ت كه در كوره هاى مختلف زندگى از پيش ذوب شده و تمرين هاى پى درپى زندگى را مورد توجه و نظاره قرار مى داد. آموزشها و سازندگى هاى فكرى پيامبر او را پرورده و ناب ساخت و قدرت نفسانى عظيمى را تحويل تاريخ داد.

براى اينكه وضع و ميزان و كيفيت تحمل او در زندگى روشن گردد ما با رعايت اختصار آن را در سه دوره زندگى مورد بررسى قرار مى دهيم. باشد كه در سايه بررسى ها و تحليل هاى كوتاه براى ما رهيابى و هدايتى پديد آيد.

دوران كودكى

فاطمه عليهاالسلام از كودكى هم آغوش حوادث و محروميت ها بود. حوادث غم انگيزى از آغاز زندگى براى او پديد آمدند كه در برابر آنها بسيارى از بزرگسالان ذوب مى شوند. و دشوارى هائى در حيات ايجاد شدند كه هر يك به تنهائى براى به زانو درآوردن آدمى كفايت مى كردند. بعنوان نمونه به موارد زير توجه مى كنيم:

1- تحمل و محروميت ها: او در محيط سخت و محرومانه اى چشم به جهان گشود و در محيطى بحرانى توأم با فقر و محروميت اقتصادى تربيت شد. شايد براى خانواده او نسبتاً آسان بود كه زندگى را با رفاهى نسبى بگذرانند اما ديدار نامراديهاى مؤمنان خود براى آنها رنج دهنده و دشوارى آفرين بود. ميزان محروميت بحدى بود كه جز با شجاعت روحى و صبر و تحمل بى نظير نمى شد با آن مواجه گشت و فاطمه عليهاالسلام در سايه سرپرستى پدر اين چنين زندگى گذراند.

2- تحمل فراق مادر: او هنوز كودكى خردسال بود و به مادر نيازمند. اما دست اجل مهلت نداد و فاطمه عليهاالسلام خيلى زود از نوازش و سرپرستى مادر محروم شد آن هم مادرى كه زجر ديده و زحمت كشيده بود و يادآورى صحنه هاى تحمل اين مادر براى فاطمه عليهاالسلام خود مصيبت آفرين بود. گرد يتيمى بر سرش نشست او و پدرش تنها غمخوار خود را از دست دادند و از آن پس با دشواريهاى بيشترى مواجه شدند كه تنها صبر و تحمل فاطمه عليهاالسلام در اين زمينه چاره ساز بود.

3- تحمل آزار پدر: او از همان خردسالى به همراه پدر بود. در خانه كعبه حضور مى يافت و صدمه و آزار مشركان را تماشا مى كرد زخم زبان هاى آنها را مى شنيد و زجر دادن و سنگ زدن آنان را بر پدر مى ديد. او تماشا مى كرد كه پدرش را در مسجدالحرام كتك مى زدند و ناگزير به صبر و تحمل مى شد و گاهى هم مى كوشيد خود را سپر پدر قرار دهد و سنگ دشمن را بر سر و روى خود تحمل كند و براى اسلام آنها را بپذيرد و اين خود در دريادلى آينده اش مؤثر بود.

در تحمل رنج هجرت: او تنها پناه ظاهرى خود را پدر مى شناخت ولى فشار خصم سبب شد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تنها، و بدون فاطمه عليهاالسلام از مكه به مدينه هجرت كند. تحمل آن براى فاطمه عليهاالسلام دشوار بود ولى مى كوشيد قهرمانانه بايستد و سرانجام براى روز موعود به همراه على عليه السلام با ديگر فواطم به مدينه هجرت كند. و اينكه اين مدت چگونه بر او گذشت مسأله اى است كه خود فاطمه عليهاالسلام بايد از آن سخن گويد.

در كل، او از آغاز زندگى و در خردسالى رنج اين جهان را كشيده و تلخى ها و مرارتهاى دنيا را شخصاً تحمل كرده و شاهد حوادث بحرانى و خطرناكى در جامه خود بوده است. در دشواريها چندان متحمل بود كه او را صابره خوانده اند و در زجرها چندان با پدر همگامى كرد كه او را شريك پدر شمردند و در مهرورزى به پدر چندان تلاش كرد كه مصداق ام ابيها گرديد.

