 كه از قرآن و تعاليم اسلامى نشأت مى گيرد و القاء شده از سوى پيامبر و مركز وحى است تلقى هائى خاص براى فاطمه عليهاالسلام مى آورد كه حاصل آنچنان ترجيحاتى مى شود. نوع تلقى هاى او.

1- تلقى از دنيا بعنوان سراى رعايت و امانت، صحنه كدح و تلاش، عرصه عمل، ميدان كشت، صحنه مبارزه، محيط آزمايش، مدرسه يا دارالتكميل، و در كل وسيله و معبرى براى ورود به جهان باقى.

2- تلقى از مال: بعنوان يك فتنه و وسيله آزمايش، ابزارى براى گذران زندگى، وسيله اى براى كسب آبروى اخروى، كمك به مردم، رفع دردمندى ها رفع مشكلات و حاجات و ابزارى براى خدمت به انسانيت و كسب رشد.

3- تلقى از خوشبختى: وسيله اى براى اقناع درون، رضاى خاطر، وجدان آرام، در سايه حذف جلب رضاى معبود، دورى از عوامل اسارت آور چون لوكس و تجمل، سازندگى خود براى شناى در ميان امواج...

4- تلقى از انسان: به عنوان يك دعوت شده در دنيا، موجودى متعهد ، مسوؤل، مكلّف، داراى عقل و بصيرت و ادراك و زندگى براى نشان دادن ماهيت خود، رشد و تكامل خويش، عرضه راه بندگى

5- تلقى از آفريدگار به عنوان خالق و آمر، عزت بخش و ذلت ده، مالك مقتدر، شاهد و ناظر، محيط بر كون، حسابرس و حسابگر، كيفر و پاداش ده، صندوقدارى امين، عفوكننده در عين قدرت، عزيز ذوالنتقام...

6- تلقى از مرگ: به عنوان يك پل، يك وسيله انتقال، يك امر ناگزير، عامل سرور مؤمن، و ناراحتى منافق

7- تلقى از آخرت: به عنوان دار قرار، دار حساب، دار كيفر و پاداش، سراى جاودانى كه در آن همه كشته هاى دنيوى از نيك و بد بايد درو شوند و در پيشگاه عدل خدا پس از حسابرسى بهشتى اند و يا دوزخى

حيات اجتماعى فاطمه

در اين قسمت مى خواهيم از حيات اجتماعى فاطمه عليهاالسلام و از حضورش در جامعه و شرايط حضور و تلاشهاى اجتماعى او بحث كنيم فصل اول آن را اختصاص داده ايم به مسأله پوشش و عفاف فاطمه عليهاالسلام تا نخست اعلام بداريم كه در نظام حيات اسلامى پوشش و عفاف براى حضور در عرصه اجتماعى يك اصل است و شيوه اى كه غرب در اين رابطه دارد و يا حجاب را مانع خدمت اجتماعى معرفى مى كند دعوى بى موردى است. در آن از رمز و راز حجاب و انديشه فاطمه عليهاالسلام در اين مورد و دامنه و مرز آن را مورد بررسى قرار مى دهيم و در عين حال متذكر مى شويم كه زينت و تجمل براى زن لازم است ولى تنها براى همسرش نه براى هر عابرى در راه.

فصل دوم آن در مورد حضور اجتماعى فاطمه عليهاالسلام و ارتباط با جامعه است. در آن از احساس تعهد و مسوؤليت فاطمه عليهاالسلام در قبال جامعه، اهتمام به امور مسلمين، رفع دردمنديها و نيازمنديها، نجات مردم از محروميت ها و استضعافها، بخشش ها و دستيگرى هاى او از مردم و دوستدارى و دعاى او براى مردم سخن خواهيم گفت.

فصل سوم آن در مورد تعصب شكنى ها است و در آن از اين سخن خواهيم داشت كه به بركت وجود فاطمه عليهاالسلام بسيارى از تعصب هاى جاهليت شكسته شده اند خواه توسط پيامبر بوسيله او، و خواه توسط خود و فاطمه عليهاالسلام، نمونه آنها تعصبها در امر ازدواج، در مقام زن بودن، در حضور اجتماع، در اخلاق حق، در حركت و مبارزه و ايراد خطبه، در شكستن تعصب هاى زمانه... و بالاخره فصل آخر آن در مورد هدايت و رهبرى زنان است و در آن از اين نكته پرده برمى داريم كه خانه فاطمه عليهاالسلام مركزى بود براى آموزش و هدايت زنان در جنبه هاى مختلف حيات كه فاطمه عليهاالسلام به عنوان نخستين معلم زنان بحساب مى آمد و مسوؤليت هاى سنگينى را از اين بابت بر دوش مى كشيد دست پرورده هاى بسيار داشت كه مهمترين آنها اسماء و فضه بوده اند كه هر كدام با درس آموزى از فاطمه عليهاالسلام در دنياى اسلام درخشيدند. پوشش و عفاف فاطمه

