ايعى را كه در زندگى پس از وفات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى او پديد آمده اند شماره كنيم، بخشى از آنها عبارتند از تشكيل سقيفه براى خليفه آفرينى، بردن على عليه السلام به مسجد، جبراً براى بيعت، آتش زدن به در خانه او، سقط جنين او، غصب فدك او، تفرقه امت پدرش، فقر و نادارى ناشى از محروم كردن دوستان على عليه السلام از بيت المال، استقرار ناحق، عدم همپروازى ها تلاش خصم براى هضم على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام در اندرون دستگاه خلافت همدستى براى بريدن شاخه هاى اسلام و حتى على عليه السلام كه تنه درخت اسلام بحساب مى آمد و... كلاً او چون پرنده اى مجروح بود كه در ميان دو حادثه و فاجعه سنگين گير كرده بود، مرگ پدر، نفاق خصم در برخورد با بازماندگان رسول. براى اينكه درجه صبر و تحمل او در برخورد با حوادث روشن گردد به چند نمونه و مورد آن اشاره مى كنيم:

1- تحمل شكست على عليهاالسلام: على عليه السلام عزيز جان پيامبر و همسر والاى فاطمه عليهاالسلام است، تحمل همه چيز براى فاطمه عليهاالسلام آسان است، اما تحمل نامرادى على عليه السلام و شكست دادن او در صحنه سياست براى فاطمه عليهاالسلام بسيار سخت است بويژه كه ببيند امت اجماع بر هضم على عليه السلام كرده اند. و حق او را كه حق خدا و حق مردم بود ناديده گرفته اند و اين خود قلب زهرا را شديداً مى فشرد. و فاطمه عليهاالسلام براى خدا آن را تحمل كرد.

2- تحمل غصب حق: فاطمه عليهاالسلام گمان نمى كرد كه دشمن با اين سرعت در حق او شوهرش طمع كند و با آن همه سفارش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درباره او، از ارث محرومش دارند. او وارث پدر بود و حقش غصب شد. فدك را كه خالصه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و واگذاشته به فاطمه عليهاالسلام بود از او گرفتند و فرياد فاطمه عليهاالسلام كه در واقع دفاع از حق مردم بود به جائى نرسيد او درآمد فدك را در راه خدا صرف مى كرد آن را از او دريغ داشتند تا مرد از دورش پراكنده شوند و فاطمه عليهاالسلام ناگزير آن را تحمل كرد و به فلج اقتصادى تن درداد.

3- تحمل نفاق ها: آدمى چقدر بايد خون بخورد كه شاهد باشد به اسم دين ريشه دين را قطع مى كنند و به اسم مذهب و در سايه تقديس مآبى اسلام را سركوب مى كنند. با حديثى جعلى مى خواهند قرآن را نسخ شده بينگارند و با تصنعى مى خواهند قلب واقعيت كنند. ارث او را ربودند با اينكه آيات قرآن آن را اثبات مى كند و آنها قصد خيانت دارند و فاطمه عليهاالسلام از ترس فروپاشى اسلام آن را تحمل مى كند.

4- تحمل رياست طلبى ها: خلفا در شرايطى بودند كه اگر به آنها گفته مى شد براى رياست دست از دين بردارند در قبول آن بى ميل نبودند

- در عين حال مدعى بودند كه براى حفظ اسلام تن به خلافت داده اند و نمى خواهند آن را بپذيرند. براى رياست طلبى از قبح عمل ابا ندارند حتى از كتك زدن دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله. بگفته ابن ابى الحديد آنها از آغاز اسلام را بخاطر طمع پذيرفتند و طبق ادعاى او آنان با يهود در رابطه بودند و آنچه بعنوان ملاحم در تورات آمده بود خبر يافته بودند و براى دستيابى به آن دست و پا مى زدند [ج 20 ابن الحديد ص 298] و فاطمه عليهاالسلام بايد اين رياست طلبى ها را تحمل كند و براى اسلام دم برنياورد.

5- تحمل صدمه به اسلام: او در شرايطى بود كه كشته هاى پدر و شوهرش را بر باد رفته مى ديد و دم برنمى آورد. تحت فشار نامردمى داشت كه همه چيز را حتى به بهاى از دست دادن اسلام مى پذيرفتند تا به مراد خود دست يابند. چه بسيار بودند. زجرها و رنجها كه پبامبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السلام و صحابه بزرگوار تحمل كردند تا اسلام زنده بماند و اگر فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام بصورت جدى و مبارزه اى با آنها درگير مى شدند فاتحه اسلام خوانده مى شد و فاطمه عليهاالسلام به همين خاطر صبر كرده بود.

