حات شامل 34 تكبير (الله اكبر) 33 تحميد (الحمدلله) و 33 تسبيح (سبحان الله) است. فاطمه عليهاالسلام از دريافت اين پيام خداى را سپاس گفت و فرمود: رَضيتُ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ [مسند احمد ج 3 ص 39]،... از خداى و از رسول خداى راضى شدم.

در جنبه خانوادگى

فاطمه عليهاالسلام در زندگى خود همه گاه پدر را بر خود ترجيح مى داد. ما در بحثهاى گذشته، از جمله در بحث فاطمه عليهاالسلام و پدر [فصل ششم] اشارات بسيارى در اين زمينه داشتيم و متذكر شديم كه او چگونه خود را سپر بلاى پدر قرار مى داد، اسناد ما حكايت دارند كه او گاهى حايل بين خود و سنگ دشمن قرار مى گرفت، حاضر بود كه سنگ بر بدن او وارد شود ولى بر پدر وارد نشود.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بر او وارد شد و از او غذائى خواست. فاطمه عليهاالسلام عرض كرد خانه از آذوقه خالى است و خود و فرزندانش گرسنه اند. پيامبر برگشت و لحظاتى بعد زنى دو نان و كمى گوشت بعنوان هديه آورد. فاطمه عليهاالسلام در عين گرسنگى خود و فرزندان كل آن را براى پدر فرستاد.

او همچنين على را بر خود و فرزندان مقدم مى داشت. بسيارى از اسناد نشان مى دهند كه او گاهى در تنگناها و نادارى ها، غذاى خود را براى على ذخيره مى كرد. [ص 45 ذخائرالعقبى] على بر او وارد شد و اظهار گرسنگى كرد. فاطمه عليهاالسلام اظهار داشت غذائى ندارد و اين براى مدت دو روز است. و در اين دو روز مختصر غذا همان بود كه در اختيار او گذاشته بود. [ص 141 كشف الغمّه] دل على به درد آمد كه چرا از اين امر بى خبر بوده است.

در آن روز كه ماجراى سقيفه پديد آمد و فاطمه عليهاالسلام را كتك زدند شك نيست كه در اثر آن ضربه ها احساس درد مى كرد، و شنيديد كه به غشوه افتاد و فرزند خود را سقط كرد. ولى باور من اين است كه او بيش از اينكه از اين ضربه ها براى خود ناراحت باشد براى على ناراحت است كه او از تماشاى اين صحنه چقدر ناراحت است

- زيرا به حساسيت روح على كاملاً آگاه است.

در جنبه اخلاقى

ترجيحات فاطمه عليهاالسلام در اين جنبه بسيارند. چه فراوانند حالات و روحياتى كه جزو ملكه فاطمه اند و او در هيچ شرايطى آن را از دست نمى دهد. مثلاً در صدق و راستى كار او به جائى مى رسد كه عايشه همسر پيامبر درباره او مى گويد: پس از پيامبر كسى را از فاطمه عليهاالسلام راستگوتر نديدم [ص 316 الغدير] و او صداقت را بر كذب مرجح مى داند.

- او اهل جرأت و رشادت بود و هرگز جُبنى را در خود راه نداد از واقعه اى هر چند زحمت آفرين وحشتى بخود راه نداد آن روز كه خصم بر در خانه اش هجوم آورد، او دست از هدف برنداشت، آن روز كه در مسجد دستگاه حكومت آن همه ارعاب و تهديد را روا داشت فاطمه عليهاالسلام هرگز دم فرونكشيد و حق سخن را ادا كرد.

در دعاى فاطمه عليهاالسلام مى بينيم كه اين مناجات را دارد كه خداوندا عجب و ريا، كيد و تجاوز، حسد و ضعف، شك و وهن، درد و مرض، خوارى و ذلت، مكر و خدعه، گرفتارى و فساد را از من دور ساز، و آنها را از چشم و گوش و جميع اعضام بركن زمام امور را بدست گير و بهر سوئى كه مورد محبت و رضاى تست ببر [فاطمة الزهراء- بخش دعاها.]

او همچنين زهد را بر دلبستگى به دنيا ترجيح مى داد و در طهارت روحى كارش به جائى رسيد كه چيزى نمى خواست، جز آنچه خدا بخواهد و دوست نمى داشت جز آنچه را كه خداى دوست بدارد. اخلاقش اسلامى و منبعث از قرآن و دستورات اسلام بود.

