لام جان، تو از منى و من از توأم، تو مرا پدر صدا كن كه مرا خوشتر مى آيد. اَنْتِ قَولى يا اَبَه، فَاِنَّها اَحْيى لِلقَلْبِ وَ اَرْضى لِلرَّبِ [ص 367 مناقب ابن مغازلى.]

علاقه پدر به او

محبت و علاقه فاطمه عليهاالسلام و پدر دو طرفه بود. رسول خدا هم او را شديداً دوست مى داشت و كلمات و عباراتى كه درباره او بكار مى برد حكايت از اين علاقه دارد. تاريخ فريقين پر است از اينگونه كلمات كه ذيلاً ذكر مى شود:

-فاطِمَة بِضْعَةٌ مِنى [حليه الاولياء ج 2 ص 41.] فاطمه عليهاالسلام پاره تن من است

- هِىَ نُورْ عَيْنى [فضيله الزهراء] فاطمه عليهاالسلام نور چشم من است

- فَاطِمَة ثَمَرَه فوأدِى [فضيله الزهراء] فاطمه عليهاالسلام ميوه دل من است

- فَاطِمَة روحِى اللَّتى بَيْنَ جَنْبَى [مستدرك ج 3 ص 184.] فاطمه عليهاالسلام روح و جان من است

- وَ هِىَ قلبى [مستدرك ج 3 ص 184.] فاطمه عليهاالسلام دل و قلب من است.

- گاهى در جنبه محبت به او رفتار خلاف با فاطمه عليهاالسلام را زشت مى شمرد مثلاً مى فرمود هر كه او را غضبناك كند مرا بغضب آورده است. (فَمَن اَغَضَبَها اَغْضَبَنى [صحيح بخارى جزء 5 ص 26.])

- هر كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده (فَمَن آذاها فَقَد آذانى [ص 87 الزهراء]) آزاركننده فاطمه عليهاالسلام آزاررسان به پيامبر و مورد لعنت خداست [جزء 7 صحيح مسلم ص 141]

- هر كه فاطمه عليهاالسلام را شاد كند مرا شاد كرده هر كه فاطمه عليهاالسلام را نگران كند مرا نگران كرده

- و يُبْسِطُنى ما يُبْسِطُها وَ يَريبُنى مارأَبَهَا و... نمونه اين روايات فراوانند.

نمونه عملى اين محبت

امام صادق عليه السلام فرمايد كانَ النَّبى لا يَنام لَيْلَةً حَتى يُقْبلُّ فاطِمَه [فاطمه عليهاالسلام الزهراء] عليهاالسلام رسول خدا هيچ شبى به خواب نمى رفت جز اينكه نخست فاطمه عليهاالسلام را ببوسد. و يا اين سخن معروف را همه مى دانيم كهع وقتى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به سفر مى رفت فاطمه عليهاالسلام آخرين كسى بود كه پيامبر با او خداحافظى مى كرد و وقتى كه از سفر برمى گشت فاطمه عليهاالسلام نخستين كسى بود كه پيامبر با او ديدار مى نمود. [فضائل الخمسه ج 3 ص 133.]

نمونه هاى ابزار علاقه پيامبر به فاطمه عليهاالسلام در كتب مختلفى ذكر شده اند كه نويسندگان آنها اغلب از اهل سنت و جماعت هستند مثل نسائى در خصايص خود (ص 35) بخارى در صحيح خود (ج 2 ص 60) مسلم در صحيح خود (ج 2 ص 339) و...

مطالعه در روش و طرز برخورد پيامبر با فاطمه عليهاالسلام نشان مى دهد كه رسول خدا در پى يافتن كلمات و عباراتى بود كه درجه واقعى محبت او را به فاطمه عليهاالسلام نشان دهد، كلماتى كه حجت آور براى خصم باشد و موقعيت فاطمه عليهاالسلام را تحكيم بخشد و به قول و فعل فاطمه عليهاالسلام را تحكيم بخشد و به قول و فعل فاطمه عليهاالسلام سنديت دهد تا در آينده وسيله اى براى اثبات حقانيت او باشد.

احترام به فاطمه

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله براى فاطمه عليهاالسلام حرمتى بسيار قائل بودند. شنيديد كه دست فاطمه عليهاالسلام را مى بوسيد و مى فرمود از فاطمه عليهاالسلام بوى بهشت مى شنوم و اين نهايت احترام پيامبر را به فاطمه عليهاالسلام نشان مى دهد و البته فاطمه عليهاالسلام چنان عمل مى كرد كه در شأن چنين حرمت گذارى قرار مى گرفت و اين از ديدى مى تواند امرى طبيعى باشد و هم رسول خدا به احترام ورودش از جاى برمى خاست و او را در كنار خود مى نشاند، بهنگام داخل شدن در خانه از او استقبال مى كرد و بهنگام خروج از خانه او را بدرقه مى نمود و اين سخن عايشه است كه گفته بود: هيچ زنى به اندازه فاطمه عليهاالسلام نزد پيامبر عزيزتر و محترم تر نبود. [كافى ج 1 ص 460.]

