را به اسم دعا مى كرد و از گرفتاريها، درماندگى ها و بدهكارى شان از خدا رفع مشكل مى خواست. [ص 142 كشف الغمه.] او مردم را دوست داشت و مى خواست دلشان آرام باشد و در زندگى خود مشكلى نداشته باشند.

او حتى براى سراى ديگر انسانها هم مى انديشيد و مى خواست آنها بهشتى شوند. بخشى مهم از تلاشهاى فاطمه عليهاالسلام براى بهشتى كردن مردم بود. به پدر گفته بود اين آرزو را دارم از خداى تبارك و تعالى بخواهى كه مهريه مرا شفاعت گنهكاران امتّت قرار دهد و درهمى را كه از على عليه السلام بابت مهريه ام گرفتى به او برگردان... وَ تَدْعُو اللّه اَنْ يَجْعَلَ مَهَرْىِ الشَفاعَةَ فى عُصَاةِ اُمّتِكَ [احقاق الحق ج 10.]

اينان از كسانى بودند كه اگر مشكلى برايشان پيش مى آمد آن را در راه خدا براى خويش تحمل مى كردند و دلشان براى مردم مى طپيد. درد و رنج مردم را روا نمى دانستند

- وگرنه دليلى نداشت كه اشك فاطمه عليهاالسلام از ديدار يتيمان دردمند مردم جارى شود و براى فقيرى، تنها موجودى خود را هبه كنند.

پاداش فاطمه

اينكه خداوند در ازاى چنان خدمات و صبرى به فاطمه عليهاالسلام و خاندان او چه پاداشى عنايت مى فرمايد مسأله اى است كه ما را توان ادراك آن نيست. بر اساس پاره اى از روايات، و هم بر مبناى آيات روشن قرآن به بخشى از آن پاداش ها آگاهيم از جمله حديثى است كه عبدالله ابن مسعود در تفسير اين آيه از پيامبر نقل مى كند: اِنّى جَزَيْتُهمُ الْيَوم بِما صَبَرُوا اِنَّهُم هُم اَلْفائِزون [آيه 111 سوره مؤمنون.] يعنى جَزَيْتُهمُ بِالجَّنهِ الْيَومَ

بَصِيرٍ عَلى بن ابى طالِبَ، وَ فاطمَةَ، وَالحَسَن وَالحُسَين فِى الدّنيا عَلَى الطُاعاتِ وَ عَلى الجُوعِ وَالفَقْرِ وَ بِما صَبَرُوا عَلى اَلْمَعاصى وَ صَبْرو اَعلى البَلاء لِلَّه فِى الدُّنيا اِنَّهُم هُم الفائِزُونَ وَالمناجُوْنَ مِن الحِسابِ [ص 408 المصدر.]

- آيه مى گويد آنها را بخاطر صبر و مقاومتشان پاداش خواهم داد و آنها رستگارانند. تفسير آن آيات گويد يعنى امروز آنها را به صبر على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهم السلام در دنيا در طريق طاعات، و به صبر بر گرسنگى و فقر، و به صبر در خوددارى از معاصى و به صبر در بلاء و مصيبت هائى كه براى خدا در دنيا متحمل شده اند پاداش بهشت خواهم داد آنان رستگاران و نجات يافتگان از حسابند.

آرى بهشت مشتاق لقاى چنين زنى است پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود اِشتاقَتِ الجّنةَ اِلى اَربعَ مِنَ اَلنِساء بهشت مشتاق ديدار چهار زن است. مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه دختر خويلد كه همسر پيامبر در بهشت است، و فاطمه عليهاالسلام دختر محمد صلى اللَّه عليه و آله [ص 94 الزهراء

- ملامحسن فيض.] فاطمه عليهاالسلام به مناسبت خدماتش در اسلام محبوب خدا و پيامبر بود و هم در دوران حيات و پس از وفاتش در دل مؤمنان جاى داشت و محبّت او را در قلب خود جاى مى دهند. 
تعصب شكنى ها

مقدّمه

زندگى فاطمه عليهاالسلام زندگى بابركتى بود، زيرا وقايع و جرياناتى در مسير زندگى او پديد آمدند كه موضعگيرى فاطمه عليهاالسلام در آنها و هم تأييد و يا طرد و رد آن واقعه سبب شده اند كه تكليف مردم با استفاده از سنّت روش باشد. شك نيست كه آيات قرآن حقايق دينى را در اختيار مى گذارند ولى سنّت بعد عملى و اجرائى آيات را نشان مى دهد و پرده از روى ابهام برمى دارد.

