مى لرزاند. (اَلمؤْمِنُ كَالْجِبِلَ الرَّاسِخِ، لَّا تَحَرِكه الْعَواصِفَ.) [امام صادق عليه السلام

- طرائف الحكم] در برابر شرايط نامساعد مى ايستد، در مسجد سخنان او را بى اعتبار مى كنند، به در خانه صحابه مى رود، از آنجاها هم نوميد مى شود، با جمع زنان مهاجر و انصار مسأله را در ميان مى نهد و...

روحيه سازگارى

فاطمه عليهاالسلام دختر بزرگترين شخصيت جهان است. اگر بخواهد مى تواند در بهترين شرايط زندگى كند، بويژه كه ثروتمندان بزرگ و مالداران عظيم از او خواستگارى كرده و قول زندگى او را در قصرى نوبنياد كه به اسم او ساخته خواهد شد داده اند ولى او تابع و مطيع حق است به خواستگارى على عليه السلام پاسخ مثبت مى دهد اگر چه على عليه السلام فقير باشد.

او با على عليه السلام سازگار است. فقر و نادارى او را تحمل مى كند، به تنها زيراندازى كه از پوست گوسفند است قانع مى شود. پوست گوسفندى كه روزها علوفه شتر را روى آن مى ريختند كه حيوان از آن استفاده كند و شبها پس از تميز كردن فرش بستر على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام را تشكيل مى داد.

او سازگار است با زندگى بسيار ساده اى كه حتى بر در خانه آن پرده اى نيست. و گاهى اتفاق مى افتاد چند روزى در خانه شان دودى براى پختن غذا برنمى خاست. خود گرسنه مى ماند و از آن مهمتر و دردناكتر فرزندان خردسالش نيز گرسنه بودند و فاطمه عليهاالسلام بايد آن ها را بنحوى آرام كند. تا زه روزى كه غذائى برايشان فراهم مى شد از نوع نان جوين و گاهى گندم بود، نانى كه خورش نداشت و با آب و گاهى با نمك افطار مى شد.

او با قناعت انس گرفته و با نادارى همدم است. مى تواند از محل فدك براى خوراك و نان گوارائى فراهم آورد ولى ترجيح مى دهد از محل پشم ريسى و گاهى كارمزد على عليه السلام مقدارى جو تهيه كرده، آن را با دستاس آرد كند و با روشن كردن تنور از آن نانى براى عزيزانش تهيه كند. و با چنين آب و نان و زندگى و نادارى، واجد اعتماد به نفس، پافشارى در راه حق، و روح همكارى است.

روحيه ايثار

فاطمه عليهاالسلام اهل جود است، اهل سخاوت است، اهل مواسات است و از آن مهمتر اهل ايثار است. فرزندان فاطمه عليهاالسلام بر اثر نذرى كه شامل سه روزه بود از بيمارى رهائى يافتند. ايفاى به نذر لازم بود و فاطمه عليهاالسلام و فرزندان و همسر و روزه گرفتند و شنيديد كه سه روز افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و اين در راه حبّ خدا بود. [آيه 8 سوره انسان.]

اين ايثار مال است و شايد كسانى باشند كه به چنين اقدامى تن دردهند و گرچه عده شان بسيار اندك است. آنچه كه در امروز جهان مطرح است در گذشته هم مطرح بوده احسان بوده نه ايثار، بخشش بوده است و عطا. هم خود مى خورده اند و هم به ديگران مى دادند اما در ايثار خود نخوردن به ديگران خوراندن است و فاطمه عليهاالسلام اين چنين است.

او به ايثارى فراتر از حدّ مال اقدام كرد كه آن ايثار جان و ايثار سلامت خود بود، اگر مسأله اسلام نبود فاطمه عليهاالسلام را با كتك خوردن چه كار؟ و اگر دفاع از مقام ولايت و خلافت حقه اسلام نبود او را در بستر افتادن و درد كشيدن چكار؟ او براى اسلام جان خود را از دست داد فرزند دلبندش را از دست داد.

با دورنمائى كه فاطمه عليهاالسلام از آينده دارد مى توان گفت حتى فاطمه عليهاالسلام فرزندانش را براى ايثار در راه اسلام پرورش مى داد. مگر نه اين است كه او از شهادت حسين خبر دارد؟ از مسموميت حسن و از اسارت زينبين مطلع است؟ پس او آنها را نيكو مى پروراند تا ايثارگرانى خوب براى اسلام باشند و اين ايثار از همه ايثارهاى ديگر مهمتر است.

