نه پناه مى برد و در آنجا كمى با فاطمه عليهاالسلام سخن مى گفت و تجديد قوا مى كرد و از نو سرگرم كار و تلاش و مبارزه مى شد و اين امر در سراسر زندگى على عليه السلام وجود داشت، حتى پس از وفات فاطمه عليهاالسلام و در سر مزارش.

گرمى و روشنائى كانون

فاطمه عليهاالسلام در محيط خانه چون ماهى درخشان بود كه نور وجودش كانون خانه و دل على عليه السلام را روشن مى كرد. او مصداق اين آيه قرآن بود كه: وَ اِذا رَأَيْتَهُم حَسِبْتَهُم لُؤلؤاً منثُوراً. [آيه

19- انسان] او روشنى بخش خانه بود، ديدارش رنجها و غصه ها را از دلها مى زدود. على عليه السلام خود فرمود وقتى به خانه مى آمدم و به زهرا نگاه مى كردم تمام غم و غصه ام زدوده مى شد. [مناقب خوارزمى ص 256.]

فاطمه عليهاالسلام كانون خانواده را گرم مى داشت، على عليه السلام و فرزندان را دل به اين خوش بود كه در كنار فاطمه اند و در آن كانون اند. از ديدى، او چون شمعى بود كه پرورانه ها را بدور خود جمع كرده، به آنها گرمى و نور مى داد خانه اش كانون انس و صفا بود. اعضاى خانه با هم انس و آشتى و معاونتى داشتند، و در كمال همرنگى و صداقت، در سايه ايمان به خدا و رسول و كتاب او زندگى مى كردند. اگر على عليه السلام تصميمى مى گرفت، همگان همراه او بودند و اگر فاطمه عليهاالسلام تصميمى اتخاذ مى كرد ديگر افراد خانه با او همگام مى شدند و نمونه روشن آن موردى است كه در آن سه روز تمام اعضاى خانواده افطارى خود را به فقيران و يتيم و مسكين دادند و خود با آب افطار كردند. [آيه 8 سوره انسان.] و بالاخره فاطمه عليهاالسلام در گرم داشتن كانون، لطف و عنايت به همسر، رحمت و دلسوزى به فرزند مصداق حديث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود كه خَيْرِ نسائكم الطَفُهُنَّ بِاَزْواجِهِنَّ، وَ اَرَجَمُهَّن بِاَولادهن و... [نهج الفصاحه] و مصداق احاديث ديگر رسول خدا چون عفيفه بودن، شوهردوست و فرزنددوست بودن و ضمن اينكه او خود ملهم به الهامات الهى است.

مشقت زندگى

با چنين وصفى كه گذشت و با آن همه كار و تلاش طبيعى است كه زندگى بر او آسان نبود. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله روزى بر فاطمه عليهاالسلام وارد شد و ديد كه با دستهاى خود آسياب را مى گرداند و در عين حال به كودك خردسالش سرگرم شير دادن است. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از ديدن چنين وضع آب در ديده گردانيد و فرمود دخترم: تلخى هاى زندگى دنيا را بچش براى وصول به حلاوتهاى آخرت فاطمه عليهاالسلام گفت خداى را بر اين نعمت ها سپاسگزارم و بر كرامت هاى او عرض تشكر دارم. [ص 133 منتهى الآمال.]

شدت كارش در خانه بحدى بود كه گاهى توان را از او مى گرفت، بدنش رنجه مى شد و به فرموده على عليه السلام دستانش از شدت آسياب كردن تاول زد و پينه بست [ص 134 منتهى الآمال] در عين حال اين كار يك روز و دو روز نبود و هم اين براى فاطمه عليهاالسلام تنها كار نبود كه از كارهاى ديگر فراغتى داشته باشد. مسأله نظافت خانه هم مسأله بود كه گاهى سر و روى فاطمه عليهاالسلام را گردآلود مى كرد و غبار بر او مى نشست.

روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از فاطمه عليهاالسلام احوال پرسيد كه چگونه اى؟. فاطمه عليهاالسلام ظاهراً از حالات زندگى و مشقت هاى آن، و سختى معيشت و شايد هم از گرسنگى خود و فرزندان و از خالى بودن خانه اش از آذوقه سخن گفت. رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود دخترم آيا به اين راضى نيستى كه سيده زنان جهان باشى؟ فاطمه عليهاالسلام پرسيد مگر مريم دختر عمران سيده زنان نيست؟ پيامبر فرمود: او سيده زنان عصر خود بود و تو سيده همه زنانى. [ص 42 حليه الاولياء ج 2] و بر اين اساس ملاك خانمى و بانوئى وارونه گشت و در نظر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله زنان پرخور و پرآذوقه و متجمل و آنهائى كه در جلال و جبروت مادى زندگى مى كنند بانو و خانم بحساب نمى آيند. اگر ملاكى براى بانوئى و سيده بودن مطرح باشد در تلاش و جهد هدفدار، در عين تحمل فقر و نادارى است. در عابده بودن و زاهده بودن و در راه خدا رنجها را بخود خريدن است و فاطمه عليهاالسلام اين چنين بود.

كمك كارى ها

فاطمه عليهاالسلام در تنگنا و خستگى و دشوارى زندگى بود ولى چنان نبود كه شوهرى خودخواه و تن پرور داشته باشد كه اين همه كارها تلاش ها را وظيفه خاص زن بداند و كمك كارش نباشد. نه

- على چنين مردى نبود. او در كار و تلاش مردانه اش كمتر از فاطمه عليهاالسلام نبود. چه بسيار از كارهاى خانه را او انجام مى داد حتى با فاطمه عليهاالسلام مى نشست و گندم آسياب مى كرد و حتى در مواردى نان مى پخت رسيدگى به امور بيرون، تهيه نان براى چنان خانواده اى با فزندان متعدد، آن هم كار و اشتغالى مشروع، آبكشى براى مزرعه و درختان، كارمزدى براى آبيارى درختان، حضور در جبهه و صحنه رزم، دستگيرى از بينوايان، بردن نام و آذوقه براى دردمندان، عبادت رسمى و حضور در عرصه هاى سياسى خود كارى بس وسيع و پردامنه بود.

او حتى براى سير كردن فرزندان تن به كارمزدى مى داد. در مزرعه اى كار مى كرد و قرار بسته بود براى هر سطل آبى كه از چاه بيرون مى كشد يك دانه خرما بستاند و بر اين اساس براى اهل خانه غذا تهيه مى كرد، با اين اتكا كه در مواردى بسيار ديگران را بر خود مقدم مى داشت و از همين غذائى كه با مرارت به دست مى آمد به فقيران مى داد.

در عين حال هر آنگاه كه از كار روزمره فارغ مى شد و به خانه مى آمد با همان بدن خسته به كمك فاطمه عليهاالسلام مى شتافت. گاهى خانه را تميز مى كرد، زمانى با فاطمه عليهاالسلام آسياب را مى گرداند، گاهى در نظافت خانه به او كمك مى كرد. او در محيط خانه تلاش بسيار داشت، بدان خاطر كه به حال فاطمه عليهاالسلام از شدت كار او رقّت مى كرد و دلش به درد مى آمد.

روزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر آنها وارد شد ديد على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام سرگرم آسياب كردن جو يا گندمند. خطاب به آنان كه كدام خسته تريد. برخيزيد من بجاى شما آسياب كنم

- على عليه السلام عرض كرد فاطمه عليهاالسلام خسته تر است. پيامبر فرمود دخترم برخيز آنگاه خود بجايش نشست و با على عليه السلام سرگرم آسياب كردن شد. [ص 5 بحار ج 43.]

حاصل كانون دارى

حاصل كار و تلاش فاطمه عليهاالسلام در محيط خانه و ثمره كارش عبادت و داراى ارزش بسيار است زيرا:

- خدمت به مردى كه عزيز خداست و مرد رزم و جهاد است و خداى را بر او نظر عنايت بسيارى است.

- على شدن على عليه السلام در سايه همدلى با فاطمه عليهاالسلام و فاطمه شدن فاطمه عليهاالسلام در سايه انس با على عليه السلام و هم مسكنى اوست و چه زيباست كار براى چنين افراد.

- خدمت به فرزندان و تربيت نسلى است كه انسان دوست، متعهد مكتبى، و نمونه عالى تربيت اسلامند.

- خدمت به اسلام بود زيرا كه در سايه آن موجبات خدمت به اسلام و مسلمين فراهم آمد و ضديت ها با اين سركوب شد و مردم توانستند راه خود را بيابند.

- و سرانجام فاطمه عليهاالسلام با مديريت خود درس زندگى توأم با سعادت به زنان داد، تجاربى فراهم آورد كه بهره 