دگى اين دو مبتنى بر تقسيم كار است و اين تقسيم توسط پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در شب عروسى على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام صورت گرفت كه كارهاى داخلى خانه مربوط به فاطمه عليهاالسلام و كارهاى خارج خانه از آن على عليه السلام [و سايل 14 ص 123] و فاطمه عليهاالسلام از شنيدن اين آنچنان خوشحال شد و فرمود كسى نمى داند كه براى اين امر چه سرور و شادابى براى من حاصل شد. لا يَعْلَمُ ما اَدْخَلنى مِنَ السُّرورِ لِهذا الاَمْرِ الّا اللَّه [ص 68 الزهراء] و خداى را شاكر شد.

از ديد فاطمه عليهاالسلام اداره خانه و مسوؤليت آن كار كوچكى نيست كه فاطمه عليهاالسلام از آن گريزان باشد و يا مادرى و تربيت نسل كارى ناچيز نيست كه فاطمه عليهاالسلام از آن احساس حقارت داشته باشد. حقارت براى آن كسى است كه براى كسب شهرت و عنوان خداى را فراموش مى كند و از مردم سراغ عزت را مى گيرد و در نتيجه نسل خود را ضايع مى سازد.

فاطمه عليهاالسلام از اين تقسيم كار چنان راضى است كه مى گويد جز خدا كسى از آن خبر ندارد. و اين خود بايد درسى باشد براى ديگران تا دريابند لذّات در سايه چگونه كار و تلاشى براى زن حاصل مى شود. كار بيرون زن چيز بدى نيست ولى بهتر از آن رسيدگى به سنگر خانواده است، مگر آنگاه كه ضرورتى براى جامعه باشد.

برنامه دارى در زندگى

زندگى امرى هدفدار است و حركتها و تلاشها نمى توانند بى هدف باشد. براى انسان ضرورى است براى هر كار و تلاشى كه انجام مى دهد قصدى و نيتى باشد. وَلْتَكُنْ لَكُمْ فى كُلِّ اَمرِ نيّه [حديث نبوى] و قصد و نيت بدان مقدار مى ارزد كه ارزش شخصيتى انسان به آن وابسته است لِكُلِّ اَمْرى مانَوى. [حديث نبوى.]

براى زندگى برنامه اى و محتوائى لازم است. و فاطمه عليهاالسلام از زنانى بود كه زندگيش را با برنامه دارى همراه كرده بود. همه ساعات و دقايقش از روى حساب بود. اوقات شبانه روزش به اين صورت مى گذشت.

- انجام كارهاى خانه كه او زنى با چند فرزند بود و رسيدگى به امور آنها آن هم در آن روزگار كارى آسان نبود.

- برنامه عبادت كه بخشى مهم از اوقات زندگى او را تشكيل مى داد.

- كمك به كارهاى على عليه السلام همسرش حتّى در امر جنگ و پيكار و مشاورت.

- كمك به بينوايان در تهيه غذا و ابزار و لباس و زندگى آنها.

- جلسه دارى و امر هدايت زنان و بانوان كه تازه وارد اسلام شده بودند.

- برنامه تلاوت قرآن كه با خون و جان او درآميخته بود.

- احقاق حق ها و مبارزه ها و مناشده ها مخصوصاً پس از ايام وفات رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله.

- و تازه اگر دقايقى فراغت مى يافت به بافندگى و پشم ريسى مى پرداخت، هم براى تهيه لباس فرزندان و هم براى فروش در بازار و تأمين هزينه بخشى از كارهاى ضرورى خانواده.

- در عين حال كارهاى شخصى پيامبر بر عهده او بود اگر چه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله همسرانى متعدد داشت.

اصولى در زندگى فاطمه

زندگى فاطمه عليهاالسلام بر مبانى و اصولى استوار است كه همه آنها نشأت گرفته از اسلام محمدى صلى اللَّه عليه و آله است. براى ما بسى دشوار است كه همه اصول و مبانى مورد نظر را در اين قسمت عرضه بداريم ولى آنچه را كه در اين قسمت بعنوان نمونه ها قابل ذكرند عبارتند از:

- اصل هدفدارى در هر كار و برنامه و اقدام در زندگى.

- اصل ايمان و باور داشت به آنچه كه از جانب خدا بعنوان دستورالعمل زندگى صادر شده.

- اصل تطابق عمل فاطمه عليهاالسلام با تعاليم و دستورات اسلام.

- اصل تقوا، زهد و ورع در همه امور و فعاليت ها.