روحيه مديريت بر خود

فاطمه عليهاالسلام مدير خوبى براى خويشتن است، بر خود مسلّط است، جو زمان او را از خود بيخود نمى سازد، خواسته هاى طبيعى و مادى او را به زانو درنمى آورند و اسير خود نمى سازند. كشاكش زندگى و موجهاى هائل حوادث بسى فروتر از آنند كه بتوانند فاطمه عليهاالسلام را در كام خود گيرند. براى آنكه نمونه اى از اين تسلط بر خود را درباره او ببينيم به اين نكته اشاره كنيم: شنيديد كه او را علاقه اى شگفت نسبت به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود. تا حدى كه بگفته دحلان مفتى مذهب شافعى، پس از وفات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هرگز خنده بر لب نياورد تا از دنيا رفت [السيرة النبويه] پس از فوت پدر آن همه دشوارى ها و صدمه ها بر او وارد آمد و مصائبى را متحمل شد كه اگر بر كوه وارد مى آمدند آن را مى لرزاندند. اما اين مصائب فاطمه عليهاالسلام را نلرزاندند و دليل آن: سخنرانى دفاعيه او در مسجد است. كه در آن با ديدى حق بينانه به پيش مى رود، چنان بر خود مسلط است كه كلمه اى بى حساب از دهان او خارج نمى شود. و در سخنان او لغزش و انحرافى ديده نمى شود. فاطمه عليهاالسلام در مسجد با شور و احساس حرف زد ولى بعد تعقل آن سخنان شگفت آور و عظيم است. اظهارنظرش منطقى و مستدل است و اين عظمت روح فاطمه عليهاالسلام را نشان مى دهد.

بدان اميد كه جرقه اى از روح فاطمه عليهاالسلام كانون دل ما را روشن كند. و السلام عليكم و رحمة الله صبر و تحمل فاطمه

مقدمه

اينكه زندگى همه گاه بر وفق مراد باشد خواسته اى است ايده آل و به ندرت قابل تحقق، براى هر انسانى به تناسب نوع ديد و برداشتى كه از مسائل و وقايع دارد و هم اينكه در چه جو و شرايطى زندگى مى كند مصائب و دشوارى هائى وجود دارند كه موضعگيرى در قبال آنها متفاوت است.

برخى موضعشان موضع تسليم است و يا در قبال آن فرياد و آه و عجز و لابه، و عده اى هم در برابر آنها موضع تحمل توام با مقاومت براى رفع و زدودن آنها دارند و راه و رسم عقلانى امور همين مسأله و اقدام را ايجاب مى كند. در مورد فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله قضيه از نوع دوم آن بود، شرح ناملايمات و فشارهاى روحى كه بر فاطمه عليهاالسلام وارد آمده بود فراتر از حدّى است كه براى انسانهاى عادى پديد مى آيد، امّا فاطمه عليهاالسلام هم انسان عادى نبود كوشيد مسائل و مشكلات را حل و هضم كند بدون اينكه خود در آنها هضم شود. او يك زن است ولى در صبر و تحمل و استقامت و عشق اسطوره اى در جهان بشريت.

دوره هاى آزمايشى

او پيش از اينكه وارد عرصه حيات اجتماعى شود دوره هاى دشوار و مرارت بارى را گذراند كه بنظر ما براى او دوره اى آزمايشى بحساب مى آمدند. از همان آغاز زندگى و دوران خردسالى با مصائب و مشكلات مواجه شد كه در سايه هدايت و سرپرستى پيامبر آنها را يكى پس از ديگرى گذراند اگر چه هر مرحله اى بمراتب سختتر از مراحل قبل و آزمايش هاى آن دشوارتر بود.

او از همان دوره هاى اوليه آزمايشى تهديد، محروميت، گرسنگى، خشونت دشمن، سختى زندگى را گذرانده و حتى مرگ عزيزان، محروميت از مادر كه تنها همراز و هم سخن او در خانه بود ديده و با پدرى كه در ميان جمعى از شبح هاى انسانى تنها بود روزگار گذرانيده است.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خود در سايه برنامه دارى و تلاش سيمائى از فاطمه عليهاالسلام در تاريخ ساخ