دوران زندگى با على

فاطمه عليهاالسلام در سنين اندك و پائين با على عليه السلام پيمان ازدواج بست مسائل و مشكلاتى كه بر اثر ازدواج و در زندگى انتخابى او و على عليه السلام پديد آمدند باز هم اندك نيستند. او با على عليه السلام هم خانه شد كه خود كوه استقامت بود و فاطمه عليهاالسلام در بسيارى از موارد در جنبه صبر و استقامت به على عليه السلام پناه جست صبر و تحمل او در اين جنبه نيز اندك نيست كه ما براى نمونه به مقدارى از آنها را در اين قسمت اشاره مى كنيم.

1- تحمل فقر او: فاطمه عليهاالسلام از بين خواستگاران على عليه السلام را برگزيد كه در تقوا و شجاعت و انسانيت و اخلاق كم نظير ولى در فقر و نادارى سختى بود، ميزان فقر على عليه السلام بحدى بود كه خانه در اغلب موارد خالى از آذوقه بود و فاطمه عليهاالسلام آن را تحمل مى كرد ولى اين تحمل دشوار بود مخصوصاً از آن بابت كه هر مادرى نگران وضع كودكان خردسال خويش است. در عين حال براى رضاى خدا آن را مى پذيرد و مختصر غذاى خود و خانواده را هم در راه خدا به فقيران ايثار مى كند.

2- تحمل سرزنش ها: فاطمه عليهاالسام از سوى كسانى كه از فلسفه حيات و رمز و راز سعادت و شأن و مقام او على عليه السلام بى خبر بودند دائماً مورد سرزنش بود. سرزنش از اين باب كه چرا با فردى ثروتمندتر ازدواج نكرده كه از مشكلات زندگى برهد؟ و چرا از ميان آن همه داوطلبان، ازدواج با او على عليه السلام را پذيرفته است؟ سرزنش از اين بابت كه او لباسى زيبا ندارد. خانه اش محقر و گلين است، درون خانه از بازار زندگى خالى است خود او را هم زينت و تجملى نيست مگر مى توان براى هر فرد سرزنش كننده استدلال كرده و قانعش نمود؟ ناگزير آنها را متحمل مى شود و دم برنمى آورد.

3- تحمل مشكلات زندگى: او بايد از بيرون براى خانه آب فراهم كند و در اين راه چندان تلاش كرد كه بند مشك روى سينه اش اثر گذارد. [مسند احمد ج 3 ص 329] بايد با آسياب دستى كار كند و گندم آرد نمايد، بايد خانه را جاروب و نظافت كند، بايد به فرزندان خود برسد، در عين حال بايد جوّ خانه را مساعد روح و پرواز على عليه السلام بسازد و تازه اگر فرصتى بيابد به كارى اقتصادى براى ترميم زندگى اقدام كند.

4- تحمل و صبر در عبادت: فاطمه عليهاالسلام زنى عابده است حتى دوست ندارد دقايقى از عمر خود را به هدر دهد. او را مجسمه عبادت نام داده اند، آن هم عبادتى كه با وجود آن همه فقرها و نادارى ها و محروميت ها و در عين گرسنگى و خستگى ناشى از كار روزانه بود. بيداريها، شب زنده دارى ها، اشك ريزى ها، داشتن خشيت الهى در دل همه و همه از امورى هستند كه جانكاهند ولى شوق فاطمه عليهاالسلام به انس با خدا همه اين نامرداى ها را از ميان برمى دارند.

فاطمه عليهاالسلام همچنين در مسير تحمل مشكلات ديگر و شدائد اجتماعى است. در راه خدا گام برمى دارد، براى هدايت زنان تلاش مى كند، فشارها و خفقان ها را بايد بپذيرد، حسادت ها و بدخواهى هاى ديگران درباره زندگى خوشبختانه اين زوج را بايد پذيرا شود و دم برنياورد... و او در كل جرعه نوش جام بلا بود و خريدار رنج در راه خدا.

پس از وفات پيامبر

فاطمه عليهاالسلام پس از مرگ پدر عمر چندانى نكرد، فاصله وفات او با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را حدود

2- 3 ماه ذكر كردند. ولى همين مدت كوتاه به تنهائى معادل با تمام رنجها و محنتهاى دوره هاى گذشته حيات بود. آنچه فاطمه عليهاالسلام در گذشته از جام بلا نوشيده بود اينك تجديد خاطره شده و مجدداً با همان شدت و بلكه بيشتر در برابر او حضور يافتند.

براى اينكه ميزان دشواريهاى حيات، و در مقابل آن درجه تحمل فاطمه عليهاالسلام روشن گردد كافى است و