تند و گاهى دينار دينار بذل مى كردند.

جنگ خيبر غنائمى بسيار براى مجاهدان پديد آورد كه طبعاً على عليه السلام نيز از آن بى نصيب نبود. ولى در راه بذل آنچنان دست و دل گشود كه حتى سهمى براى خانواده اش باقى نماند و البته فاطمه عليهاالسلام هم بدان راضى بود و خود دست كمى از على عليه السلام نداشت. پيامبر با فردى وارد خانه فاطمه عليهاالسلام شد و ديد فاطمه عليهاالسلام تنها چادرش را هم به ديگرى بخشيده است. و ناگزير با ملافه اى سر خود را پوشانده و در برابر پيامبر قرار گرفت.

اينان فقير بودند ولى هرگز از فقر خود نناليدند و از بخت بدشان شكوه نكردند. بلكه بر عكس خداى را شاكر بودند و در عين نادارى و گرسنگى به عبادت و نيايش خالصانه مى پرداختند. به عبارت ديگر خداى را براى نان نپرستيدند كه پرستش تنها بدان خاطر است كه خداى در خور آن است.

كارهاى خانه

فاطمه عليهاالسلام در خانه كارهاى متعددى دارد كه خود را موظف به انجام دادنش مى داند. از كشيدن آب از چاه و آوردن به خانه، تا رفت و روب و نظافت، از آرد كردن گندم و جو تا تهيه غذا و پختن آن، از وصله زدن لباس تا بافتن پارچه و تهيه پيراهن براى فرزندان. [ص 641 وسايل الشيعه ج 17.]

او بزرگترين بانوى اسلام، دختر خاتم الانبيا و همسر خاتم الاوصياء ولى در تمام مدت عمر كوتاه خود بمانند بسيارى از زنان اشراف خانمى نكرد. حتى آن روز كه خدمتكارى به خانه آورد كارهاى خانه را با او قسمت كرد، يك روز از آن فضه و يك روز از آن زهرا عليهاالسلام.

درباره حد و ميزان كارش بد نيست از زبان على عليه السلام سخنى را بشنويم. او روزى به شخصى از بنى سعد كه درباره فاطمه عليهاالسلام و زندگيش سؤال كرده بود فرمود:

- اَلا اُحَدِّتُكُ عَنّى وَ عَنْ فاطِمَة الزَهْراءِ عَلَيهاالَسلام آيا دوست ندارى از خود و فاطمه عليهاالسلام براى تو سخن بگويم.

- اِنَّها كانَتْ عِندى او روزگارى را در كنار من گذراند.

- فَاسَتَقَتْ بِالْقربَة حَتّى اَثَّر فى صَدْرِها آنقدر سقائى كرد و با مشك به خانه آب آورد كه روى سينه اش اثر گذاشت. و َ طَحَنَتْ بِالرَّحى حتَى مَجَلَتْ يَدَها گندم آسياب كرد كه دستهايش پينه بست.

- وَ كَسَحَتِ الْبَيْتِ حَتى اِغبَّرِّتَ تِيابَها آنقدر خانه را رفت و روب كرد تا بر جامه اش خاك و گرد نشست. و َ اَوْقَدَتْ تَحْت القِدر حَتى وَ كِنَتٍ ثِيابَهَا آنقدر زير اجاق در آتش دميد كه پيراهنش خاك آلود شد.

فَاصابَها مِنْ ذلِكَ ضَر شديد [ص 83 الزهراء] و از اين بابت بر او صدمه سختى وارد آمد.

او در كارهاى خانه چندان گرفتار بود كه با يك دست آسياب را به گردش مى انداخت و با دستى ديگر فرزند خود را در آغوش گرفته و شير مى داد و پيامبر دلداريش مى داد كه دختر تلخى هاى دنيا را بچش تا در آخرت شيرين كام باشى.

زهد و قناعت او

فاطمه عليهاالسلام زاهده است نه بمعنى تارك دنيا، بلكه بدان معنى كه دنيا نتوانست در او تصرفى كند و او را اسير و برده خود سازد. (اَلزُّهْدانْ لا تَمْلِكَكَ الدُّنيا وَ اَنْتَ تَمِلكُهُ). [نهج البلاغه] مى كوشيد دنيا را در حد وسيله اى دوست بدارد ولى عاشق آن نشود.

در انصراف از جهان مادى و توجه به آخرت زنى را بمثل او نمى شناسيم. او در زندگى قانع بود، نه در كسب و تصرف بلكه در مرف و آنچه را كه بدست مى آورد در راه خدا صرف مى كرد. او در زهد و قناعت و در ذخيره سازى براى كمك كارى هاى بزرگ جداً زنى الهى است.

