خود به جهانيان درس داده درس مادرى، درس همسرى، درس كانون دارى، درس خدمت اجتماعى و هدايت و روشنگرى، بدون فاطمه عليهاالسلام درك اين مسأله ممكن نبود كه زن در عين فرزنددارى مى تواند عابده اى بى مانند باشد و بدون انتخاب نسبت و مقام مى تواند در نقش يك انسان كامل ايفاء وظيفه كند و شهره گردد.

از درسهاى مهم و حيرت انگيز فاطمه عليهاالسلام درس خانه دارى و مديريت كانون است. او با اينكه دختر پيامبرى عظيم و حاكمى قدرتمند است و مى تواند چون ديگر زنان كه در چنين وضع و موقعيتند براى خود جاه و جلالى فراهم سازد، كوكبه و دبدبه اى به راه اندازد ولى چنين نمى كند. همانند هر زن عادى ديگرى سرگرم كار و تلاش در خانه و گرم داشتن كانون مى شود و در عين حال مسؤوليت اجتماعى خود را نيز فراموش نمى نمايد.

براى اينكه اهميت قضيه روشن شود به گوشه هائى از اين حيات درخشان فاطمه عليهاالسلام اشاره مى كنيم و از تلاش و كوشش او در اين جنبه حرف مى زنيم، باشد كه راهنماى عملى براى ما، آن هم با الگوگيرى از زنى معصومه باشد.

خانه فاطمه

نخست از خانه فاطمه عليهاالسلام حرف بزنيم، جائى كه او و على عليه السلام در آن زندگى سر كرده اند و گلهاى بوستان خود را در آن پرورش داده اند. تا مدتهاى زياد آنها در اطاق اجاره اى زندگى را سر كردند كه دور از خانه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود. بعدها رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با يكى از صحابه سخن گفت و خانه اجاره اى آنها را به محلى نزديكتر به خود آورد، و سالها گذشت تا آنها خود صاحب خانه اى و حجره اى كوچك شدند.

اين خانه كه در كنار خانه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود، و بيش از يكى دو متر با آن فاصله نداشت، خانه اى بود كوچك و محقّر، گلين، فرش آن شامل حصيرى بود كه تنها نيمى از اطاق را مى پوشاند و نيم ديگر با شن نرم مفروش بود. درب آن يك لنگه اى و معرّف فقر اهل خانه.

در اين خانه فاطمه عليهاالسلام با على عليه السلام همراز و بهتر بگوئيم هم بند و هم سلول بود. از ديدى محلى براى زندگى و مسكن است، از سوئى ديگر كارگاهى است براى كارهاى دستى فاطمه عليهاالسلام كه براى كمك معاش و يا در بسيارى از موارد براى خدمت به فقرا و مساكين انجام مى گرفت و از جهتى مركز آمد و شد ياران على عليه السلام، دوستان فاطمه عليهاالسام، زنان مسأله دار و هدايت خواه بود.

فاطمه عليهاالسلام اين خانه را مدرسه و دانشگاهى ساخته بود، نه تنها براى فرزندان خود، بلكه براى زنان مسلمان كه سؤالات مذهبى خود را از او مى پرسيدند. آن را كانون مقدسى ساخته بود كه اعضاى خانه آن را سنگرى دانسته و پناه و سكون خود را در آنجا مى جستند. و خواهيم ديد كه اين كانون مطمئن ترين محل آرامش و پناه على عليه السلام بود.

اهميت خانه دارى

فاطمه عليهاالسلام از كسانى نبود كه خانه دارى را كارى كوچك شمرد و يا خانه را به شوق اداره و منصبى ترك گويد و يا آن را محل و مركزى براى بلندپروازى خود قرار دهد. او به اين نكته آگاه بود كه كانون خانوادگى و اداره آن كمتر از اداره يك كشور نيست و حتى پايه كشوردارى بحساب مى آيد. و هم مى دانست و از زبان پيامبر شنيده بود كه خدمت در خانه و خانه دارى داراى اجر و حسنه است، حسنه اى كه هيچ كارى از زن با آن برابر نمى كند.

روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از اصحاب خود پرسيد زن در چه حالى به خدا نزدكيتر است؟ و اصحاب پاسخ درست آن را ندانستند: فاطمه عليهاالسلام اين سخن را شنيد و پيام فرستاد زن در حالى به خدا نزديكتر است كه ملازم خانه باشد و از آن بيرون نشود. [ص 134 منتهى الآمال ج 1.]

