ست كه بايد پيام فاطمه عليهاالسلام را به گوش رساند، افراد از منابع مطمئنى بايد خبر بدست آورند كه او چگونه مى زيسته و چه راه و روشى را در ارتباط با مردم اتخاذ مى كرده است. يا حضور اجتماعيش چگونه بود و به چه صورتى با ديگران آمد و شد و سخن داشته است.

طرز فكر فاطمه

براى اينكه طرز فكر فاطمه عليهاالسلام در رابطه اش با مردان روشن گردد به سخن زير توجه شود كه راويان آن متعدد و از جمله انس بن مالك از اميرالمؤمنين و ديگران است كه قبلاً از آن سخن گفتيم و اينك هم مكرر مى كنيم. على عليه السلام فرمود نزد پيامبر بوديم و او در منبر بود. پرسيد:

- اَخْيِروُنى اَىُّ شِيى ءِ خَيْرُ لِلنِساء؟ به من خبر دهيد و بگوئيد چه چيز براى زن از همه چيز بهتر است؟ هركس سخنى گفت و به نتيجه اى منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند. من به نزد فاطمه عليهاالسلام آمدم و سؤال پيامبر را تكرار كردم. فاطمه عليهاالسلام فرمود: خير للنساء اَنْ لا يَرَينُ الرِّجالَ وَ لا يَراهَّنِ الرِّجالُ

- بهترين چيز براى زن اين است كه آنها مردى را نبينند و مردى هم آنها را نبيند. [كشف الغمه

- منتهى الآمال ص 133 ج 1] خبر را به پيامبر برديم تحسن و تأكيد كرد و فاطمه عليهاالسلام را در كنار گرفت و فرمود ذُرّيةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ [آيه 34- سوره آل عمران.] و يا در شب ازدواج فاطمه عليهاالسلام بهنگامى كه او به خانه شوهر رفت از پدرش پرسيد تكليف و وظيفه من و على در اين خانه چيست؟ و پيامبر كارهاى داخل خانه را به فاطمه عليهاالسلام سپرد و كارهاى بيرون را به على عليه السلام. فاطمه عليهاالسلام پس از تقسيم كار گفت جز خدا كسى نمى داند كه چقدر خوشحال شدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مرا از مواجهه با مردان معاف نمود. [ص 122 وسايل الشيعه ج 14.]

در ديدار مردم

او ضوابط پوشش را در رابطه با نامحرم كاملاً رعايت مى كرد و سعى داشت از غير محارم كناره گيرى داشته باشد [رياحين الشريعه

- ج 1 ص 216] و داستان ذيل اين سخن را نشان مى دهد. روزى پيامبر به عمران بن حصين فرمود با من به ديدن فاطمه عليهاالسلام نمى آئى! عمران گفت چرا يا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله

- مايل به ديدار او هستم و با هم به سراغ فاطمه عليهاالسلام رفتيم.

در زديم و پيامبر از فاطمه عليهاالسلام رخصت خواست و فاطمه عليهاالسلام اجازه ورود داد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود كسى همراه من است آيا با او داخل شوم؟ فاطمه عليهاالسلام گفت جز پارچه اى پشمين وسيله اى براى پوشش و ستر خود ندارم.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دستور پوشش داد كه چنين و چنان خود را بپوشان تا وارد شويم فاطمه عليهاالسلام عرض كرد چيزى كه سرم را بپوشاند ندارم

- پيامبر پارچه اى كهنه بهمراه داشت كه با اين پارچه سرت را بپوشان، و فاطمه عليهاالسلام خود را پوشاند و آنان وارد شدند. [ص 42 حليه الاولياء ج 2.]

دامنه ستر و عفاف

دامنه عفاف او به ميزانى است كه حتى از فردى كور و نابينا حجاب مى كند، ابن مكتوم به همراه پيامبر بر فاطمه عليهاالسلام وارد شد. فاطمه عليهاالسلام خود را مستور كرد و كنار آنان آمد. دخترم او كور است و ترا نمى بيند چرا حجاب كردى؟ عرض كرد: او مرا نمى بيند ولى من او را مى بينم اگر در پرده نباشم او بوى مرا استشمام مى كند (كنايه از اينكه آن هم روا نيست) پيامبر فرمود گواهى مى دهم كه تو پاره تن منى اَشَْهَدُ انّك بضعة مِنّى. [ص 134 منتهى الآمال ج 1] همانگونه كه مى بينيد فاطمه عليهاالسلام از جهت عفاف در كمال اوج است و زن مسلمان اگر بانوئى چون فاطمه عليهاالسلام دارد بايد از او تبعيت كند نه ديگران.

