ص 81 طرائف الحكم.]

علامه طباطبائى ره فرمايد: خشوع اثر خاصى است كه به افراد مقهور دست مى دهد كه در برابر سلطانى قاهر قرار گرفته بطورى كه همه توجه وى و همه واهمه اش معطوف او گشته و از هر جاى ديگر قطع مى شود. [ص 11 الميزان 29] و فاطمه عليهاالسلام اين چنين بود.

او در قيام به عبادت تنها به خدا مى انديشيد و هيچ خاطره و خيالى جز عشق و پرستش معبود در درون او پديد نمى آمد به تعبير پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دلش خالى براى عبادت بود (وَ تَفَّرغَ لَها) فقط او بود و خدايش. اما اينكه زندگى چگونه است و چه بايد كرد انديشه اش از آن فارغ بود.

نماز و محرابش

فاطمه عليهاالسلام نمازى عاشقانه داشت و در آن تنها دل به محبوب مى سپرد بر آستانه خدا به پرستش مى ايستاد و چنان حالى مى يافت كه از همه چيز جز او مى گسست و حسرت فرشتگان را در عبادت برمى انگيخت. در آن حال شكفتگى و روشنى خاصى از او درخشيدن مى گرفت (هِىَ زُهرَةِ زَهراءٍ فى لَيْلَةِ بَلْداء) [خصايص فاطميه.]

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و در وصف محرابش فرمود: به هنگامى كه دخترم فاطمه عليهاالسلام در محراب عبادت مى ايستد نور او براى فرشتگان چنان پرتوافشانى كند كه گوئى نور ستارگان براى اهل زمين (اَمّا ابِنَتى فاطِمة مَتى قامَتْ فى مِحْرابِها بَيْنِ يَدَى رَبَّها زَهَر نُوْرُها لِلمَلائِكِةِ فِى السَماء كَما تَزهَر نُورُ الكَواكِبَ لِاَهلِ الارضِ) [مناقب ابن شاذان] و نمونه آن در اسناد ديگر اسلام هم آمده است. [مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 112.]

حتى برخى از روايات نشان مى دهند كه گاهى مردم در حين عبور نيمه شب از در خانه اش نورى از خانه او متجلى و ساطع مى ديدند و از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله علت را مى پرسيدند و فاطمه عليهاالسلام را در محراب عبادت مى يافتند [بحار 43 ص 17] و هم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود به هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام در محراب عبادت است هزاران فرشته بر او درود مى فرستند و او را سيده زنان عالم خطاب مى كنند هزاران فرشته بر او درود مى فرستند و او را سيده زنان عالم خطاب مى كنند... [بحار 43 ص 24] او اهل سجده هاى طولانى و قيام و ركوع طولانى بود و خداى را با تمام وجودش عبادت مى كرد.

حال و شوق او

او جوان بود ولى در عبادت چون پير گدائى در برابر بارگاه خدا ايستاده و استمداد مى كرد خضوعش بسيار و خشوعش فوق العاده بود. هر آنگاه كه به آيه اى در مورد عذاب برمى خورد تنش از خوف خداى مى لرزيد، چنانكه گوئى طوفانى بر جان نهالى افتد و او را بلرزاند. و به هنگامى كه به آيه اى از وعد و وعيد خدا برمى خورد چنان مى شد كه گوئى شيون و فرياد دوزخيان را مى شنود و يا بهشتيان را در حين بهره گيرى از لذات بهشتى مى يابد.

او گاهى اين اخطار خدائى را بخاطر مى آورد كه اگر به فكر مال و زندگى و دوستان و عشيره خود هستيد به منازل و كسادى تجارت خود بيمناكيد و بدان خاطر از تلاش در راه خدا بازمى ايستد منتظر امر نافذ و قضاى حتمى خدا باشيد كه خداى فاسقان را هدايت نخواهد كرد. [آيه 24 سوره توبه] چنان مضطرب و پريشانحال مى شد كه صداى هق هق گريه اش حسنين را از خواب بيدار مى كرد.

كلاً مطالعه در حالات فاطمه عليهاالسلام و حتى همسرش على عليه السلام نشان مى دهد كه آنها در شوق ثواب و خوف عقاب و مصداق خطبه همان على عليه السلام بودند كه فرموده بود:

- لَولا الْاَجلِ الَّذى كَتَب اللَّهِ عَلَيْهِ

- اگر سخن از مرگ مقدرى كه خداى براى هركس معين كرده است نمى بود.

- لَمْ تَسْتَقِّر اَرْوَاحَهُمْ فى اَجْسادِهِم طَرَفَة عَيْنٍ هرگز روح و جان در جسم شان به ميزان چشم بهم زدنى پايدارى نمى ماند.

