ول خدا صلى اللَّه عليه و آله على، فاطمه ، حسنين عليهم السلام را در زير عبائى كه خود هم در آن بود گرد آورد. و آيه تطهير را در شأن آنان خواند كه اِنَّما يُريد اللَّهُ لِيُذهب عَنْكُم الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وِ يُطَهَّرُكُمْ تطهيراً و دعا كرد و فرمود خداوندا اينان اهل بيت و آل محمدند درود و بركات خود را بر اينان قرار داده كه تو ستوده والا مقامى اين حديث كه شأن خاندان پيامبر، فاطمه زهرا عليهاالسلام، على و حسنين را نشان مى دهد از طرق مختلفى از شيعه و اهل سنت نقل شده است بنابر آنچه صاحب كتاب فاطمة الزهراء ذكر كرده است [ص

292- الرحمانى] نويسندگان حديث كسا بخط خود عبارتند از شيخ عبدالله بحرانى در كتاب العوالم العلوم، كه در آن خط بيش از 20 تن از علماى بزرگ مثل شهيد ثانى، علامه حلّى، فخرالمحققين، ابن شهر آشوب و ديگر افراد مورد وثوق گردآورى شده است.

اين حديث با 29 سلسله سند به جابر بن عبدالله انصارى مى رسد و افرادى چون علّامه حلى، طبرسى، شيخ طوسى، شيخ مفيد و امثالهم بر آن صحه گذارده اند كه صدق و اتقان سخن شأن جاى بحث و وسوسه اى نيست و جز اعتماد بر آن گزيرى نتواند بود.

- طبرى در تفسير الجامع البيان از 25 طريق، سيوطى در تفسير درّالمنثور از 20 طريق درباره اين حديث بحث كرده اند.

- و بنابر آنچه علامه سيد شهاب الدين تبريزى تحقيق كرده حديث كسا داراى سندى است كه او آنرا بدست آورده و در رساله اى كوچك به زبان فارسى آن را نگاشته است. [الذريعه ج 6 ص 378.]

اهميّت حديث و محوريت فاطمه

خداوند خواست حقيقت نورانى و ملكوتى اهل بيت را در حديث آشكار سازد و آنان را اشرف مخلوقات معرفى كند، و افضل موجودات، اينان اهل بيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله معرفى شدند و جان او، در زير آن عباى كوچك و محدود جهانى گرد آمده بودند. (لَيْسَ عَلى اله بِمُستنكِرِ

- اَنْ يَجَمَع العالَمَ فى واحِدٍ) و رسول خدا در محوريت و ارزش آنان از سوگندهاى غليظ استفاده كرده بود.

در كسا فاطمه عليهاالسلام محور و اول و آخر آنها بود

- معرفى جبرئيل از اهل كسا هم همين نكته را نشان مى دهد جبرئيل در معرفى آنها به اهل آسمان و فرشتگان عبارتى بدين شرح داشت: هُمْ فاطمة و اَبُوها، وَ بَعلها وَ بَنُوها.

در اين معرفى چنان است كه گوئى خداى هم دوست داشت نام فاطمه عليهاالسلام مكرراً ذكر شود و ترجمه عبارت فوق چنين است:

- فاطمه عليهاالسلام است و پدر فاطمه عليهاالسلام

- فاطمه عليهاالسلام است و شوهر فاطمه عليهاالسلام

- فاطمه عليهاالسلام است و فرزندان فاطمه عليهم السلام و محوريت تعريف روى او دور مى زند

- نام پيامبر و على و فرزندان يكبار مورد اشاره قرار گرفته و نام فاطمه عليهاالسلام چند بار

محور مباهله

مسيحيان نجران درباره حقانيت اسلام با پيامبر به بحث و جدال پرداختند و نتوانستند حقانيت اسلام را بپذيرند و يا خود را قانع كنند بر اين مقرر شد كه خاندان و عزيزان خود را در مجلسى گرد آورند و به نفرين گروهى كه ناحق است بپردازند. دعوت پيامبر چنين بود: و َ قُل تعالَوا، نَدَعُ اَبْنَائنا وَ اَبْنائَكُمْ

- وَ نِسائَنَا وَ نِسائكم

- و اَنْفَسنا وَ اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ بَنَهْتَلِ فَنَجْعَل لَعَنة اللَّه عَلى الكاذبينَ [آيه 61 سوره آل عمران] پيامبر براى حضور در آن مجلس على و فاطمه و حسنين عليهم السلام را بهمراه خود برگزيد و در اين آيه فاطمه عليهاالسلام:

- از جهتى مصداق فرزند پيامبر است انبائنا

- از ديدى مصداق نسائنا است و تنها زنى است. كه در جريان مباهله حاضر شده.

