نددارى: معين و همكار همسر است، داراى حضور اجتماعى به موقع است، در مسير هدايت زنان و بانوان است، خط سياسى روشنى را تعقيب مى كند، حق طلب است، مبارز است و در برابر ناروائى ها و نامرداى ها با تمام وجود مى ايستد و حتى خليفه زمان را به محاكمه مى كشاند. تا ريخ فريقين پر است از اينگونه تلاشها و اقدامات و اين از يكسو پاسخى است به آنها كه حجاب را عامل محدوديت و قيد و بند براى كار و تلاش اجتماعى معرفى مى كند و از سوئى ديگر درسى است براى همه آنها كه مى خواهند در صراط مستقيم و وادى حق در سير و سعى باشند.

حضور اجتماعى و مردم

مقدّمه

فاطمه عليهاالسلام از زنانى است كه در جامعه زندگى مى كند. او از ميان مردم برخاسته و با مردم است. سعى دارد با راه و روشى خاص كه مورد تأييد اسلام است و با انديشه اى نشأت گرفته از آن زندگى كند. و نيز او از افراد نادرى است كه حاضر شده است براى مردم درد و رنجى را متحمل گردد و دشواريهاى آن را بر جان بخرد.

او زنى عابده و مقدسه است ولى نه چون راهبان كه ترك دنيا و زندگى گويند و در گوشه محرابى، آن هم در معبدى خود را وقف و متوقف كنند. بلكه وارد جامعه مى شود، به اهتمام در امور اجتماعى مى پردازد و سعى در رفع استضعاف و رهائى مردم در عوارض دارد. مى كوشد مشكل مردم را حل كند، به هدايت زنان بپردازد و بارى از دوش جامعه و زنان بردارد.

هوى پرستان كه در مسير حيات خود از اسلام منحرف شده اند بايد به اين نكته توجه كنند كه رمز سعادت و خوشبختى شان در گرو تبعيت از راه و رسم اسلام است و پيروى از دستورات خداوندى كه جز خير بشر چيزى را نمى طلبد. و هم براى اينكه زنان در رهيابى ها دچار عوارض نشوند ناگزير بايد به دنبال فاطمه عليهاالسلام روند و مشى خود را در زندگى اجتماعى از فاطمه عليهاالسلام پرسند.

اصل در حيات اجتماعى فاطمه

اصل زندگى فاطمه عليهاالسلام اين است كه نخست به خانه و زندگى برسد و سنگر خانواده را مورد عنايت قرار دهد. زيرا همه كارهاى نيك و بد، همه سعادت ها و بدبختى ها از خانه آغاز مى گردند و بشريت براى سر و سامان دادن امور اجتماعى خود ناگزير است از خانواده شروع كند و اين توصيه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است كه فرمود: ابدء بما تعول [درج و گهر.]

فاطمه عليهاالسلام خانه را بصورت يك مدرسه، يك دانشگاه و يك سنگر درآورد و در آن به تربيت نسلى همت گماشت كه شرح آن را در فصول پيشين مطرح كرده ايم و در اين خانه فرزندان و همسر با امنيت فكرى سرگرم دستيابى به مرحله رشد و كمال بوده اند. اينكه على عليه السلام در ميدانهاى جنگ و هم در محيط زندگى موفق بود، بدان خاطر بود كه فاطمه عليهاالسلام همسرى خوب و وفادار در خانه زمينه را براى دلگرمى و شور و شوق او فراهم مى كرد.

خانه على عليه السلام محلى بود كه على در آن خستگى ناشى از كار روزانه خود را حل و رفع مى كرد، و در برگشت از جنگ و جبهه مورد دلگرمى و نوازش بيشتر فاطمه عليهاالسلام بود و هم مركز بحث و مشاوره و تصميم گيرى بود و على عليه السلام مهربان مواجه است.

احساس تعهد

او در عين حال همه زندگى را در خانه خلاصه نمى دانست، بلكه خانه پايگاهى بود كه از آن به رسيدگى امور اجتماعى و مردمى هم مى پرداخت او در جامعه حضور داشت زيرا كار زندگى در راه خدمت به مردم يك وظيفه اجتماعى تلقى مى شود. و هم او از كسانى بود كه در برابر جامعه و شرايط آن احساس مسؤوليت مى كرد.

