ه السلام پرسيد براى ازدواج چه دارد؟ گفت شمشيرى، زرهى، و شترى آبكش، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود شمشير براى مرد جهاد و قدرت لازم است، شتر نيز براى گذران معيشت بايد باشد

- ولى براى آنكس كه از مرگ نهراسد زره به چه كار آيد؟ فرمود زره را بفروشد و باقى را نگه دارد. [كفاية الطالب گنجى شافعى.]

على عليه السلام زره را به 480 درهم [ص 132 الزهراء] يا 500 درهم فروخت [ص 35 دلائل الامامه] و آن را براى ازدواج در اختيار گرفت. البته زندگى على عليه السلام در بين مردم مدينه كمى پائين تر از حد متوسط بود و در واقع مى توان او را جزء طبقه ضعيف و فقير بحساب آورد.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بخشى از آن را به بلال داد كه بوى خوش بخرد، بخشى را به ابوبكر داد كه با آن آنچه را دخترم نياز دارد بخر والباقى هم براى ديگر هزينه ها نگه داشتند و عمار ياسر و چند تن ديگر را با ابوبكر همراه كرد كه صوابديد هم تهيه جهاز ببينند.

صورت جهيزيه

اينكه براى فاطمه عليهاالسلام چه چيزهائى تهيه شد و بهاى آنها چقدر بود روايات مختلف است. ما در اين بحث سعى كرديم جامعترين ليستى را كه در اين زمينه تهيه شده است عرضه كنيم و آنها عبارت بودند از:

- يك پيراهن

- يك روسرى

- يك چادر سياه خيبرى

- يك تخت طناب پيچ كه طنابش از پوست خرما بود

- دو عدد تشك با روكش كتان مصرى كه در داخل يك ليف خرما بود و در ديگرى پشم گوسفند. چهار بالش، با روكش چرم طائف و پر شده از پوشال علفهاى خوشبو

- پرده نازك پشمى، حصير بافت هجر (از روستاى بحرى) آسياب دستى، طشت مسى، مشك آب چرمى قدح چوبى براى شير، ظرف آب آشاميدنى، آفتابه اى قيراندود، خم سبز رنگ، چند كوزه سفالين، سفره اى چرمى، عباى فطوانى، محفظه آب [ص 137 الزهراء - محسن امين.].. و سايل و ابزار بعنوان جهيزيه همين ها بودند، در برخى از اسناد مختصر تفاوتى ممكن است بچشم بخورد كه چندان قابل ذكر نيستند و بهاى آن را برخى تا حدود 63 نوشتند. [ص 68 الزهراء - محسن امين.]

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جهيزيه را ديد و با دست خود آنها را زير و رو كرد فرمود خداوند آن را به اهل بيت مبارك گرداند [ص 94 بحار ج 43] در سخنى ديگر آمده است كه فرمود اللّهم بارِك لِقَوْم جُل آنيتهم الخَزَف و... [ص 107 فاطمه الزهراء. عليهاالسلام] و اين حكايت از ناچيزى و بى قدرى جهيزيه داشت و اين خود درسى است براى همه كسانى كه در آستانه ازدواجند و از فقر خود نگران كه از فاطمه عليهاالسلام سرمشق گيرند و به حداقل جهيزيه قانع باشند. 
عقد و مهر

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به مسجد رفت و عقد على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام را در مسجد خواند. خطاب به مردم كه خداى مرا امر كرد كه فاطمه عليهاالسلام را همسر على عليه السلام قرار دهم. هم اكنون به امر حق فاطمه عليهاالسلام را به عقد على عليه السلام درآوردم با مهريه 400 درهم (برخى تا 500 درهم نوشته اند) [مناقب ج 3 ص 351] على عليه السلام جان آيا رضايت دارى؟ على عليه السلام عرض كرد از رسول خدا اطاعت مى كنم و كاملاً رضايت دارم.

در مورد عقد او كه در آسمانها بسته شده و مورد امريه خداوند مطالب پردامنه اى نوشته شده و نويسندگان در اين مورد داد سخن داده اند و حتى از تزيين بهشت، از شادمانى اهل آسمانها، از نسل پاكى كه از آنها پديد مى آيد بحث كرده اند. [روضة الواعظين ج 1 ص 146.]

