ته بود. و يا در مواردى تنها سرانداز خود را به مستمندى داده و خود در خانه مى نشست. گاهى دستبند خود را هديه مى كرد، زمانى گوشواره اش را، گاهى هديه هاى گرانقيمتى را كه براى ا و مى آوردند و رقم هاى نقدى بخشش او را برخى حيرت آور ذكر كرده اند تا چهل هزار دينار [حليه الاولياء ابونعيم ج 1 ص 68] (كه البته با توجه به فقر عمومى در جامعه بعيد مى نمايد فاطمه عليهاالسلام چنين رقمى را تنها به يك فرد اختصاص دهد)

ترجيحات فاطمه

مقدمه

مطالعه در حيات فاطمه عليهاالسلام و خاندانش نكته هائى را به آدمى مى آموزد كه با استفاده از آنها مى توان زندگى را روح و معنى بخشيد. اين مسأله بدان خاطر است آنچه را كه فاطمه عليهاالسلام مى انديشيد ديگران يا نمى انديشيدند و يا كمتر بدان عنايت داشتند. او نيك مى دانست كه سرورى و سالارى دو جهان در سايه چه كار و تلاشى پديد مى آيد.

او در بين مسائل گوناگونى كه در سر راه او قرار داشتند ترجيحاتى را در نظر مى گرفت و بر اساس آن به پيش مى رفت و بدين خاطر توانست رشد و كمالى را بدست آورد كه ديگران در اكتساب آن وامانده بودند و اصولاً در كمال طلبى توان و استعداد زن زياد است ولى توان موفقيت در آن كمتر است و اين به علت وابستگى هاى بسيار، احياناً حسادتها، و دلبستگى هاى شديد مادى است. در روايتى آمده است: كَمَل مِنَ الرجالِ كَثيراً وَ لَمْ يَكْمُل مِنَ النِّساءِ الَّا مَرْيَم اَبِنةُ عِمْرانَ، وَ آسِيَة بِنْتَ مُزاحِم وَ امرأة فِرْعَونَ وَ خَديجَه بِنْتَ خويلَد وَ فاطمةً بِنْتَ مُحَمدا ص [ص 51 نورالابصار]: مردان زيادى به درجه كمال رسيدند ولى از زنان جز چهار تن به مرحله كمال واقعى دست نيافتند و آنها عبارتند از مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم همسر فرعون، و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد صلى اللَّه عليه و آله

رمز و راز كمال

در رمز و راز كمال او موارد بسيارى را مى توان ذكر كرد كه اساس همه آنها ترجيح دادن خدا بر ديگر افراد و امور است. فاطمه عليهاالسلام بنده خالص خداست و هيچ كار و تلاشى را بدون رضاى او انجام نمى دهد. هيچ چيز در نزد فاطمه عليهاالسلام عزيزتر از رضاى خداوند نيست.

او انسان است و به سائقه انسانيت ذوق ها و تمايلاتى دارد ولى در اعمال اين ذوق و خواسته در پى آن است دريابد آيا خداى را هم بدان رضايت است يا نه؟ اصل را بر اين قرار مى دهد كه خواست و مشيت خود را با خواست خداوندى تطابق دهد و مصداق آيه و ما تشاؤُن الّا ان يشاء الله باشد.

چه بسيار بودند شرايط و امكاناتى كه در زندگى فاطمه عليهاالسلام پديد مى آمدند و دل به واقع هوس آن را داشت ولى آن هوس را فروخوابانده و به دنبال مسير ديگرى رفت. اين خطاست كه فكر كنيم غذاى چرب و شيرين به كام فاطمه عليهاالسلام تلخ مى آمد و يا او از لباس خوب نفرت داشته است. نه، مسأله چنين نبوده است

- زيرا كه او انسان است و طبيعت و مذاق انسانى دارد. ولى او در سايه خودسازى و مديريت خود به درجه اى رسيد كه مى توانست از آنها براى وصول به اخلاق بالاتر بگذرد.

دامنه ترجيحات او

ذكر همه آنچه را كه در اين مقاله قابل ذكرند از عهده ما خارج است بويژه كه ما در اين مجموعه اصل را بر رعايت اختصار قرار داده ايم تنها به عنوان فهرست مباحث عرضه مى داريم كه ترجيحات او در زندگى عبارت بودند از:

- ترجيح رضاى خداوند بر رضاى خود و ديگران

- ترجيح آخرت بر دنيا ضمن توجه به دنيا و مواهب آن

- ترجيح معنويت بر ماديت ضمن توجه به ماده

- ترجيح گرسنگى بر سيرى براى باز بودن در حاجت

- ترجيح سادگى بر تجمل ضمن پذيرش محدود آن

- ترجيح كار و تلاش مستمر بر بيكارى و تن آسائى ،

- ترجيح سخنگوئى به حق در برابر سكوت

- ترجيح مبارزه بر سكوت در برابر بيدادگرى ها

- ترجيح پدر و همسر و فرزندان بر خود در حيات خانوادگى

- ترجيح جامعه بر فرد، و ديگران بر خود.