مقدمه

اين بحث را با رعايت اختصار برگذار مى كنيم بدان خاطر كه بحث درباره پوشش و عفاف فاطمه عليهاالسلام كه اسطوره عفت و تقواست بسيار بى مورد بنظر مى رسد. مگر ممكن است كه در اين زمينه غفلت و جهلى باشد كه براى بيان و اثبات آن تلاشى لازم باشد؟ آيات متعدد قرآن در خانه پدر فاطمه عليهاالسلام نازل شده و امر به حجابش كرده

- مگر ممكن است در اين مورد غفلتى پديد آيد

- آن هم براى زنى كه ملكه اسلام و الگوى مجسم يك بانوى اسلامى است؟ اينكه در عين حال راجع به آن سخنى به ميان مى آيد بدان خاطر است كه: اولاً سرى مباحث مربوط به مكتب فاطمه عليهاالسلام كامل باشد و ثانياً مرز پوشش و عفاف و حدّ روابط آزاد مرد و زن از طريق آن تا حدودى روشن گردد و ثالثاً زن مسلمان بداند بانوى او كه فاطمه عليهاالسلام چگونه زندگى مى كرد و چگونه عمل مى كرد و اين درسى باشد براى آنها.

رمز حجاب و پوشش

بر طبق آيات قرآن و روايات سخن از ستر و پوشش زن است و بر اساس آنچه كه در سنّت است اصل بر اين است زن بگونه اى مشى و حركت داشته باشد كه در عرصه اجتماعى جز به ضرورت حضور چشمگير نداشته باشد و از پوششى برخوردار باشد كه حجم بدن و زيبائى او پيدا نشود و اين همان مسأله اى است كه در جامعه تحت عنوان حجاب مطرح است.

حجاب براى زنان برخلاف تصور عده اى عامل مصونيت زن از نگاه هاى ناروا و پيشگيرى از تبديل شخصيت و ارزش وجودى او به كالاى قابل مبادله است، ممكن است آن را از ديدى محدوديت بحساب آورند ولى اين محدوديت براى حفظ مصالح عاليترى است كه در سايه آن شرافت و شخصيت زن محفوظ مى ماند.

ساختمان وجودى مرد و زن بويژه در بعد طلب و تسليم، و در جنبه پذيرش و رد، و يا در تصرف و انعطاف بگونه اى است كه اين ستر و پوشش مصلحةً بايد توسط زنان اعمال گردد و شوق طلب و دعوت مرد را به همراه داشته باشد. در غير اين صورت حيات عاطفى و اجتماعى، و به دنبال آن حيات اقتصادى و شخصيتى زن در معرض خطر است و اين مسأله اى است كه بايد در مجلّد ديگرى مورد بررسى قرار گيرد. فى الجمله اين نكته كفايت كننده را بايد در نظر داشت كه صدور حكم حجاب از سوى پروردگار بدان خاطر نيست كه خداى خواسته باشد محدوديتى را براى زن و آزادى و بى بندوبارى را براى مرد پديد آورد و يا بى جهت موجب مزيتى و فضيليتى از فردى براى ديگران شود. اعتماد به امر و نهى حكيمانه خدا ريشه بسيارى از افكار و انديشه هاى انحرافى را در اين زمينه مى زدايد.

الگوى عفاف فاطمه

در مسأله پوشش و روابط مرد و زن در اسلام كيست كه از نظر الگوئى برتر از فاطمه عليهاالسلام باشد؟ آنچه كه او عمل كرد و موضع گرفت حجتى است براى همه زنان در جامعه اسلامى، بايد سعى بر اين باشد از فاطمه عليهاالسلام عقب نمانند و هم در مواردى از او جلو نزنند. فاطمه عليهاالسلام يك ميزان و محك است، يك معيار و وسيله سنجش است.

اگر در گوشه و كنار جامعه انحرافى بچشم مى خورد و اگر خداى نخواسته در جاهائى در كوچه و خيابانى از جامعه اسلامى زنان و دختران بى بندوبارى حضور دارند بدان خاطر است كه يا دين را نمى فهمند و يا اطلاعات دينى درست به گوششان نخورده است و البته جمع كسانى كه اين چنين اند و جدّاً از حيات الگوئى فاطمه عليهاالسلام بى خبرند اندك نيست.

اين نكته مهمى ا