دانند محيط رنگ ده شخصيت و سازنده خلق و خوى آدمى است و اثر آن را تا بدان حد مهم دانسته اند كه گفته اند انسان است و محيط او. دامنه محيط وسيع و شامل محيط خانه كه مهم است، محيط دامن مادر و پدر كه از آن مهمتر است ، محيط اجتماعى، شرايط و جوّ بيرون و... و زنى است كه محيط خانه را مدرسه مى سازد و در آن برنامه هاى تربيت اسلامى را پياده مى كند در كلاس خانه اش موضوع تربيت فرزندانند و هدف او انسان پرورى و شهيدپرورى، برنامه اش قرآن است و سنت، معلمانش رسول الله است و على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام، شيوه آن مهر و محبت است و ارج گذارى به وجود فرزندان.

آرى خانه فاطمه عليهاالسلام كلاس عالى تربيت است، كلاسى است پر از شور و اخلاص جوّ آن سراسر ايمان پايه هاى آن، حركت، فضيلت، مقصد آن شهامت آفرينى، تحت نظارت و رهبرى مستقيم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و دامن عفيف و پرعزت فاطمه عليهاالسلام طريقه آن و آموزش هاى صحيح، و تلاش در آن براى انتقال ميراث پيامبران، و طبيعى است كه در آن افرادى پديد آيند مهذّب، بى آلايش و معصوم، وارثان آدم تا خاتم، ثارالله، متعهد و مسؤول، انسان دوست و متعهد، و در راه خدا و در كار جلب رضاى خدا.

2- اصول و ضوابط: در اين كلاس و مدرسه اصول و ضوابطى حاكمند كه همه آنها از جانب خدايند و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صادق و مصدق آنها را ذكر كرده و فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام دو شاگرد مهم و دور كن اين امت آنها را مورد عنايت و استفاده قرار داده و بمرحله اجرا و عمل مى گذارند.

تربيت بر اساس اصل توحيد است و ضابطه ايمان و باورى راستين، اصل جرأت دهى و با شهامت سازى در اين خانه حاكم است، اصل اخلاق و انضباء اصل تقوا و پاكدامنى، اصل غلبه حق بر هواى نفس، ترجيح همسايه بر خانه، ترجيح معنى بر ماده...

خانه او خانه زهد است بگونه اى كه دنيا آنها را نفريبد و مالك وجودشان نگردد، بلكه خود مالك دنيا باشند، زرق و برق هاى ظاهرى در آن ارزش نداشته باشد. آنچه مهم است و مى ارزد، رضاى خداوند است و همه افرادى كه در اين خانه اند بر اين اساس و در مسير اين هدف زندگى مى كنند.

همچنين در اين خانه اصل هماهنگى بين زن و شوهر در تربيت فرزندان وجود دارد، اصل اعتدال در امور، اصل سلطه ايمان، اصل غلبه اخلاق انسانى بر خواسته هاى حيوانى حكومت مى كند و مبانى اسلام راستين مورد توجه است و سعى در اعمال اراده خداوندى و همسانى مشيت خود با مشيت خداوند.

3- شيوه ها و روش: فاطمه عليهاالسلام يك مادر است و مادرى از سوئى مركب از دو عنصر است عنصر نوازش، عنصر مهربانى و فاطمه عليهاالسلام اين هر دو را به حد كمال واجد است و اين خود زمينه را براى تربيت خوب فرزندان فراهم مى سازد. روح مادرانه فاطمه عليهاالسلام و عطوفت و غم خوارانه او خود سبب پيروى فرزندان است و فاطمه عليهاالسلام از اين بابت مصداق اين سخن پيامبر است كه:

- خَيْرٌ نِسائِكُم الطَفُهنَ بِاَزواجِهنَّ وَ اَرحَمُّهنّ بِاوْلادِهنّ [حديث نبوى]

- بهترين زنان شما كسانى هستند كه به همسرشان لطيف تر و مهربانتر و به فرزندان خود رحيم تر باشند. يا مصداق حديث ديگر كه بهترين زنان شما كسانى هستند كه زاينده و زايا، سرپرست و والى، شيرده به فرزندان، دلسوز به آنان، و علاقمند به همسر خود باشند: خَيْرَ نسائكم حامِلاتٌ، والداتٌ، مُرضعاتٌ، رَحِماتٌ بِاوْلادِهنَّ، مايِلاتٌ اِلى اَزْواجهنّ [حديث نبوى] فاطمه عليهاالسلام با فرزندان خود همدم و هم انس است. كارهاى شان را زير نظر دارد و در موارد لازم به آنان تذكر مى دهد و يا در مورد كارشان داورى مى كند. حسنين خط مى نويسند نزد مادر مى آورند كه بگويد خط كدامشان بهتر است. مادر براى اينكه دلها را نشكند آنها را بنزد پيامبر مى فرستد و رسول خدا مجدداً آنها را نزد فاطمه عليهاالسلام برمى گرداند. عليهاالسلام فاطمه رشته گردن بند را به زمين مى ريزد كه هر كدام بيشتر جمع كردند خط او بهتر است. [بحار 104 ص 309.]