- شَوْقاً اِلّى الثَوابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ و اين بخاطر اشتياق به پاداش الهى و ترس از كيفر و عقاب اوست.

-... فهُمْ وَالجَنَّةِ لَمَنْ قَدْراها وَ هُمْ فيها مُنْغِمونَ

- در رابطه با بهشت چنانند كه گوئى آنها را مى بينند و در آن متنعمند.

- قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَه دلهاشان اندوهگين است، و شرور هم مأمونه ديگران از شرور و آزارشان در امانند.

- وَ اَجْسادُهُم نَحيفَه بدنهايشان لاغر است و نحيف وَ حاجاتَهُمْ خَفيفَة نيازمندى ها و حاجاتشان كوچك است و ناچيز. و َ اَنْفُسُهم عَفيفَه جان و شخصيتشان داراى عفت و خود نگهدارى است [نهج البلاغه صفات المتقين]..

در وصف عبادتش

در اين زمينه سخن بسيار است و كافى است از زبان پسر ارشدش امام مجتبى عليه السلام در اين زمينه نمونه اى را عرضه كنيم:

- رَأيتُ اُمّى فاطمة عَلَيهاالسّلامُ

- مادرم فاطمه عليهاالسلام را كه درود خدا بر او باد ديدم.

- قامَتَ فِى محرابِها لَيْلَةِ جُمْعةٍ

- كه شب جمعه اى در محراب عبادت ايستاده بود.

- فَلَم تَزَلْ راكِعَة ساجِدَةَ

- و همه گاه در حال ركوع و سجود بود.

- حَتّى انْفَجَر عَمُودَ الصُبْحِ

- تا آنگاه كه روشنائى صبح پديد آمد.

- وَ سَمِعْتُها تَدْعُوا لِلمؤمِنينَ وَالْمُؤمِناتِ: و شنيدم كه براى مردان و زنان مؤمن دعا مى كرد.

- و تَسْميهُم و تُكِثُر الدُّعاءَ آنها را نام مى برد و يك يك دعايشان مى كرد.

- فَقُلْتَ لَها يا اَمَّاه به او گفتم مادر.

- وَ لَمْ لا تَدعينَ لِنَفْسِكِ كَما تَدْعينَ لِعَيزِكْ چرا به همانگونه كه براى ديگران دعا مى كنى براى خود دعا نمى كنى.

- فَقالَتْ يا بُنَّى الجارَ ثُمَ الدَّارَ [ص 181 الزهراء

- از ملا محسن فيض] فرمود فرزندم اول همسايه سپس خانه. 
تسبيح و دعاى فاطمه

فاطمه عليهاالسلام اهل تسبيح است آن هم بصورت مداوم، همان تسبيحى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به او آموخت و امروز در نزد همه فرق مسلمين رايج است، پس از هر نماز 34 تكبير، 33 الحمدلله و 33 سبحان الله و فاطمه عليهاالسلام آن را بعنوان هديه اى گرانقدر از پدر قبول كرده بود. [مسند احمد بن حنبل.]

او اهل دعاست و در مسير ذكر، ورد، نيازخواهى، استمداد. درب دعا را به روى خود گشوده مى يابد و حجاب را از ميان برداشته: يا مَنْ بابُه مَفْتُوحٌ لِداعيهِ وَ حِجابُهُ مَفْتُوحٌ لِراجيه. [مفاتيح الجنان.]

- در دعا و مناجاتش با خدا فرمايد: اى پوشاننده كژيها و زشتيها، اى مرهم گذار دلهاى مجروح، مرا در قيامت در برابر دادگاه عدالت و شهود رسوا مساز، نظر لطف و كرامت خود از من برمگردان.

- اى خداى رحمان، چراغى از لطف و مرحمت خويش پيش روى من روشن گردان، نورى بر دلم بتابان كه آن را نگهدارد و عذر مرا ثابت و آشكار سازد. نورى كه چهره ام را سفيد سازد و مرا به ريسمان ناگسستنى رحمت تو اعتصام بخشد.

- پروردگارا من به رحمت تو نيازمندم و تو از عقوبت من بى نياز، خدايا مرا در جائى بنشان كه زير ابر رحمت تو باشد و از دل من ريشه كبر و ريا و حسد و بخل و شك و ضعف و سستى تزلزل را بيرون آور... [قسمتهايى از دعاى فاطمه عليهاالسلام بنقل از كتاب فاطمه الزهراء - الرحمانى.]

اين دعاهاست كه پيوند او را با خداى محكم و ناگسستنى مى سازد و روحيه او را مقاوم و او را در برابر مصائب و دشوارى ها شكيبا مى سازد. رمز آبرومندى در 