اطر آبرومنديش در پيشگاه خداوند فاطمه عليهاالسلام داراى مقام شفاعت است، و اين سخنى است كه پيامبر درباره اش فرموده بود: جَعَل اللَّه مهر فاطِمَة الزَّهراء شَفَاعَة المُذِنبينَ مِنْ اُمِّ اَبيها [زندگانى حضرت زهراء] خداوند مهر فاطمه زهرا عليهاالسلام را شفاعت گنكهكاران امت پدرش قرار داد. (البته بدان شرط كه لايق و در خور شفاعت گردند) امام باقر عليه السلام فرمود: در قيامت كنار آتش دوزخ، براى مادر ما فاطمه عليهاالسلام جايگاهى بلند است كه بمنظور شفاعت و نجات دوستان مى ايستد و گنهكاران به دختر پيامبر پناه مى برند

- و امام صادق عليه السلام هم در تأييد اين سخن فرمود معنى خير كثير همين است و او نفع بسيارى را بخاطر آبرومنديش در پيشگاه خدا متوجه امت مى سازد.

در اين ادعا جاى تعجب و استبعادى نيست. خداوند اين چنين مى كند كه به بنده اى مقام عزت و شفاعت مى بخشد، بدون اينكه بنده اى را در آن امر مستقل و يا خود را در اين جنبه خلع يد كند. برخلاف تصور گروهى كه آن را محال مى دانند اين دعوى مبناى قرآنى دارد بدينگونه كه: جانها بدست خداست (اللَّه يَتَوفى الاَنْفسَ حين مَوتِها [آيه 42 سوره زمر]) ولى آن را در اختيار فرشته مرگ قرار مى دهد بدون اينكه آن حق را از خود سلب كند (قُلْ يَتوفيّكُم مَلَك المَوت اللذى و كُلّ بِكُمْ [آيه 11 سوره سجده]

- در امر شفاعت (قُل للّه الشّفاعة جميعاً [آيه 44 سوره زمر.]

در عين حال به اين آيات توجه كنيد: مَنْ ذَاللذى يَشفَعُ عِندَه اِلّا باذنِهِ [آيه 255 سوره بقره]

- وَ لا يَشْفَعُونَ اِلّا لِمَن ارْتَضى. [آيه 28 سوره انبياء.]

ديگر مقامات

ما را توان آن نيست كه همه كمالات او را در اين محدوده ذكر كنيم. اوج رتبت و مقام او بحدى است كه هيچ پرنده تيزبالى به درك مقامش دست نمى يابد و چند بعدى بودن حياتش سبب مى شود كه اگر يك جنبه آن را مورد عنايت قرار دهيم از ديگر جنبه ها بازمى مانيم. ناگزير به صورت اشاره اى به مواردى از آنها را به صورت گذرا متذكر مى شويم:

- او از نور عظمت خدا خلق شده (لَاِنّ اللَّه تعالى خَلَقَها مِنْ نُورِ عَظمَتِه [ص 92 الزهراء]، حوراء انسيه است و نطفه ى او از ميوه بهشتى است. پيامبر بوى بهشت را از فاطمه عليهاالسلام مى شنيد [ص 20 رياحين الشريعه ج 1] شب قدر هزار ماه و فاطمه عليهاالسلام تأويل شب قدر است [ص 97 بحار ج 25]، محور اهل بيت است [با توجه به حديث كسا] از زنان برگزيده جهان است (سيدة نِساء اهلَ الْارضِ [بحار 43 ص 36.]) زهرا از صابرين است [ص 65 رياحين الشريعه ج 1] و بهشت براى فاطمه عليهالسلام خلق شده [ص 213 بحار ج 36] و داراى مقام شفاعت است [ص 203 رياحين ج 1]، با جبرئيل مراوده داشت، و براى او مائده نازل مى شد، خدا پيش از خلقت دنيويش امتحانش كرد و موفقش يافت، آبرومند نزد خداست، امانتدار خلفاى الهى است، مادر مهدى است و...

همانگونه كه ذكر شد ريشه و منشأ كمالات او عبادت، اطاعت و تسليم است. زهد و تقوا و امانتدارى تكليف و رعايت آن است. متعهد و مسؤول است، داراى وقار و استقامت است. غضب دارد و بى باك نيست، زبان دارد و اهل همز و لمز نيست. او زنى است كه موقعيت خود را عرصه تكليف يافته و آگاهانه و فضيلت مندانه در راه وصول به آن به پيش مى رود و هدفى جز جلب رضاى الهى ندارد.

درود بر فاطمه

شأن و مقام او را از سخنانى كه ديگران درباره ى او گفته اند، مخصوصاً حضرات معصومان عليهم السلام مى توان دريافت مثل درودهائى كه مرحوم مجلسى از زبان معصوم عليه السلام درباره او گفته است [تحفةالزائر] السَّلام عَلى نَفْسِ اللّه القائمة بالسُنَن السَلام عَلى نَفْسِ اللَّه العُليا، و شَجَرِة طُوبى، و سِدرة المُنْتَهى وَالمثَل الْاَعْلى و...