درس ها

در مكتب تربيتى فاطمه عليهاالسلام درس هاى گوناگون است درس اخلاق، درس زندگى، درس روابط با انسانها، درس حركت آفرينى، درس موج سازى و قيام، درس حمايت از مظلوم، درس مبارزه با ظالم، درس ديندارى و دين خواهى و... و ما براى نمونه از سه گونه درس او نام مى بريم:

1- درس اخلاق: فاطمه عليهاالسلام سعى دارد كه اخلاق اسلامى را عملاً به فرزندان بياموزد. اخلاقى كه در آن جرأت و شجاعت، عفو در عين قدرت، گذشت و ايثار باشد. فاطمه عليهاالسلام به فرزندان درس محبت داد، درس نيكوكارى داد، درس وفادارى به هدف مشروع داد و همچنين درس رشادت، خلوص، تعاون، حرّيت، احسان، صفا تقوى و همه درسهائى كه انسانيت به آنها مفتخر است.

فاطمه عليهاالسلام پايه هاى اخلاق انسانى و رشادت و جرأت را در فرزندان چنان تحكيم كرد كه حسين بن على عليه السلام در روز عاشورا در رمز عدم قبول ذلّت مى فرمايد، خداوند و رسول او به ذلّت اين بيعت رضايت ندارند. دامن هائى كه در آن پرورده شدم (دامن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله على مرتضى، عليه السلام فاطمه زهرا عليهاالسلام) اجازه قبول اين ننگ را به من نمى دهد.

اخلاق فاطمه عليهاالسلام اخلاق الهى بود، اخلاق سرافرازى و احساس غرور بخاطر بندگى خدا بود، اخلاق عزتمندى و جلال و شكوه خداوندى بود، فرزندانش همان ها را گرفتند و در مسير زندگى حال و آينده خود بكار بستند. در دوران اسارت خاندان فاطمه عليهاالسلام بعد از واقعه كربلا ديديم كه چگونه در عين اسارت احساس سرافرازى داشتند و لقمه نان دونان را نخوردند و حتى اجازه نداد فرزندان و كودكانشان نيز در عين گرسنگى از آن صدقات استفاده كنند.

2- درس بندگى خدا: فاطمه عليهاالسلام به فرزندان خود عملاً ياد داد كه چگونه خداى را بندگى كنند و چگونه مطيع و تسليم اوامر او باشند. و اين كار از راه تمرين عملى عبادت بود. زيرا فاطمه عليهاالسلام خود عابده اى بى مانند و در مقام وجودش پرستش كرده و فرزندانش، چه بسا كه در نيمه هاى شب شاهد حالات او بودند.

روح عبادت چنان در وجود فرزندانش ريشه دوانده بود كه هيچ گامى برنمى داشتند جز بر اساس قاعده و ضابطه عبادت. آنها بدرجه اى از رشد عبادى رسيده بودند كه به دنبال عبادت مرجّحه مى رفتند. در حال اعتكاف و در شرف خاتمه دادن آن بودند، ولى رسيدگى به مشكل مردم را از آن مهمتر دانسته و ترك اعتكاف گفتند. [داستان اعتكاف امام حسين عليه السلام و مراجعه يك نيازمند.] و يا داستان نماز شب زينب در شب يازدهم ماه محرم، آنخم در حالى كه برادران و عزيزان، و حتى فرزندان خود را در واقعه كربلا از دست داده، يكه و تنهاست در برابر آن همه مصائب، خيمه هاى آتش زده ولى صاحب را شاهد است و ماجرا خود چيزى شبيه به افسانه است. مصائب و اتفاقات او را از نماز شب بازنمى دارند او توان جسمى نداشته ولى به صورت نشسته آن را انجام داد.

3- درس زندگى سازى: و بالاخره فاطمه عليهاالسلام به فرزندان مفهوم حيات و رمز و راز زندگى را آموخت. و ب