 آنها ياد داد كه گاهى زندگى و عزتمندى آن پس از مرگ است و زمانى در دوران آن. اصل برداشتن هدف معقول در زندگى است كه بفهمد چرا بايد كار كرد و چرا بايد جنگيد و چرا صلح؟ و اصولاً رمز و ملاك انديشيده زيستن در چيست؟ او كوشيد محيط خانه را ميدانى سازد براى عمل كردن تعاليم اسلام و تحقق بخشيدن به آرمانهاى مقدس نبى اكرم صلى اللَّه عليه و آله. به فرزندان آمادگى فكر و تعقلى داد و كوشيد حياتشان را عقيدتى سازد. درس متانت در عين جهاد، درس قناعت، در عين وفور، درس تحمل در عين توان پيشروى، درس ايثار در عين نيازمندى شخصى، درس نظم در عين دشوارى و گرفتارى، درس حق دوستى و حق طلبى در عين تحمل مرارتهاى ناشيه از آن... اينها همه از مسائلى هستند كه فاطمه عليهاالسلام آنها را به فرزندان خود آموخت.

اينكه در خانواده ها شخصيت هاى اصلى پديد مى آيند بدان خاطر است كه نظامات اصلى درباره آنها پياده و اعمال مى گردد. فاطمه عليهاالسلام نظام اسلامى تربيت را درباره فرزندان پياده كرد و در نتيجه هر كدام چون دنيائى شدند كه در زندگى آينده و تاريخى اسلام نقش هاى مفيد و مثمر ثمرى را پياده كردند.

تربيت در عين كار

اين همه كوشش دقت گذارى فاطمه عليهاالسلام درباره فرزندان بخاطر آن نبود كه او را فراغى و آسايشى فوق العاده بود. او اين خدمات را در كنار ديگر مشاغل شخصى و اجتماعى، آن هم در آن برهه از زمان انجام داد. داشتن تصويرى از وضع حيات در آن روزگار، مخصوصاً در دورانى كه فقر و نادارى هم حكومت كند خود عظمت كار او را بيشتر نشان مى دهد.

او زنى است جوان، مادر چند كودك خردسال، در خانه اى زندگى مى كند كه محقر است، آب را از بيرون بايد به خانه بياورد و از مسافتى نسبتاً دور، گندم يا جو را بايد شخصاً با دستاس آرد كند، خود بايد آن را خمير كند، و نان بپزد، خود بايد لباس خود و فرزندان را بشويد، با هيزم آتش درست كند، و با دهان در آن بدمد تا آتش شعله ور گردد، خود خانه را جارو كند، شمشير خونين على عليه السلام را بشويد، محيط را براى آرامش على عليه السلام ساكت سازد. به زنان مدينه درس و مسأله دينى بياموزد، گاهى هم به زخم بندى مجروحان جنگى بپردازد، كارهاى دستى چون پشم ريسى را انجام دهد تا كمكى براى زندگى مشترك باشد، به حق طلبى برود، به مبارزه بپردازد و...

فاطمه عليهاالسلام نشان داد كه انجام وظايف مادرى با آن امور متناقض نيست، در عين كثرت مشغله مى توان فرزندانى شايسته تربيت كرد و بگفته دكتر بنت الشاطى ء مى توان چون چشمه اى شد كه از سينه كوهى بجوشد و با خود هزاران گوى و گوهر زرين و سيمين بيرون بريزد، پذيرش خدمات خانوادگى مانع از خدمات اجتماعى و سياسى نيست و بالعكس. 
حاصل تربيت

حاصل تربيت فاطمه عليهاالسلام در محيط خانه، فرزندان است صاحب فضيلت هاى بسيار و متعدد و در محيط بيرون، زنانى است عفيفه و كم نظير كه هر كدام چراغ و مشعل هدايتى براى ديگر زنان در دنياى اسلام بودند. اما در آنچه كه به فزندان مربوط مى شود اصل تربيت فاطمه عليهاالسلام را لااقل از سه ديد بررسى مى كنيم.

1- در جنبه شخصيت: او فرزندانى تربيت كرد كه هر كدام از آنها در جنبه شخصيتى انسانهائى آزاد، مستقل، با روحيه، و داراى سلوك و رفتارى هستند كه توجه به هر كدام از آنها آدمى را به ياد آيه آيه هاى قرآن مى اندازد. به دست نورانى فاطمه عليهاالسالم شير مردان و شير زنان شجاع، با عرضه و قهرمان پديد آمدند، كه داراى عزت نفس، اعتماد بنفس و به دور از فرومايگى و تن دادن به ذلت ها بودند.

