ايمان است و طبيعى است خداى از خشمش بخشم مى آيد. [ص 22 بحار ج 43.]

فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا و در سايه عبادت قرب و آبرو پيدا كرده و در مثال آبرومنديش اين بس كه براى او مائده اى آسمانى نازل مى شد آن هم، نه يكبار و دوبار، بلكه بصورتى مكرر. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بهمراه على مرتضى بر او وارد شدند در حاليكه هر دو بمانند فاطمه عليهاالسلام گرسنه بودند. ظرف غذائى گوارا در كنار او يافتند. پرسيدند اَنّى لكِ هذا؟ اين غذا از كجا پديد آمد؟ پاسخ داد مِنْ عندالله

- از جانب خدا. [ص 22 بحار ج 43.]

همچنين اين سخن از سلمان است كه گفت بهنگامى كه فاطمه عليهاالسلام در مسجد قصد نفرين كردن كرد و غضبناك شد. ديدم ديوارهاى مسجد مى لرزد. و امام باقر عليه السلام فرمود بخدا سوگند اگر فاطمه عليهاالسلام گيسو مى گشود و لب به نفرين باز مى كرد زمين اهل خود را فرومى برد و يا عذاب بر مردم نازل مى شد و اين حقيقتى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام فرمود: يا فاطِمَة اِن اله عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ وَ يَرْضى لِرِضاكِ [اسدالغابه ج 5 ص 522.]

مقام شفاعت

بخ