- ترجيح شب زنده دارى بر خواب و غفلت

- ترجيح سختگيرى بر خود در دنيا براى رعايت آخرت

- و نمونه اين ترجيحات در زندگى فاطمه عليهاالسلام بسيار بودند. او در اين زمينه چنان كار و اقدام داشت كه گوئى حتى خويشتن خود را فراموش كرده و مصداق فناى فى اللَّه شده است. و حاصل چنين ترجيحاتى است كه فاطمه عليهاالسلام را زنى اسوه و نمونه مى سازد.

ترجيحات در رابطه با مذهب

در آنچه كه به جنبه هاى صرفاً مذهبى مربوط مى شود فاطمه عليهاالسلام را مى يابيم كه در آن كمال رشد خود را نشان مى دهد. او مؤمن به مذهب است، عاشق پروردگار خويش است و در اين راه همه چيز را فدا كرده است جانش را، مالش را، عزت و ابرويش را، همتش را، پيكر و پهلويش را، بازويش را، قوت پايش را، فرزندان را و... مصداق اين آيه قرار شد: قُلْ اِنَّ صلوتى وَ نُسُكى وَ مَحياى و مَماتى لِلَّه. [آيه 162 سوره انعام.]

براى او رنج ها و دشواريهاى بسيارى در مسير زندگى پديد آمدند كه هر كدام در حدى بودند كه آدمى را ذوب مى كنند. از رنج نادارى، و فقر و گرسنگى فرزندان، و درگيرى با افراد ناباب و سرزنش ها و جهل ها و ناديده گرفتن ها و... اما همه آنها قابل تحمل بودند، جز مصيبت دين.

او مذهب را بر همه امور ترجيح مى دهد، به همين نظر در دعاهاى او اين جمله مهم را مى يابيم كه اللَّهُم لا تَجْعَل مُصيبَتى فى دينى [فاطمه الزهراء بخش دعا]

- خداوندا مصيبت مرا در دينم قرار مده. اصل بر اين است آدمى سالم بماند و اگر خود در مسير آن دچار دشوارى شد مشكلى در سر راه نخواهد بود.

ترجيح تسبيح بر خادم

فاطمه عليهاالسلام زنى جوان بود و در انجام وظايف زندگى و سرپرستى فرزندان و اداره كانون مشقات بسيارى را متحمل مى شد. روزى على بر او وارد شد و ديد فاطمه عليهاالسلام خيلى دچار رنج و زحمت شده، از يكسو سرگرم آسياب كردن و تهيه آرد است و از سوى ديگر سرگرم رسيدگى به فرزندان و شايد شير دادن يكى از آنها...

گفت، فاطمه عليهاالسلام خود را به زحمت انداختى، و دلم را به درد آوردى. خداوند خدمتكاران بسيارى را نصيب پدرت كرد. چرا از او خادمى طلب نكنى؟ با على عليه السلام بنزد پيامبر رفتند. على عليه السلام از زحمات فاطمه عليهاالسلام سخن گفت، و درخواست خادم كرد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خطاب به فاطمه عليهاالسلام فرمود مى خواهى ترا به چيزى دلالت كنم كه از خادم بهتر باشد؟ فاطمه عليهاالسلام گفت: آرى، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تسبيحات پس از نماز را به او آموخت [علل الشرايع ص 128.]

در اهميت تسبيحات روايات بسيارى آمده كه از جمله آن اين روايت از امام باقر عليه السلام است: ما عُبِدَ الهُ بِشَى ء اَفضَل مِنْ تَسبيح فاطِمة كُلَّ يَومٍ دُبُرَ كلِ صلّوةِ

- وَ لَوْ كانَ شَيى ء اَفَضلَ مِنْه لَنَحَلَه رَسُول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله فاطمة عليهاالسلام [ص 302 الزهراء] هيچ چيزى بمانند تسبيحات فاطمه عليهاالسلام كه در هر روز پس از هر نماز انجام مى شود خداى عبادت شده است و اگر چيزى از آن برتر وجود مى داشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را به فاطمه عليهاالسلام اهداء مى كرد.

آن تسب