اما در اين قسمت مى خواهيم از زبان فردى غير معصوم درودى را درباره فاطمه عليهاالسلام نقل كنيم. محيى الدين عربى در كتاب مناقب براى هر يك از چهارده معصوم عليهم السلام خطبه اى دارد كه در آن شؤونى را از آن معصومان نقل مى كند. درباره فاطمه سلام الله عليها چنين مى سرايد: و َ صَلّ عَلَى الجَوهَرة القُدسيّةِ فى تَعيُّن الانسيَّةِ

- صُورَة النَفْسِ الكُلّيّةَ

- جَوادِ العالَم العَقْلِية

- بِضَعة الحَقيقة النَبوية مَطَلع الاَنوارِ العَلويَة

- عَيْنِ عُيُونِ الاَسرارِ الفاطِمية

- الناجِيَة المُنْجِية لِمُحّبيها عَنِ النّارِ، ثَمَرةِ. شَجَرة اليَقين، سيّدة نِساء العالَمينَ، المَعرُوفَة بالْقَدْرِ، الْمجهولِه بِالقَبْرِ، قُرَّةِ عَينِ الرَسُولِ، الزهراء البَتُولِ، عَلَيها الصلوة والسلام. 
151- سوره السجده ، 16.
152- اين قسمت روايت را پيش از اين ترجمه كرده ام . مترجم .
153- مكارم الاخلاق ، ج 1 ص 285 شماره هاى 882 و 883
- كافى جلد 5 ص 377 شماره 3: عدة من اصحابنا، عن احمد بن محمد، عن على بن الحكم ، عن معاوية بن وهب ، عن اءبى عبدالله الصادق عليه السلام : زوج رسول الله عليا فاطمة عليهم السلام على درع حطمية ، و كان فراشها اءهاب كبش ‍ يجعلان الصوف اذا اضطجعا تحت جنوبهما
- كافى ، ج 5 ص 377 شماره 1: عدة من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن اءحمد بن محمد بن اءبى نصر، عن عبدالكريم بن عمرو الخنثعمى ، عن ابن اءبى يعفور قال : سمعت اءباعبدالله يقول : ان عليا تزوج فاطمة عليهاالسلام على جرد برد و درع و فراش كان من اهاب كبش
- كافى ، ج 5 ص 377 و 378 شماره 5: عدة من اصحابنا، عن سهل بن زياد، عن محمد بن الوليد الخزاز، عن يونس بن يعقوب ، عن اءبى مريم الانصارى ، عن اءبى جعفر عليه السلام قال : كان صداق فاطمة جرد برد حبرة و درع حطمية ، و كان فراشها اهاب كبش يلقيانه و يفرشانه و ينامان عليه
154- كشف الغمة ، ج 1 ص 285
- المحتضر، ص 96
- مدينة المعاجز، ص 111
- ارجح المطالب ، ص 678
- مفتاح النجا، ص 31 / خطى مرعشى
- بحارالانوار، ج 41 ص 271 شماره 26، به نقل از الطرائف .
155- اقبال الاعمال ، ص 585.
156- كشف الغمة ، ج 1 ص 348.
157- مناقب خوارزمى ، ص 241.
158- و مراجعه شود به :
- السنن الكبرى ، ج 7 ص 234
- الموفقيات ، ص 374
- اسدالغابة ، ج 5 ص 27
- ذخائرالعقبى ، ص 27
- الثغور الباسمة ، ج 1 ص 28 و 29
- مسند حميدى ، ج 1 ص 22 شماره 38
- منتخب كنزالعمال ، ج 5 ص 100
- وسيلة المآل ، ص 81 / خطى .
159- كشف الغمة ، ج 1 ص 348.
160- سوره الفرقان ، 54.
161- سوره الرعد، 39.
162- مناقب خوارزمى ، ص 241.
163- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 127.
164- و مراجعه شود به :
- فرائدالسمطين ، ج 1 ص 89 شماره 59
- رشفة الصادى ، ص 9 / مصر
- ذخائرالعقبى ، ص 30
- صواعق المحرقة ، ص 84
- كفاية الطالب ، ص 289.
165- كشف الغمة ، ج 1 ص 350 و 349.
166- مناقب خوارزمى ، ص 337 شماره 358: اءخبرنى ابومنصور شهردار بن شيروية بن شهردار الديلمى اءخبرنى ابوعلى الحسن بن احمد الحداد، اخبرنا ابونعيم الحافظ، عن محمد بن عمر بن سلم ، عن محمد بن عمر بن خالد السفلى ، عن اءبيه ، عن محمد بن موسى ، عن الثورى ، عن الاعمش ، عن ابراهيم ، عن علقمة ، عن عبدالله بن مسعود قال :...
- تاريخ بغداد، ج 4 ص 128 شماره 1805: اءخبرنا الحسن بن ابوبكر، اخبرنا محمد بن الحسن بن مقسم العطار، حدثنا ابوعمرو اءحمد بن خالد، حدثنا ابى و اءخبرن