- و از ديد سوم مصداق انفسنا و نفس و جان پيامبر است.

- در مورد گزينش پيامبر اين عده را حديثى بدينگونه داريم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله

- لَو عَلَم الَّه تَعالى اَنَّ فِى الاَرض عِباداً اَكرَمُ مِنْ عَلى وَ فاطِمَة وَالحَسن وَالحُسين لامَرَنى اَنْ اَباهَل بِهِمْ وَلِكن اَمَرنى بِالْمُباهِلَه عَلى هؤلاءِ وَ هُمْ اَفضَلُ الخَلْقِ [ص 131 ينابيع الموده] اگر خداى تبارك و تعالى در روى زمين بندگانى گراميتر از على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام سراغ مى داشت به من دستور مى داد كه با آنها به مباهله بپردازم ولى او مرا به مباهله فرمان داد بهمراهى اين گروه و اينان برترين آفريدگان خدايند.

محور امامت

فاطمه عليهاالسلام محور امامت است. خداوند به او مژده داد كه از نسلش 11 ذريه پاك و امام پديد آيد كه همه هدايتگر دوران خود مى باشند. [دلايل الامامه ابن جرير ص 18.] ام الائمه است و ام الازهار (مادر شكوفه ها و گلهاى اسلام) و هم امّ انوار الائمه نام دارد زيرا كه نور امامان از او مشتق است.

او حامل سر مستودع خدا، ولى امر و بقيةاله است. در دعاى حاجتى كه به اسم اوست چنين مى خوانيم: اللّهم اِنّى اَسْألُكَ بِحَقِ فاطِمَة وَ اَبيها، وَ بعلَها و بنيها، والسِّرُ المُستودَعِ فِيها

-اَنْ تُصَلِى عَلى مُحَمد و آلِ محمّد صلى اللَّه عليه و آله وَ اَنْ تَفْعَلَ بِى ما اَنتَ اَهلُهُ

- وَ اَنْ تَقِضَى حوائجى [ص 134 منتهى الآمال ج 1]

- خداوندا از تو مسألت دارم كه بحق فاطمه عليهاالسلام و پدرش، و شوهر و فرزندانش، و سر وديعه نهاده در او، كه بر محمد صلى اللَّه عليه و آله و آلش درود فرستى، و آنچه خود اهل سزاوار آنى برايم انجام دهى و حوائجم را برآورده سازى.

فاطمه عليهاالسلام آن زنى است كه نور امامان از او پديد آمده و تداوم يافت. در زيارتش مى خوانيم:

- حليفهِ الوَرَع وَالزّهدِ

- و تفاحة الفِرْدَوْسِ

- وَالخلْدِ اللَتى شَرَفَ مَولَدها بِنساءِ الجنَّة

- وَ سَلَلت مِنْها اَنْوار الاَئمة وَ اَزجت دُونَهَا حِجابُ النُبوّة و... [تحفةالزائر

- مجلسى] و بدين سان او امامت اسلام را به تاريخ بشريت و به انبياى گذشته الهى پيوند مى دهد. روايات در اين زمينه بسيارند و مورد ديگرى را به اين شرح ذكر مى كنيم: قالَ رَسُول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فاطمَة بَهْجةُ قَلبى و اَبناها ثَمَرَةَ فؤادِى وَ بعلها نُورْ بصرى

- وَ الائمة مِنْ وُلدها اُمَناء رَبّى وَ حَبُْلُه المُمُدودِ بَيْنَه وَ بَيْنِ خَلْقِهِ... [ص 66 فرائد السمطين ج 2 به نقل از امام حسين عليه السلام] پيامبر فرمود فاطمه عليهاالسلام مايه روشنائى دل من است و فرزندانش ميوه دل من هستند و شوهر او نور چشم من است و امامان از فرزندان او امناى پروردگار من اند، و رشته ممدود خدا بين او و خلق خدايند...

محور سادات

فاطمه عليهاالسلام محور سادات است. مليونها نفر در جهان بشريت زندگى مى كنند كه شجره حسب و نسب شان به فاطمه عليهاالسلام پيوند مى خوردند. با آنهمه دشوارى و مشكلتراشى خصم در سر راه رشد خاندان پيامبر و با آنهمه محدوديت ها كه در ارتباط با آنان پديد آوردند باز هم نسل او بميزان و حدودى است كه يك فاميل چند مليون نفرى را تشكيل داده و همه آنها از دامان فاطمه عليهاالسلام بوجود آمدند. چه بسيار از آنان كه ستارگان درخشان اين امت در علم و تقوا بوده اند.

نوع سادات جهان امروز را در نظر آور