پيامبر در برخوردها با فاطمه عليهاالسلام و يا بهنگام ورودش بر او سلام مى كرد و به او خوشامد و مرحبا مى گفت [ص 132 منتهى الآمال ج 1] درباره او دعا مى كرد و درباره ذريه و همسر او نيز دعاهائى داشت و اين رفتار يكباره اى پيامبر بود كه امرى بود بطور مكرر انجام مى شد

- بگونه اى هيچگاه رسول خدا را نمى يافتى كه مشيى خلاف آن داشته باشد. تا زه سه روز از عروسى فاطمه عليهاالسلام مى گذشت كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله جدائى او را تحمل نتوانست كرد. به ديدن فاطمه عليهاالسلام رفت، در كنار او و على عليه السلام نشست. احوالشان را پرسيد با آنها حرف زد، زن و شوهر را دعا كرد، فضيلت آنها را برايشان برشمرد و برخاست و بخانه برگشت.

گفتيم كه او دخترش را مى بوسيد و اين كار موجب تعجب بود و روزى پرسيد با اينكه فاطمه عليهاالسلام بزرگ شده و شوهر دارد او را مى بوسى؟ پيامبر فرمود اگر مى دانستى چرا فاطمه عليهاالسلام را دوست دارم تعجب تو نسبت به او زيادتر مى شد. آرى من هر وقت مشتاق بهشت مى شوم فاطمه عليهاالسلام را مى بوسم من از فاطمه عليهاالسلام بوى بهشت را مى شنوم.

رمز و راز محبت

گفتيم كه اين محبت تا سر حد شيفتگى است و داراى رنگ عاطفى تنها و يا رنگ رابطه پدر با دختر نيست كه عامل معنوى و الهى در آن كاملاً بچشم مى خورد. رنگ وارث بودن و حامل رسالت بودن پيامبر هم در آن وجود دارد. فاطمه عليهاالسلام وارث انبياء و حامل آثار رسالت الهى است، خدمات و زحمات رسول خدا او را مثمر ثمر مى سازد و نيز ذريه طيبه او هم چنين پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام محبت دارد از آن بابت كه او بنده كامل خداوند است، عابده و زاهده است و نمونه عالى مكتب اوست و الگوى يك زن كامل و اسلامى، مؤمنه اى راستين در آئين اوست و اين خود موجب پيوندى معنوى است نه تنها براى فاطمه عليهاالسلام كه گاهى سلمان هم اهل البيت مى شود. (اَلْسَلْمانُ مِنَّا اَهْلُ الْبَيْت) پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حق دارد كه به او علاقه بسيار داشته باشد. كدام مؤمن به اسلام چون فاطمه عليهاالسلام مى تواند باشد؟ و كدام مؤمن است كه در راه دفاع از اسلام و اثبات حقانيت پيامبر و خليفه اش حاضر باشد كتك بخورد؟ ضربه تازيانه را بر بازو تحمل كند؟ سيلى بخورد؟ فرزند سقط كند؟ و آگاهانه و با بصيرت به استقبال اين صدمه برود؟ در پاسخ كسى كه به پيامبر گفته بود تو با هيچيك از دختران خود چون فاطمه عليهاالسلام محبت و رأفت نداشتى فرمود تو حق دارى كه راز آن را ندانى چون فاطمه عليهاالسلام را نمى شناسى

- فاطمه عليهاالسلام كارى خلاف رضاى خدا انجام نمى دهد... در جاى ديگر فرمود كه فاطمه عليهاالسلام سرمايه گذارى هاى مرا به ثمر مى رساند، تحمل زجرهاى من را به نتيجه منجر مى سازد، او عامل بقاى دين من است، سبب حفظ نظام و سنت من است و...

فاطمه و مرگ پدر

فاطمه عليهاالسلام شبى پس از حجةالوداع پيامبر را در خواب ديد كه قرآن در دست دارد و سرگرم خواندن است ولى ناگهان قرآن از دستش فروافتاده و مفقود شده بود وحشت زده از خواب جست و آن را براى پدر نقل كرد. پيامبر فرمود دخترم من آن قرآنم كه به همين زودى از نظرها ناپديد خواهم شد و فاطمه عليهاالسلام گريست. [ص 239 رياحين الشريعه ج 1.]

پيامبر صلى اللَّه