پيشگاه خداوند دعاست، البته بدان شرط كه با شرايط دعا و زمينه سازيهاى آن هماهنگ و همگام باشيم.

مقام او در پيشگاه خدا

فاطمه عليهاالسلام در مسير عبادت بدرجه اى مى رسد كه حتى خود را فراموش و فانى فِى اللَّهِ مى كند. جان خود را سپر محبت خدا قرار داده و حتى آن را در راه دين مايه مى گذارد و مصداق اين سخن مى شود كه جان خود را سپر دين قرار دهيد فَاجْعَلُوا اَنْفُسُكُم دُوْنَ دينَكُمْ [ص 306 كافى- ج 3.]

در سير و سلوك و در معرفت به درجه اى مى رسد كه جز خواست خدا خواستى ندارد و مشيت خود را همگام با مشيت الهى مى سازد- وَ ما تَشاوُؤنَ اِلَّا اَنْ يَشاءَ اللَّه رَبُ الْعالَمين. [آيه 29 تكوير.]

او از كسانى است كه از همه چيز گسسته و بخدا پيوسته است و طبيعى است كه خداى را بر چنين بنده اى نظر باشد تا حدى كه علاوه بر نفوذ دادن امرش در جهان كون بر او مائده آسمانى نازل گرداند.

على عليه السلام از خانه بيرون مى رود كه قرضى كند و غذائى براى اهل خانه تهيه ببيند

- در بين راه مقداد را از خود پريشان تر مى يابد مبلغ قرض شده را به مقداد مى دهد و به مسجد مى رود در مسجد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله علاقه اى پيدا مى كند به خانه على عليه السلام رود و با هم راهى منزل مى شوند در حضور فاطمه عليهاالسلام غذائى فوق العاده مهم مى بينند و از او مى پرسند از كجاست؟ فرمايد هُوَ مِنْ عِنْدِاللَّهِ

- از جانب خدا. و اين مقام فاطمه عليهاالسلام و آبروى او را در بارگاه خداوند نشان مى دهد.

تو نيز چون فاطمه عليهاالسلام بنده خدا باش، بر تو هم مائده آسمان نازل خواهد شد و اين نكته اى است كه مصداق هاى متعدد آن براى دنياى امروز نيز حضور پيدا كرده و خواهد كرد. روحيّه فاطمه

مقدمه

سخنى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله درباره فاطمه عليهاالسلام آمده است كه سخنى بس مهم و نكته آموز است. پيامبر درباره او فرمود: اگر حسن و نيكوئى در قالب يك شخص و يك چهره درمى آمد آن شخص فاطمه عليهاالسلام بود و بلكه از آن هم بزرگتر بود. مطمئناً دختر من فاطمه عليهاالسلام بهترين افراد روى زمين از نظر شخصيت، شرافت و كرامت است (وَ لَوْ كانُ الحُسن شَخْصاً لَكانَ فاطِمَة، بَلْ هِىَ اَعْظُمَ، اَنَّ فاطمة اينَنى وَ خَيْر اَهْلِ الْارضِ عُنْصراً وَ شَرَفاً وَ كَرَماً) [فرائد السمطين، ج 2 ص 68.]

فاطمه عليهاالسلام زنى است كه بر اساس اصول و ارزش هاى اسلامى رشد و پرورش يافته و نمونه عالى يك بانوى اسلامى است. بزرگى و قدر و مقام فاطمه عليهاالسلام در حدى است كه پيروان همه مذاهب اسلامى در برابر شأن و مقام او عرض ادب و اظهار تواضع دارند و كتب و مقالاتى درباره او نوشته اند. فضائل و نيكوئى هاى او در حد تواتر است و حتى آنها كه به دلايل سياسى مى خواسته اند بر آن سرپوش بگذارند باز هم ناگزير به معرفى عظمت او شده اند.

زندگى و رشد او

فاطمه عليهاالسلام در خانه نحى دنيا آمد، در كانونى كه كانون عصمت و تقوا بود و در جايگاهى كه جايگاه فضيلت و شرافت است. از او پستان ايمان و اخلاق و ايثار شير نوشيده و در سايه تلاوت قرآن و زمزمه هاى او بخواب رفته است. او دختر مكه و منى است، زائيده زمزم و صفاست. دختر دلايل واضح و آيات بينات است، او فرزند صاحب معجزات آشكار است.