- اصل اعتدال در امور بگونه اى كه از دو مرز افراط و تفريط دوروبر

- كنار باشد.

- اصل صالح بودن عمل و انجام كارى كه مذهب صلاحيت آن را تأييد كند.

- اصل اتقان و محكم كارى در امور بگونه اى كه از هرگونه خلل و فرجى دور باشد.

- اصل خير بودن عمل و رعايت منافع و مصالح عامه مسلمين.

- اصل اعمال اراده از سوى خود تا كارى كه انجام مى دهد در خور حساب و كيفر و پاداش باشد.

- اصل مشاركت اجتماعى و دورى از انزواجوئى و رهبانيت.

- اصل مقاومت و پايدارى و ثبات در رأى تا سر حد وصول به هدف.

- اصل صبر و تحمل در مصائب و دشوارى هاى ناشى از حركت به سوى اهداف.

- اصل اعتماد و اطمينان به خدا و ياد و ذكر او در كارها.

- اصل جرأت و شجاعت نشأت گرفته از ايمان و وابستگى به خدا

- اصل شكرگزارى در امور بخاطر امكاناتى كه خداوند در اختيارش قرار داده است.

- اصل اقتدا به صالحان و پاكان و نياكان و در رأس آنها رسول گرامى اسلام.

- اصل ترجيح رضاى خالق بر مخلوق در همه امور.

- اصل حفظ كرامت و جلال و شوكت انسانيت كه انسان ذاتاً از احترام برخوردار است.

- اصل اطمينان و اعتماد به خدا كه بنده اش را در تنگناها بخود رها نمى كند.

-... و فاطمه عليهاالسلام مجموعه اين اصول را مورد رعايت و عمل قرار مى دهد و از اين باب الگو سرمشق زنان است.

سادگى زندگى

از عواملى كه در سعادت انسان مؤثر و سبب خوب انديشيدن و توان تصميم گيرى نيكوست سادگى زندگى و دورى انسان از قيد و بندهاى اسارت آفرين است. چه بسيارند وسايل و ابزارى كه به ظاهر عامل رونق زندگى بحساب مى آيند ولى در نهايت فكر و انديشه ما را براى تهيه و حفظش مشغول مى دارند. زرق و برق ها در مواردى بلاى جانند و ما را به پاسبانى و خدمتكارى خود مى خوانند.

اصل اين است ابزار زندگى در اختيار و در خدمت ما باشد نه ما در خدمت ابزار. ماشين بايد مايه راحت ما باشد و نه ما در خدمت ماشين. و زندگى فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام اين چنين بود. آنها خود را در بند قيود مادى اسير نكردند و براى ابزار زندگى بنده و برده نشدند.

خانه فاطمه عليهاالسلام از نظر ظاهر و از ديد وسايل و ابزار خانه محرومى است و در آن چند وسيله ساده بچشم مى خورد. فرشى از ليف خرما در آن گسترده اند و چند كاسه گلين و احياناً مسى در گوشه و كنار است كه در حد رفع ضرورتهاى اساسى تهيه شده اند.

آنها مى توانستند براى خود خانه و وسايل اشرافى تهيه كنند ولى تكيه گاهشان را آرمان الهى قرار دادند نه اشرافيت مادى، در اين خانه زن و شوهر براى وصول به منتهاى اوج رشد خود زندگى مى كنند و حتى لباسشان وصله دار است. خانه از شرايط عادى هم محدودتر است ولى همت ها بلند و انديشه ها در كمال است. توقع زن از شوهر محدود و حيا مانع آن است از همسر چيزى بطلبد. شوهر هم بزرگ منش و غيرتمند و مراقب آنكه شأن فاطمه عليهاالسلام را نيكو رعايت كند.

فقر اختيارى

زن و شوهر فقيرند ولى فقرشان اختيارى است نه اضطرارى تنها درآمد سالانه شان از فدك بيش از 80 هزار دينار بود (البته برخى كمتر و گروهى مقدار آن را بيشتر نوشتند) ولى آن را در راه مردم صرف مى كردند نه زندگى شخصى خودشان

- زندگى خود آنها فقيرانه بود.

بگفته لامانس مستشرق فرانسوى: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هم اين فقر را از آنان دور نكرد بلكه سعى داشت آنان را در همان فقر و قناعت نگه دارد. تشويق پيامبر به ايثار بود و آنها هم پذيراى آن. آنها در عين فقر و نادارى و در عين قناعت گاهى بخشش هاى كلان دا