6- تحمل آزار جسمى: او ضربه خورد، ضربه اى سخت، بدان حد كه فرزندش در رحم شهيد شد. او را بين در و ديوار فشردند، بر بازويش ضربه زدند، بر پهلويش لگد زدند و در كل شرايطى پديد آمد كه فاطمه عليهاالسلام به بستر كشانده شده و در شرايط مرگ قرار گرفت. روح لطيفش به گونه اى بود كه بايد گفت تنها مرگ پدر آن را كفايت مى كرد ديگر آزار مشركان براى او زيادى بود. ولى آن آزارها را هم صبورانه متحمل شد.

7- تحمل فراق پيامبر صلى اللَّه عليه و آله: كه اين امر براى او بسيار بسيار سنگين بود. او كسى است كه از شنيدن خبر مرگ خود از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه وعده اش داده بود نخستين كس از خاندان اوست كه به او ملحق مى شود خرسند شده خنديد. حال با اين روحيه چگونه فراق پدر را تحمل كرد مسأله اى است كه بررسى، آن دفتر جداگانه اى را مى طلبد.

در كل فاطمه عليهاالسلام پس از مرگ پدر به دشواريهاى سختى مبتلا شد كه اگر نبود مقاومت و ايستادگى او، و اگر نبود ظرفيت بالاى روحى و تحمل فاطمه عليهاالسلام، ناگوارهاى سختى براى او پديد مى آمد. تنها همين زجر براى او كافى است كه پيامبر در مأموريت 23 ساله خورد از مردم اجر و مزدى نخواست جز مودّت ذوى القربى ولى مردم با تنها بازمانده رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله حق نشناسى كردند او را آزردند.

او پس از مرگ پدر به دست مزدوران شيخين افتاد، اسير نفاق آنها و شكنجه شد و ضربه ديد، خلافت مخصوص على عليه السلام را ناديده گرفتند، محسنش را شهيد كردند و فاطمه عليهاالسلام راه تحمل را در پيش گرفت. 
رمز و راز صبر فاطمه

در صبر و تحمل فاطمه عليهاالسلام رموزى است كه اسا آن را خواستارى بقاى اسلام تشكيل مى دهد. او طبيبى الهى و در آشناست اهل بصيرت و تشخيص است و مى خواهد به صورتى عمل كند كه فتنه اى ضد اسلام پا نگيرد، و زحمات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، و صحابه راستين او و شهيدان راه دين بر باد نرود.

او خطرات ناشى از بى صبرى را مى شناسد و بدين نظر سعى دارد در بلايا متحمل باشد و خواستار توان تحمل از خداوند است؟ در دعاى فاطمه عليهاالسلام مى خوانيم: اللّهم اِنِى اَسئلُكَ صَبْراً عَلى بَلِيَّتِكَ... [تحفة الزائر.] از تو اى خداى بزرگ مى خواهم كه شكيبائى در بلايايت را بمن عنايت فرمائى. و تلقى او را از صبر و تحمل اين است كه آن نخستين گام در راه بندگى خداوند است، و مخصوصاً بايد با اخلاص همراه باشد و او اين درس را از پدر آموخته بود.

سفارش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم در اين زمينه كه از پيش در او بسيار مؤثر و كارساز بود. پيامبر خود وضع آينده را براى فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام تشريح كرده بود. و به او سفارش فرمود كه بر خدا توكل كن، صبر كن، به همانگونه كه پدران تو از پيامبران سلف و مادرانتان و همسران آنها صبر كردند: تَوَكُّلى عَلَى اللَّهِ، وَ اصْبِرِى كِما صَبَرَ آباؤكَ مِنُ الاَنْبِياءِ وَ اُمهاتِهِمْ وَ اَزْداجِهِم. [ص 179 تفسير فرات.]

اينكه پيامبر فاطمه عليهاالسلام را اين همه مى بوسد و در حضور جمع او را مورد ستايش قرار مى دهد و اين همه احاديث و سخن را درباره او مى ف