كدام مادر است كه از قوت فرزندان، حتى با توافق و رضاى آنها حاضر باشد بكاهد تا در راه خدا صرف فقيران كند. و كدام زن است كه درد گرسنگى را تحمل كند و ديگران را دريابد؟ چنين شرايط و اوضاع را بايد در خانه افرادى چون فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام جستجو كرد على عليه السلام از محل غنائم جنگى گردنبندى براى فاطمه عليهاالسلام تهيه كرد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را ديد و فرمود: فاطمه عليهاالسلام جان آيا راضى مى شوى كه مردم بگويند دختر پيامبر چون دختر پادشاهان و جبابره لباس مى پوشد و زينت مى كند؟ فاطمه عليهاالسلام مطلب را دريافت، آن را فروخت و از محل آن بنده اى را آزاد كرد. و نيز شنيديد كه عروس بود و به خانه شوهر مى رفت و در بين راه به گدائى برخورد، همان جا در ميان ديوارى از زنان، پيراهن را از تن به درآورد و به فقير داد و خود با جامه كهنه به حجله عروسى رفت و كدام زن است كه چنين كند. جامه بهتر را به فقير مى دهد تا مصداق اين آيه قرآن قرار گيرد. لن تنالو البر حتَّى تُنْفِقُوا ممّا تُحِّبُونَ. [آيه 92 سوره آل عمران.]

وضع لباس و بستر او

سلمان بر او وارد مى شود، چادر وصله دارش را مى بيند و تعجب مى كند. فاطمه عليهاالسلام تعجب سلمان را به پدر گزارش مى دهد و مى گويد يا رسول الله صلى اللَّه عليه و آله اِنّ سَلمانُ تَعَجّبَ مِنْ لِباسى

- فَوالَذى بَعَثَكَ بِالحَّقِ

- مالى وَ لَعَّلى مُنْذُ خَمْسَ سَنَة اِلّا مِسْكُ كَبشٍ تَعَلَّفَ عَلَيْها بالنَّهارِ تعبيرنا

- وَ اِذا كانَ اللَيلِ اِفتَرشَناهُ. [فاطمه الزهراء عليهاالسلام.]

اى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سلمان از لباسم تعجب كرد

- قسم به كسى كه ترا بر حق مبعوث كرد براى من و على عليه السلام كه پنج سال ازدواج كرده ايم جز پوست گوسفندى كه روزها شتر ما بر آن غذا مى خورد و شبها آن را فرش بستر خود كنيم چيزى نداريم.

آنها حتى وسيله خوبى براى خواب و استراحت نداشتند. على عليه السلام فرمايد: پيامبر بر ما وارد شد، و ما روكشى داشتيم كه وقتى آن را درازا بر سر مى كشيديم پهلوى مان بيرون مى ماند و وقتى از عرض بر خود مى كشيديم پاها و سرهاى ما بيرون مى ماند

- فَاَتى النُبىُ صلى اللَّه عليه و آله وَ عَلَيْنا قَطيفهٌ، اِذا لبسناها طُولاً خَرَجَتْ مِنها جُنُوْبُنا

- وَ اِذا لبْسناها عَرْضاً خَرَجَتْ مِنْها اَقْدامَنا وَ رؤُوسَنا. [ص 49 ذخائر العقبى.]

غنيمت هاى جنگى على عليه السلام مختصر گشايشى در كارها پديد آورده بود اما وضع مردم چنان نبود كه بخود واگذار شوند. فاطمه عليهاالسلام و على عليه السلام براى اينكه در سفره مردم نانى باشد از نان خود مى گذشتند و اين كار نه براى ابراز قدردانى مردم از آنان بود كه آنها آن را در راه خدا و براى محبت به او انجام مى دادند.

انس و صفا

اين زندگى سرد ناشى از فقر و محروميت را انس و صفاى زوجين گرم مى كرد. آنان با همدلى و همرازى، با هدفدارى و هماهنگى زندگى را رونق و صفائى مى بخشيدند. على عليه السلام خوشحال بود كه همسرى فهميده، باصفا و دردآشنا دارد همسرى كه متوجه شرايط زمان است و على عليه السلام را نيكو درك مى كند. فاطمه عليهاالسلام هم خرسند است كه مردى الهى دارد مردى كه عمرش را در راه خدا صرف كرده و از خواب و راحت خود كم مى گذارد تا خداى را از خود راضى سازد.

بدين سان زوجين براى يكديگر و در ديد هم نعمتى بحساب مى آمدند و در طريق رشد و تعالى هم مى كوشيدند اصولاً آنچه كه زندگى را شيرين مى سازد زرق و برق و وسايل و ابزار و امكانات و حتى خ