از بركات وجودى فاطمه عليهاالسلام يكى اين است كه بسيارى از تعصب هاى جاهليت كه در جامعه مسلمين رواج داشتند در سايه مواضع او و گاهى هم مواضع پدر درباره او از ميان برداشته شده اند. عملكرد رسول الله صلى اللَّه عليه و آله درباره فاطمه عليهاالسلام بگونه اى بود كه مسلمين درمى يافتند در رابطه با فلان مسأله چگونه موضع بگيرند

- و يا عمل فاطمه عليهاالسلام در شرايطى معين سند و حجّتى شد براى جامعه امروز كه بدانند در هر مورد خاص چگونه بايد عمل كنند. بدين سان تأثير فاطمه عليهاالسلام در تاريخ اسلام از جهات متعددى فوق العاده به حساب مى آيد و كار و برنامه اش سبب زنده ماندن بسيارى از تعاليم اسلامى شد.

فاطمه بعنوان كوثر

فاطمه عليهاالسلام خير كثير است و مصداق آيه شريفه اِنَّا اَعْطيناكَ الْكوثَر [سوره كوثر.] ولادت او هم درس آموز بود و هم مايه بركت. در عصرى بدنيا آمد كه مردم زن بودن و دختر بدنيا آمدن را ننگ مى دانستند. در فرهنگ سنتى آن روز يا تولد دختران دلها را به هراس مى افكند و عدم ولادت پسرى در خانواده كافى بود كه آن را محكوم به فنا بشناسند و او در چنين شرايطى بدنيا آمد. و لادت او سببى شد كه بار سنّت ها و عادات غلط درهم بشكند و تعصب هاى متعفّن ضدّ انسانى از ميان برداشته شود. موضعگيرى پيامبر در ولادتش درسى است براى همه انسانها كه بدانند دختر هم موجودى انسانى و گرانقدر و وجودش مايه خير و روشنائى محفل خانواده است. و نيز پيامبر با اتخاذ موضع نيكو در رابطه با فاطمه عليهاالسلام عملاً به مردم نشان داد كه دختر هم مى تواند بمانند پسر در محيط خانه عامل نشاط و شادابى باشد، موجب احساس كمال والدين باشد، خيرآفرين باشد آن هم واجد خير كثير، و حتى دختر مى تواند ولايت و امامت را تداوم بخشد. و مى دانم فاطمه عليهاالسلام وارث همه پيامبران و بلكه رابطى بين دو امر مهم رسالت و نبوّت است.

تعصب شكنى فاطمه

پيامبر در آن جوّ بحرانى و در عين تحمل آن مصائب كمرشكن ولادت او را به فال نيك گرفت و او را به گلى تشبيه كرد كه استشمام آن وجود جان را معطّر مى سازد (رَيْحانَهٌ اَشُمُها). چه بسيارند برنامه هائى كه توسط رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله درباره فاطمه عليهاالسلام پياده شدند و امروز بعنوان حجتى براى زنان مطرح است. فاطمه عليهاالسلام از ديدى ام الزّمان است در شرايط خاصى از زمان پديد آمد كه براى تعصب شكنى بسيار مناسب بود.

رفتار پيامبر با فاطمه عليهاالسلام درس است و حكايت از تعصب شكنى او دارد. اينكه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دست دختر كوچكش را مى بوسد خود يك نوع تعصب شكنى است و ضربه اى است بر پيكر افكار پوسيده مردم آن روزگار كه زن و دختر را داخل آدم بحساب نمى آورند و حتى اين ضرب المثل بصورت شعر وجود دارد كه بهترين داماد براى آدمى قبر است.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله با موضعگيرى خاص خود درباره دختر خويش به انسانها آموخت كه راجع به دختران چگونه تلقى داشته باشند و درباره زن و ارزش وجودى او چگونه بينديشيد. معنى مواضع او خطابى به مردان است كه از كبر و افاده خود بيرون آئيد و بفهميد كه زن هم در خور مقام دست بوسى است. و هم خطابى به زن است كه از حقارت خود بدر آى و ملعبه ديگران مباش.

بابى جديد در زندگى

اما فاطمه عليهاالسلام نيز خود در مشى و روش زندگى خود بابى جديد را آغاز كرد كه منجر به شكستن قالبهاى قديمى و پوسيده بود و عملاً نشان داد زن هم مى تواند همگام با مردان به پيش رود و به بالاترين مدارج قرب دست يابد. زن نه تنها انسان است بلكه م