رسول خدا در اين مورد خطبه اى خواند و در آن پس از حمد و ثناى خدا مسأله ازدواج را ستود و آن را بعنوان يك امرى الهى معرفى كرد. و از على عليه السلام هم خواست خطبه اى بخواند و على عليه السلام چنان كرد و رسول خدا آن را پسنديد [مناقب ج 3 ص 350] و سپس رسول خدا دعائى كرد بدين سان كه خداوندا عترت هاديه را از نسل على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام قرار ده (اللَّهم فَاجْعَل عِترَتِى الْهادِيَه مِن عَلىٍ عليه السلام وَ فاطِمة [دلايل الامايه ص 23] عليهاالسلام) در روايتى آمده است كه رسول خدا پس از خواندن عقد چنين دعا كرد: جَمَعَ اللَّه شْملكُما وَ اَسعد جدِّكُما وَ بَارك اللَّه عَلَيْكُما، وَ اَخرج مِنْكما نسلاً كثيراً طيباً [تا ريخ الخميس ج 1 ص 408] خداوند انس و الفتى دهد و زندگى تان را خوش و سعادتمندانه كند و اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و از شما نسلى بسيار و طيب و پاكيزه پديد آورد.

جشن و وليمه

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دستور داد و به على عليه السلام گفت برو غذائى تهيه كن، گوشت و نان از شما، خرما و روغن از ما و مردم را به احترام فاطمه عليهاالسلام دعوت كن: على عليه السلام گويد به مسجد رفتم و فرياد زدم وليمه فاطمه عليهاالسلام را بپذيريد در اين وليمه جمع عظيمى از دوست و دشمن، فقير و غنى حضور يافتند.

زمان ازدواج فرارسيد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار دستور داد همراه فاطمه عليهاالسلام به خانه على عليه السلام بروند و در راه شادمانى كنند و شعرهاى شاد بخوانند و هم فرمود در شب عروسى فاطمه عليهاالسلام مواظب باشيد گناهى واقع نشود و فاطمه عليهاالسلام را با الله اكبر به خانه داماد ببريد [ص 68 الزهراء مظاهرى.]

زمام مركب بدست سلمان بود، مردان فاميل به دنبال آن و زنان به دنبال آنها. صداى هلهله و تكبير بلند بود. زنان به صورت دسته جمعى و همصدا اشعارى مى خواندند كه مفهوم آن مدح فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام بود مثل اين شعر: فَاطِمَة خَيرَ نِساء البَشَر وَ مَن لَها وَجْهُ لوجه الْقَمر

- زوّجك الله فتىً فاضلاً اَغنى علياً خَيرَ مَنْ فى الحِضَرَ... فاطمه عليهاالسلام بهترين زنان در نسل آدمى است. كيست كه چون او چهره ماه تابان داشته باشد. خداوند او را به ازدواج جوان فاضلى چون على عليه السلام درآورد كه بهترين جوان روى زمين است...

مراسم دست به دست دادن

همه به خانه على عليه السلام رفتند

- پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را در كنار خود نشاند. مجلس را خلوت كرد. نقاب از چهره فاطمه عليهاالسلام برداشت كه على عليه السلام همسرت را تماشا كن. دست فاطمه عليهاالسلام را به دست على عليه السلام داد و گفت: با على عليه السلام خداوند زوجيت فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را بر تو مبارك گرداند. فاطمه عليهاالسلام خوب همسرى است. بارَكَ اللَّه لَكَ فى اِبنَةِ الرَسُولِ يا عَلِى عليه السلام نِغَمِ الزَوجة فاطمَه عليهاالسلام. و دست على عليه السلام را در دست فاطمه عليهاالسلام داد و فرمود فاطمه عليهاالسلام جان على عليه السلام شوهر خوبى است. نِغْمَ الْبَعلُ عَلِى عليه السلام. در مورد وديعه بودن اين د و در دست هم سخن گفت [ص 74 رياحين الشريعه ج 1] و به آنها سفارش هاى بسيارى كرد. به على عليه السلام فرمود: على عليه السلام جان به مثل فاطمه عليهاالسلام همانندى براى تو پيدا نمى شود. و تو اى فاطمه عليهاالسلام براى تو نيز همتا و همشأنى بسان على عليه السلام خداوند نيافريده است. [ج 2- كافى ص 360] دخترم به سخنان مردم گوش فرامده و از فقر همسر