بدين سان وارث از انبياء الهى دارد، و محيط حيات را در وحى، وارث اشرافيت جديدى است كه اسلام بر آن صحه گذارده و در اين اشرافيت برخلاف آنچه كه در جاهليت بود كار و تلاش است، بندگى و تواضع در پيشگاه خداوند است، خضوع و خشوع است.

مركز رشد اين اشراف زاده در كوخ است نه در كاخ، و زندگى او در محروميت و فقر اختيارى است نه در ثروت و تنعّم و خور و خواب، و كلمات و عبادات مورد استفاده در اين از كلمات وحى و آيات قرآن است نه سخنان گزاف و سرمستانه و گذران اوقاتش در خدمت به انسانيت و اخلاق و آئين است نه در شور بى خبرى و سرمستى هاى عاشقانه و آلوده مادّى. بدين سان در چنين شرايط و امكانى گلى مى رويد كه عطر وجودش جهانى را معطر كند و خود او مدل و نمونه گلهاى موجود جهان انسانيت باشد.

صفات فاطمه

ما را توان شماره كردن همه صفات او نيست كه ذكر و تشريح آنها را دفترى جداگانه لازم است. در اين زمينه كافى است به حديثى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در اين مورد بسنده كنيم. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوند ده زن را به ده صفت ستوده است: حوّا را به قبول توبه اش، ساره را به جمال و زيبائى، رحمه زن ايّوب را به حجاب فطرى، آسيه را به حشمت و حرمت، زليخا را به دانش و حكمت ، بلقيس را به عقل و اصالت راى، يوحيد مادر موسى عليه السلام را به صبر و بردبارى، مريم را به صفوت، خديجه را به خلوص و فاطمه عليهاالسلام را به علم به آنچه بوده و هصت و خواهد بود. [زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام- عمادزاده.]

از صفات مهم و فوق العاده سازنده فاطمه عليهاالسلام عظمت روحى اوست كه در جهان بشريت زنى را مانند او نمى يابيم. او در جنبه روحى چنان ساخته و پرداخته است كه همانند على عليه السلام حركت مى كند و اوج مى گيرد و چنان قوى و قدرتمند است كه در برابر كوهى از مشكلات صبورانه پيش مى رود. كيست كه چون فاطمه عليهاالسلام صبور و متحمل باشد؟ و كيست كه در برابر اين همه دشوارى ها و مصائب بتواند بايستد و كمر خم نكند. (ما در سخن بعدى از صبر و تحمل او بحث خواهيم كرد)

اجزاء روحى فاطمه

اينكه روحى فاطمه عليهاالسلام از چه اجزائى تشكيل يافته است بايد گفت كه از اجزائى كه هر كدام آن ركنى سازنده در حيات سعادتمندانه انسانند و در رأس آنها:

- آگاهى وسيع و پردامنه اى است كه زمينه ساز بصيرت فاطمه عليهاالسلام در تصميم گيرى هاست.

- ايمان راستينى است كه در خون و رگهاى او جارى و در اعضاى او پخش شده است.

- عملى است كه از آگاهى و ايمان او نشأت گرفته و توأم با اخلاص است و صدق و تلاش.

از ديگر اجزائى كه تشكيل دهنده روحيه فاطمه عليهاالسلام است عقلى است كه بوسيله آن خداى را عبادت مى كند و رضاى خدا را مى جويد، عشق است به معبود كه عطش دلش را جز به لقاى رحمت حق سيراب نمى سازد، رقت قلب است كه نشأت گرفته از عاطفه الهى است، مديريت و تدبير و كياست است كه علاوه بر سرشتى بودن، بخشى از آن آموخته از مكتب اسلام، از رسول گرامى از خديجه مرضيه است.

ديگر اجزاء تشكيل دهنده روحيه فاطمه عليهاالسلام صبر است، استقامت است، آزادى خواهى مشروع است، آزادمنشى و حريت است، استقلال در رأى و نظر است، جرأت و شجاعت است، اعتماد به نفس است، سرعت عمل است، صفوت ذهنى است، خلوص است، تقوا است، ورع است، عفت است و... و اين جنبه هاست كه فاطمه عليهاالسلام را ممتاز كرده و برتر از مردانش مى سازد.

جنبه سرشتى اين روحيه

روحيه فاطمه عليهاالسلام روحيه سره و خالصى است بر مبناى فطرت اسلامى خديجه را از سوى رسول خدا صلى اللَّه عليه و زوجيت او فرزندان متعددى بود. اما به فرموده امام سجاد عليه السلام تنها فاطمه عليهاالسلام بود كه بر فطرت اسلام خالص و سره بدنيا 