فرزندان فاطمه عليهاالسلام همگى شجاع، با اراده، از نظر روحى قوى، فدائى اسلام و قرآن بودند. اين درك و اراده را داشتند كه در مواقع حساس به يارى انسانهاى مظلوم و اسلام مظلومتر بشتابند. كسانى بودند كه آخرين قطره خون را دادند ولى در برابر ناحقى و ستم سر فرود نياوردند.

2-در جنبه حركت آفرينى: حاصل تربيت فاطمه عليهاالسلام پرورش نسلى بود حركت آفرين و زندگى ساز، نسلى كه هر كدام مشعل هدايتند و چراغى فرا راه حيات همه انسانها و سياستمداران راستين هستند. فرزندان فاطمه عليهاالسلام در تاريخ حيات اسلامى مردم موجها آفريدند و كشتى اسلام را كه گاهى شديداً، در تلاطم و در حال غرق شدن بود از خطر نجات دادند.

- حسن بن على عليه السلام را ببينيد كه در چه شرايطى و چگونه با نرمش قهرمانانه و تاريخى خود زحمت صلح را بخود خريد ولى نابودى اسلام و فناى توان مسلمين را پذيرا نشد. صلحى تاريخى كرد كه زمينه ساز قيامهاى بعدى بود و خود شهيد صلح به نفع اسلام شد.

- حسين بن على عليه السلام را بنگريد كه قيام جانانه خويش از خون دل خود گذشت تا در رگهاى مسلمانان خمود و جامد خونى جديد وارد سازد و آنها عليه ستمگران و عياشان به مبارزه وادارد و خانه ستم را ويران كند والحق كه با اين قيام چه نصيبى وافر براى اسلام فراهم آورد.

- زينب عليهاالسلام را ببينيد كه زبانش چون جلّادى براى ابن زياد و يزيد بود و همچون شمشير على عليه السلام برّائى داشت

- با سخنان خود در كوفه و شام زلزله در اركان خصم انداخت و دنياى دشمن را بحركت و عصيان عليه نظام خودشان واداشت. و بهمين گونه بود كلثوم و در كل حاصل تربيت فاطمه عليهاالسلام.

3- در خدمت به اسلام: فاطمه عليهاالسلام خادمانى ارزنده و راستين براى اسلام تربيت كرد. كه بقاى اسلام را تضمين كردند و جمله معروف الاِسلامُ نبَوِىُّ الحُدُوثِ وَ حُسَينى البَقاءُ خود نمونه اى از آن است. اينان به گونه اى پرورش يافته بودند كه دشمنى اسلام را نمى پذيرفتند و اعمال خلاف اسلام را طرد و نهى مى كردند از سر و جان مايه مى گذارند تا اسلام زنده بماند.

در تاريخ اسلام ديديد كه چگونه يكى با معاويه ستيز مى كرد، آن ديگرى با پسرش يزيد، آن سومى حامل پيام شهادت شد، آن چهارمى افشاگر مفاسد بنى اميه و همه آنها پشتوانه انقلاب اسلامى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه كوشيدند اركان فساد و آلودگى را متزلزل سازند و مردم را به حقايق پشت پرده حكومت آشنا نمايند و نشان دهند آنچه خلفا عرضه مى دارند اسلام نيست.

فاطمه عليهاالسلام بانوى بزرگى بود كه توانست نسل امام تربيت كند و فرزندانى شهادت طلب و فدائى اينكه در مواقع حساس و لازم از جان خود براى اسلام مايه بگذارند و جلو مقاصد شوم خصم را بگيرند. نسل فاطمه عليهاالسلام نسل شهيد خود شهيده اسلام است و شوهرش نيز شهيد مسجد و محراب. فاطمه و كانون دارى

مقدمه

فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر است، راه و رسمى را در زندگى پديد آورد كه الحق حجّت را بر همه زنهاى عالم تمام كرد. با شيوه اى كه او در پيش گرفت راه عذر را در انجام وظيفه اى كه خداوند براى زنان مقرر داشته است بر روى آنان بست. اگر فاطمه عليهاالسلام نبود ما چگونه مى توانستيم دريابيم وظايف متعدد براى يك زن چگونه قابل جمع است؟ چگونه مى توانستيم دريابيم كه زن هم در سير به سوى كمال مى تواند چنان گامى به پيش نهد كه حتى از مردان هم جلو افتد؟.

فاطمه عليهاالسلام با عمل 