آرى، اينكه حدى كمتر از آن را مراجع تقليد و فقها اجازه دادند، بدان خاطر است كه عسر و حرجى در ميان نباشد و كسى به خاطر احساس دربند بودن خويشتن را گرفتار نبيند وگرنه براى آنكس كه خواستار عفت است و مى خواهد همگام فاطمه عليهاالسلام باشد چاره ندارد جز آنكه اين چنين بينديشد و عمل كند.

در صورت جنازه فاطمه

فاطمه عليهاالسلام در امر ستر و عفاف حتى براى پس از مرگ خود در انديشه بود. به اسماء كه محرم رازش بود فرمود: خوش ندارم بر جسد زن پس از مرگ جامه اى افكنند و حجم بدن را وراى جامه نمايان باشد در اين باره چه مى انديشى؟ اسماء گفت در حبشه چيزى در مورد تابوت ديدم كه اينك صورت آن را بر تو نشان مى دهم.

چند شاخه تر گرفت و آنها را خم كرد و به صورت عمارى درآورد و متذكر شد كه جسد مرده را در درون آن قرار مى دهند و حجم بدن نمايان نمى شود. فاطمه عليهاالسلام آن را ديد و پسنديد و فرمود چيز خوبى است نقش زن و مرد در آن از هم متمايز نيست. و چون وفات يافتم تو مرا بشوى و نگذار كسى بر كنار جنازه ام بيايد و مرا در اينگونه از تابوت گذارده [ص 751 الاستيعاب] و در دنباله آن در برخى از روايات آمده است كه فاطمه عليهاالسلام فرمود سَتَرتَنى سَتَرَكَ اللَّهُ، مرا پوشانده اى خداوند تو را بپوشاند (و مى گويند تابوت محمل گونه از آن زمان پديد آمد)

در زينت ها

توصيه و دستور اسلامى اين است كه زن خود را زينت كند ولى براى شوهر، متجمل باشد ولى در خانواده و براى همسر و اسلام آن را يك وظيفه براى زن مى داند و لذات پديد آمده از آن را لذاتى مشروع و حلال. در آنچه كه مربوط به بيرون است اسلام اصرار داد كه زن متجمّل نباشد، خود را به بوئى خوش نيارايد لباس شهرت نپوشد، در وسط خيابان راه نرود، از كشف و پاى او صدائى برنخيزد و... و فاطمه عليهاالسلام اينچنين بود در تمام مدت عمر چنان عمر مى كرد.

روايات ما سخن از اين دارند كه فاطمه عليهاالسلام خود را براى همسر خويش آراست و حتى در يكى از جنگهاى صدر اسلام كه على به سلامت از جنگ بازمى گشت فاطمه عليهاالسلام خود را آرايش كرد و به استقبال على رفت و اين لذت حلالى است كه اسلام بر آن صحه گذارده و بانوى اسلام بدان عامل است و ما قبلاً در اين مورد سخن گفته ايم.

در عين حال اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم براى بيرون محيط خانه مطرح است كه فرموده بود:

- يا فاطِمَةَ ما مِنْ اِمرأَةٍ تَزَّينَتْ حُسْنُهُ اى فاطمه عليهاالسلام زنى نيست كه خود را بيارايد.

- وَ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِها بِاَحْسَنِ مَلْبُوسٍ از خانه خود با زيباترين پوشش خارج شود.

- حَتى يَنْظِرُ اِلَيْها الناسُ و در پى آن در ديد و منظر مردم قرار گيرد.

- اِلَّا لَعَنها مَلائكة السَّمواتِ السمَع وَ الارَضينَ جز آنكه فرشتگان آسمان هفت گانه و زمين ها بر او لعنت فرستند. و َ كانَتْ فى غَضَبِ اللَّهِ حَتى تَمُوْتَ: او همچنان در خشم و غضب خداست تا بميرد. و َ يَوْمَرُ بِها اِلى النّارِ. و فرمان مى دهد او را در دوزخ اندازند.

در عين حال

در عين چنان پوشش و عفافى، زن مى تواند به ضرورت نياز جامعه و خودش حضور اجتماعى داشته باشد، از حق خود و خانواده، و از حق شرافت جامعه و اسلام دفاع كند. پوشش و ستر مانع حق گوئى و حق طلبى، و حتى مانع كار و تلاش نيست، فاطمه عليهاالسلام در عين چنان پوشش و ستر و در عين خانه دارى و فرز