در حيات اقتصادى

در حيات اقتصادى فاطمه عليهاالسلام هم ترجيحات فوق العاده اى بچشم مى خورند. اصولاً مال و منال، دارائى و ثروت در پيش چشم فاطمه عليهاالسلام آنقدر عزيز نيستند تا او به خاطر آنها از معنويت و طهارت چشم نپوشد. آنجا كه ماديات نتوانند وسيله وصول به معنويات باشند در برابر ديدگان فاطمه عليهاالسلام بى بهايند.

به همين نظر است كه فاطمه عليهاالسلام جامه كهنه را خود بر تن مى پوشد و در شب عروسى پيراهن نو را به فقير مستمند مى دهد و خود جامه وصله دار مى پوشد و جامه حرير را براى ديگران در نظر مى گيرد. بررسيهاى تاريخى در مورد حيات اقتصادى نشان دادند او چگونه گرسنگى در راه رضاى خداوند را بر سيرى و شكمبارگى ترجيح داد و چگونه فقر را بر مالدارى ترجيح داد و چگونه شرافت اقتصادى و تقواى مالى را بر بى حسابى و بى بند و بارى، و لباس كهنه را بر نو. [استاد ابوتوفيق ص 134] كدام عروس است كه در شب عروسى چنين كند؟ آيا واقعاً فاطمه عليهاالسلام از جامه نو بدش مى آمد؟

- آيا در اين عطا جز اين مى خواست كه انفاقش مصداق آيه لَيْسَ البِرَ حَتَّى تُنْفِقُوا مِما تُحِبُّونَ [آيه

86- آل عمران] باشد؟ آيا عطاى دستبند و گردن بند و پرده براى پيغمبر كه در روايات آمده [ص 436 شرف النبى صلى اللَّه عليه و آله] و درخواست آنكه براى فقيران صرف كند براى اين بود كه دستبند بر دست او سنگينى مى كرد؟ مى دانيد كه او هم از داشتن زيور بدحال نمى شد، بويژه كه نوجوان بود و همسر او هم جوان

- مى توانست براى خود لذتى و جمالى فراتر فراهم آورد و در سبك زنان اشراف باشد. امّا او ترجيح داد كه سَيدة نِساءِ العالمين باشد.

- مى توانست براى خود منصبى در جامعه فراهم آورد اما منصب آسمانى را بر آن ترجيح داد.

او چو همسرش على بود. زهد را بر دنياپرستى رجحان داد، قناعت را بر اسراف در مصرف ترجيح داد، ايثار را بر بخود رسيدن، خدابينى را بر خودبينى، سيرى مستمندان را بر سيرى خود مرجح دانست و در كل در برابر زخارف دنيا قامت برافراشت و به ديگران درس داد چگونه بايد با فضيلت شد.

ترجيحات او در رابطه با جامعه

حيات اجتماعى فاطمه عليهاالسلام نيز از اين بابت درس آموز است. با آن همه عشق و علاقه اى كه به عبادت و بندگى خدا دارد زندگى اجتماعى را بر رهبانيت ترجيح مى دهد. مى خواهد در جامعه باشد، از درد افراد جامعه سر درآورد، به امور مسلمين اهتمام ورزد.

اما در عين حضور اجتماعى سعى دارد او مردى را نبيند و مردى هم او را نبيند و مى داند كه اين خود يك تضاد است. پيامبر در منبر اين مسأله را طرح كرد كه بگوئيد چه چيزى براى زنان از همه چيز بهتر است (اَخْبِرُونى اَىُّ شَيى ء خَيْرِ للنِساءِ؟) و مردم ندانستند و فاطمه عليهاالسلام فرمود مى دانم (وَ لِكنّى اَعْرِفُهُ) براى زنان اين بهتر است كه مردم را نبيند و مردم هم او را نبينند (خَيرٌ لِلنِساء اَنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُن الرِّجال) [و افى ملامحسن فيض.]

در حيات اجتماعى او وجود ضوابط را براى روابط انسانى بر بى بندوبارى و آزادى بى قيد و شرط ترجيح مى دهد، اخلاق نشأت گرفته از مذهب را بر خوى طبيعى مرّجح مى داند، اهتمام به امور مسلمين را بر بيغمى ترجيح مى دهد، داورى و قضاوت در راه خدا بر سهل گيرى و بى تعادلى ترجيح مى دهد، حق طلبى را ناديده گرفتن، تحرك را بر در جازدن، وحدت را بر تفرقه، مبارزه در برابر باطل را بر سكوت و خاموشى مرجح مى داند. 
ريشه اين ترجيحات

همانگونه كه از تارى حيات فاطمه عليهاالسلام آگاهيد ريشه و اساس اين ترجيحات جهان بينى فاطمه عليهاالسلام است. اين جهان بينى