او تنهائى را دوست دارد، نه بدان خاطر كه از درد جامعه، مخصوصاً زنان امت فارغ بماند، بلكه بدان خاطر كه گاهى در خلوت با خداى خود راز و نياز كند، از او استمداد بجويد، و عجز و درماندگى خود را به او اعلام دارد و براى دردهاى خود و مردم از او شفاء بطلبد.

در عين حال، در همان تنهائى نيز به ياد مردم امت و در طريق انديشيدن براى سعادت و نجات آنان. مگر عبددت تنها در همان چند ركعت نماز و عمل روزه و يا فريضه حج است؟ مگر امر بمعروف، هدايت و ارشاد، دستگيرى از مستمندان، شاد كردن دل يتيمان، حمايت از درماندگان و مستضعفان عبادت نيست؟ فاطمه عليهاالسلام از اينگونه عبادات بسيار دارد.

او اهل تطابق با جامعه است، نه تطابق حيوانى كه در آن آدمى گله وار تسليم جو و شرايط جامعه گردد و همگام با ديگران نينديشيده به پيش رود. فاطمه عليهاالسلام اهل فكر است و هدفدار، مى داند در چه هنگامى و در چه موردى خود را با جامعه تطابق دهد و در كجا تطابق خود را به صورت مخالفت ابراز دارد.

احساس تعهد فاطمه عليهاالسلام در رابطه با خدا و قرآن ايجاب مى كرد كه او در ميان جامعه باشد و حضورش، و از آن مهمتر كيفيت حضورش درسى است براى همه انسانها و انجام مسؤوليتى است كه مى تواند راهنما و روشنگر باشد براى همه كسانى كه از مسؤوليت دم مى زنند.

درس زندگى اجتماعى او

اينكه فاطمه عليهاالسلام چگونه در جامعه حضور داشته باشد؟ چگونه در برابر امور و حوادث موضع مى گيرد؟ چگونه زندگى را سر كند؟ برخوردش با مردم چگونه باشد؟ خود شامل سرى مباحثى است كه فاطمه عليهاالسلام درس عملى آن را از مادر آموخته و از تعاليم و تذكرات و ارشادهاى پدر در آن سود جسته است. اصولاً شيوه او در حضور در عرصه اجتماعى موجد راه و روش نوين و درس آموز براى جامعه انسانى و بويژه زنان است.

او در جنبه هاى اجتماعى از پدر دروس بسيارى آموخت مثل درس اخلاق، درس رفتار اجتماعى، درس مساوات و مواسات و از آن مهمتر درس ايثار، درس وظيفه مندى در برابر افتادگان و محرومان، درس كمك به اسراء، به ايتام به مسكينان، درس يتيم دارى و سرپرستى و كفالت آنان، درس خوشرفتارى با بردگان و زيردستان، درس خدمت به مردم، حتى به بهاى قبول رنج براى خويشتن و...

فضّه بعنوان خادمه اى در خانه او مشغول كار شد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود دخترم آيا مى دانى كه وظيفه خانم خدمتكار چيست. خدمتكار هم انسانى مثل ديگران است، رنج مى برد، خسته مى شود، ادراك دارد، لذات و غير لذت مى فهمد وجودش از چوب و سنگ ساخته نشده و... فاطمه عليهاالسلام پرسيد پس در آن صورت تكليف من در برابر او چيست؟ پيامبر فرمود تكليف اين است كه كارهاى خانه را در ميان او و خود عادلانه قسمت كنى... و فاطمه عليهاالسلام تا پايان عمر اين چنين كرد.

او با اينكه عهده دار امور خانه بود، و با اينكه به تربيت فرزندان مى پرداخت و كانونى آنچنان گرم و متعهد را مسؤلانه مديريت مى كرد از مشاركت اجتماعى خود را دور نداشت و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله براى او برنامه و تكليفى معين كرد كه او در آن شركت كند. از جمله امر هدايت زنان، و حل و رفع مسائل و مشكلات آنها، شركت در مراسم بيعت زنان با پيامبر، حتى حضور در برنامه مباهله با نصاراى نجران كه قرآن به آن اشاره دارد [آيه 61 سوره آل عمران.]

در اهتمام به امور مسلمين

فاطمه عليهاالسلام مسلمانى است كه اهتمامى وافر به انجام امور مسلمين دارد مى داند كه هركس صبحگاهان از خواب سر برمى آورد بايد در اهتمام به امور مسلمين باشد و در غير اين صورت مسلمان نيست. (م