او مى دانست كه خانه سنگر است، پايگاهى اجتماعى اعضاء است، همانند يك نهاد اجتماعى گرانقدر است و كارى براى زن از نظر ارزشمندى معادل خانه دارى نيست، بدين سان هم خود را به خانه دارى نهاد و اداره و مديريت آن و نيز تربيت فرزند را در آن به وجهى نيكو پذيرا شد. او در اين راه احساس خجلت و ننگى نداشت و از زير بار وظايف آن شانه خالى نمى كرد.

مركزيت خانه اش در مسير تربيت فرزند، مشاوره و همدمى با على عليه السلام مهرورزى به اهل خانه بود، و حاصل چنين اقدامى فاطمه عليهاالسلام راستين را بيش از پيش محبوب كرد و او راضى به اين تقسيم كار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود كه كار درون خانه از آن او و كار بيرون خانه از آن على عليه السلام باشد و خداى را بر اين امر سپاسگزار و شاكر بود.

مسؤوليت او در خانه

او بفرموده رسول گرامى اسلام، رئيس خانه است و المرأَةُ سَيّدةُ اَهْلُها [روضة الواعظين] كدبانوئى است مجرّب كه گوئى تمام دوره هاى مديريت خانواده را گذرانده و به وظايف خود نيكو آشناست. مسئوليتش سنگين است

- در آن روزگار دشوار، آن هم در دوره فقر خاندان پيامبر او بايد به امور زير برسد:

- امر سر و سامان دادن امور خانه، آن هم خانه اى كه مركز آمد و رفت است و چند كودك خردسال درآنند.

- امر تربيت و اداره و نظافت و سرپرستى فرزندان كه آن هم كارى اندك و آسان نيست.

- امر پيشه ورى و صنعتگرى چون بافتن پيراهن براى فرزندان و يا پشم ريسى براى كمك معاش.

- امر آسياب كردن گندم يا جو با دستاس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرموده دست فاطمه عليهاالسلام در اين راه زخمى شده بود.

- امر آوردن آب از بيرون كه در آن روزگار اين هم مشكلى براى فاطمه عليهاالسلام بود و خانه ها آب نداشتند.

- امر هدايت و سرپرستى زنان جديدالاسلام كه از بركت فاطمه عليهاالسلام مهتدى مى شدند و يا ديگران.

- و بالاخره كارهاى ديگرى كه هر زنى بدان واقف است و به اصطلاح خوشدان از بام تا شام در خانه مى دوند ولى باز هم كارشان نيمه كاره مى ماند. براى تهيه مختصر غذائى آن همه وقت مى گذارند ولى باز هم مطبوع طبع آنها قرار نمى گيرد.درك سنگينى مسؤوليت او ميسر نيست، مگر آنگاه كه آدمى خود در شرايط آن قرار گيرد.

سكون خانه

خانه فاطمه عليهاالسلام از آن خانه هائى كه خداى خواسته است نام او در آنجا بلند گردد و مورد تسبيح و تقديس باشد. فى بُيُوتٍ اَذِنَ الهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهِ اَسْمُهُ يُسَبِحُ لَهُ فيها بِالغُدوِ وَالآصالِ [آيه 36 سوره نور] و طبيعى است كه چنين خانه اى نمى تواند مركز آشفتگى و هرج و مرج باشد نخستين چيزى كه در آن بايد حضور داشته باشد سكون و آرامش است و فاطمه عليهاالسلام سعى دارد چنين كند.

او مى داند كه ترقى و عظمت شوهر، كوشش و تلاش ارزنده او تا حدود زيادى مرهون زندگى آرام و ساكن او در محيط خانه است و خانه بايد سنگر آرامش و محل تجديد قوا باشد تا شوهر بتواند بنشيند، درست نقشه بكشد و درست طراحى كند، و درست تصميم به اجرا و عمل بگيرد. خانه بايد در سكون و آرامش باشد تا شوهر بتواند در آن خانه احساس راحتى كرده و مشقات بيرون را از تن به در نمايد.

خانه فاطمه عليهاالسلام براى على عليه السلام چنين وضعى را داشت. على عليه السلام در كنار زهرا عليهاالسلام احساس آرامش مى كرد و حتى هر آنگاه كه از حوادث و مشكلات زندگى به ستوه مى آمد به سنگر خا